سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵
سیاسی

نقدی بر انتقادات به رئیس‌جمهور برای بیان واقعیات

نقدی بر انتقادات به رئیس‌جمهور برای بیان واقعیات
ندای لرستان - هم میهن/متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست به نظر می‌رسد که منتقدان انگیزه‌ای دیگر از بیان این انتقادات دارد. شاید ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
به نظر می‌رسد که منتقدان انگیزه‌ای دیگر از بیان این انتقادات دارد. شاید بیم‌شان از این باشد که بیان واقعیات خطاب به مردم، موجب شود که جامعه مطالباتی را خطاب به سیاست‌گذار مطرح کند و این دسته از منتقدان از بیان این مطالبات هراس دارند.
آرمین منتظری| این روزها عده‌ای از رسانه‌ها و برخی از تحلیلگران وابسته به جناحی خاص مدام به بیان برخی واقعیات اقتصادی و سیاسی از سوی رئیس‌جمهوری انتقاد می‌کنند. حرف‌شان این است که چرا رئیس‌جمهور با بیان برخی واقعیت‌ها درباره شرایط اقتصادی و سیاسی کشور، تصویری ضعیف از ایران ارائه می‌دهد و این اقدام ایالات متحده را در پیگیری سیاست‌هایش در قبال ایران جسورتر می‌کند.
از هر جهت به این نوع انتقادات بنگریم، پای استدلال منتقدان می‌لنگد. سوال نخست این است که آیا مردم نباید از شرایط واقعی که در آن هستند، آگاه باشند؟ این وظیفه هر دولتی است که دلایل فشاری شدید و طاقت‌فرسایی که مردم تحمل می‌کنند را با زبان صریح بیان کند. این ابتدایی‌ترین حق مردمی است که بار اصلی فشار این جنگ را بر دوش می‌کشند. مردم باید بدانند که چرا فشار را تحمل می‌کنند. ابعاد این فشار چیست؟ حدودا قرار است تا جه زمانی ادامه داشته باشد. دولت برای کم‌کردن این فشارها چه اقداماتی در نظر دارد و کجاها دستش بسته است و به طور چشم‌انداز آینده بر فرض ادامه همین سیاست‌ها چیست؟ چرا بیان واقعیت خطاب به مردم برخی را عصبانی می‌کند؟ بیان واقعیت وظیفه‌ای بنیادی است که هر حاکم در قبال مردمش بر دوش دارد.
دوم اینکه چرا برخی فکر می‌کند که این آمار و ارقامی از سوی رئیس‌جمهور اعلام می‌شود، محرمانه است و کسی از آن مطلع نیست و بنابراین بیانش تصویری ضعیف از کشور ارائه می‌کند؟ آیا واقعا این دسته از منتقدان فکر می‌کنند که این آمار و ارقام و بیان واقعیت وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران اطلاعاتی است که از چشم و گوش مقامات ایالات متحده پنهان مانده؟ در مقابل، آیا تحلیلگران جهان از محدودیت‌های آمریکا در این جنگ از جمله کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر و محدودیت‌های اقتصادی این کشور در این جنگ، مطلع نیستند؟ آیا در عصر گردش آزاد اطلاعات، می‌توان این اطلاعات را پنهان نگاه داشت؟ آیا واقعیت انتظار دارند بپذیریم که سیاست‌گذاران در ایالات متحده نسبت به واقعیت وضعیت اقتصادی ایران ناآگاه هستند و هر روز منتظرند ببینید رئیس‌جمهوری ایران چه می‌گوید تا بتوانند سیاست‌گذاری کنند؟
به نظر می‌رسد که منتقدان انگیزه‌ای دیگر از بیان این انتقادات دارد. شاید بیم‌شان از این باشد که بیان واقعیات خطاب به مردم، موجب شود که جامعه مطالباتی را خطاب به سیاست‌گذار مطرح کند و این دسته از منتقدان از بیان این مطالبات هراس دارند. اگر اینطور است آنوقت این سوال بنیادین مطرح می‌شود که چرا یک جامعه نباید اجازه داشته باشد از دولتمردانش بخواهد که هر چه سریع‌تر با تدبیر و اتخاذ به موقع تصمیم، شرایط پرفشار را از میان برده و باری از روی دوش نحیف این جامعه زخم‌خورده بردارند؟
کسانی ممکن است مخالف بیان این مطالبات باشند، که خواسته و دیدگاه‌هایشان به طور واضح خلاف مطالبات اکثریت افکار عمومی و مطالبات عامه مردم است. و آن وقت این سوال مطرح می‌شود که برخی رسانه‌ها و نمایندگان منتقد دولت، آیا نباید بازتاب‌دهنده مطالبات اکثریت جامعه باشند و یا اینکه صرفا ترجیح می‌دهند که صدای صرفا بخشی از جامعه باشند؟


نظرات شما