ندای لرستان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ده ماه پس از ترور چارلی کرک، فعال سیاسی نزدیک به ترامپ حالا نوبت لیندسی گراهام، نماینده تندرو جمهوریخواه بود که با مرگش فضای سیاست جهانی را تکان دهد. گراهام ۷۱ساله به دلیل دخالتهای بیمحابا در امور کشورهای مختلف از جمله ایران و منطقه خاورمیانه و همچنین اظهارات تندوتیز علیه روسیه در جنگ با اوکراین و مواضع شدید علیه اتحادیه اروپا، چهره خود در سبد جمهوریخواهان کنگره را برجسته کرد. همین باعث شد «بیماری کوتاه و ناگهانی» بهعنوان علت مرگ اعلامی از سوی دفتر او، مورد پذیرش افکار عمومی قرار نگیرد و شائبههایی در این باره مطرح شود. همچنین آخرین سفر گراهام در روزهای اخیر به اوکراین بوده و بازدیدی از کارخانههای اسلحهسازی داشته است که پس از آن توسط روسیه بمباران شد؛ این موضوع نیز به شائبهها افزوده است. بااینحال روز شنبه 20 تیر 1405، تبدیل به یک روز استثنایی برای جامعه جهانی بود؛ زیرا طی آن، رژیمهای صهیونی و اپستینی یکی از مهمترین حامیان خود را از دست دادند و ایران و خاورمیانه شاهد مرگ یکی از مغز متفکران جنگافروزی در سطح جهانی بودند و نسبت به از بین رفتن کسی که قصد داشت نقشه منطقه را به نفع اسرائیل در هم بکشد، ابراز شادی کردند.
لابیگری که از دشمن به دوست ترامپ تبدیل شد
فعالیتهای حرفهای گراهام با پیوستن به نیروی هوایی آمریکا در سال ۱۹۸۲ آغاز شد. او بهعنوان وکیل نظامی سالها کار کرد و حتی در دوران حضورش در کنگره نیز بهعنوان نیروی ذخیره در مناطق جنگی مثل عراق و افغانستان حضور کوتاهمدت داشت. او در نهایت پس از ۳۳ سال خدمت با درجه سرهنگی از ارتش بازنشسته شد. گراهام ابتدا به مجلس نمایندگان ایالتی رفت، سپس عضو مجلس نمایندگان آمریکا شد و از سال ۲۰۰۳ تا زمان مرگش بهعنوان سناتور ارشد کارولینای جنوبی فعالیت کرد. او در سنا ریاست کمیتههای مهمی مثل کمیته قضایی و کمیته بودجه را بر عهده داشت و به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای حزب جمهوریخواه تبدیل شد. او در سیاست خارجی بهعنوان یک «جنگطلب» یا مداخلهگر شناخته میشد. گراهام همیشه باور داشت آمریکا باید نقش نظامی قدرتمندی در جهان داشته باشد و از حامیان سرسخت افزایش بودجه دفاعی و تقویت اسرائیل بود. مواضع او در قبال کشورهایی مثل ایران و روسیه همیشه تند بود و در ماجرای ربایش نیکولاس مادورو، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، بهعنوان حامی این عملیات، نقش مؤثری داشت.
یکی از نکات عجیب درباره او، تغییر رابطهاش با دونالد ترامپ بود. او که در ابتدا از منتقدان سرسخت ترامپ بود و او را برای ریاستجمهوری نامناسب میدانست، بعدها به یکی از نزدیکترین متحدان و مشاوران او تبدیل شد. موضوعی که برخی تحلیلگران به موضوع «لابیها» نسبتش میدهند. گراهام هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت؛ در عوض تمام عمر خود را وقف فعالیتهای سیاسی و نظامی کرد که شامل لابیگری برای ماشین کشتار رژیم صهیونی و وزارت جنگ آمریکا میشد.
چرا ایران خاری در چشم گراهام بود؟
ریشههای دشمنی لیندسی گراهام با ایران در چند لایه قابل صورتبندی است.
در لایه اول، این دشمنی از یک ایدئولوژی خاص نشئت میگرفت. بر این اساس، گراهام با ادعاهایی موهوم و باطل، ایران را «بزرگترین حامی تروریسم در جهان» و یک «دولت شیطانی» میدید که تهدیدی وجودی برای نظم جهانی است. او معتقد بود تنها راه مقابله با چنین قدرتی، استفاده از زور است و به همین دلیل همیشه از گزینه نظامی علیه ایران حمایت میکرد. او حتی پیشنهاد میکرد که ایران باید از «مدل خلع سلاح هستهای لیبی» پیروی کند؛ مدلی که در نهایت به فروپاشی حکومت لیبی منجر شد.
در لایه دوم، وفاداری مطلق او به رژیم صهیونی قرار داشت. او که بهعنوان «مرد اسرائیل در سنای آمریکا» شناخته میشد، روابط بسیار نزدیکی با نتانیاهو داشت و بهعنوان بلندگوی لابی «آیپک» (قدرتمندترین لابی صهیونیستی در آمریکا) در کنگره عمل میکرد. نفوذ این لابی بر او چنان زیاد بود که حتی برخی دموکراتها و منتقدان آمریکایی او را «نماینده روابط عمومی یک دولت بیگانه» توصیف میکردند. گراهام میگفت امنیت اسرائیل با منافع آمریکا گره خورده و هر دشمنی با اسرائیل، دشمنی با آمریکاست. به همین دلیل در اواخر عمرش با اصرار از دولت ترامپ میخواست که به زیرساختهای حیاتی ایران مثل «جزیره خارک» حمله کند و تأکید داشت اگر ایران تسلیم نشود، ترامپ باید «کار را تمام کند». نتانیاهو بلافاصله پس از مرگ گراهام، در مصاحبه با فاکسنیوز تعریف کرد که در آخرین گفتوگویی که با لیندسی گراهام داشته، به او گفته «ما میتوانیم از خودمان دفاع کنیم.» لیندسی بهشدت عصبانی شده و گفته: «بههیچوجه! شما نمیتوانید این کار را انجام دهید.» نتانیاهو درباره این مکالمه گفت: «او بهقدری به امنیت اسرائیل متعهد بود که حتی با من بحث کرد تا کمکهای مالی آمریکا به اسرائیل ادامه یابد.» او حتی درگیری نظامی با ایران را یک «سرمایهگذاری ارزشمند» میدانست که میتواند منجر به تسلط آمریکا بر منابع نفتی شود، اما همه حلقه اطرافیان ترامپ با این نظرات بیپروایانه او موافق نبودند.
در لایه سوم، پای پول و منافع شرکتهای بزرگ اسلحهسازی در میان بود. گراهام رابطه خوبی با پیمانکاران نظامی آمریکا داشت و مبالغ کلانی برای مبارزات انتخاباتی خود از آنها دریافت میکرد. خودش یک بار گفت: «اگر یک پیمانکار دفاعی بودم، حامی بزرگ لیندسی گراهام میشدم.» هر چقدر تنش با ایران بالاتر میرفت، نیاز به بودجه نظامی بیشتر و خرید تسلیحات سنگینتر میشد که مستقیماً به سود حامیان مالی او بود. گزارشها نشان میدهد ثروت شخصی او در دوران حضورش در قدرت رشد چشمگیری داشت و از حدود ۱۹۰ هزار دلار به رقمی بین «4.5 تا ۵ میلیون دلار» رسید. موضوعی که باعث شد بسیاری ریشه مواضع جنگطلبانه او را در منافع مالیاش بدانند.
عزای عمومی در اسرائیل
اسرائیلیها حق داشتند از مرگ گراهام بهعنوان اسرائیلیترین نماینده آمریکایی در مجلس ناراحت شوند. برای آنها، گراهام بهعنوان یکی از اصلیترین ستونهای حمایتی تلآویو در واشنگتن شناخته میشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با لحنی بسیار متأثر اعلام کرد که او و همسرش یک «دوست عزیز» را از دست دادهاند. او تأکید کرد گراهام بهخوبی درک میکرد که «امنیت اسرائیل و آمریکا از یکدیگر جدا نیستند» و با مرگ او، اسرائیل یکی از بزرگترین دوستانش و آمریکا یک میهنپرست واقعی را از دست داده است.اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی نیز با ابراز شوک و غم فراوان، از گراهام بهعنوان «دوست بزرگ اسرائیل» یاد کرد. او گفت آنها هرگز فراموش نخواهند کرد که گراهام چگونه در «سختترین لحظات» در کنارشان ایستاد و همیشه سپاسگزار وفاداری و صداقت او خواهند بود. در میان اعضای کابینه، گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه، گراهام را «بهترین سناتور و بهترین دوست» خطاب کرد و حمایتهای او را بیمرز دانست. یسرائیل کاتس، وزیر جنگ، مرگ گراهام را یک «ضایعه سنگین برای تلآویو» توصیف کرد و از او بهعنوان «حامی سرسخت حق اسرائیل برای دفاع از خود» یاد کرد. همچنین ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم به «شفافیت اخلاقی» و شجاعت گراهام اشاره و تأکید کرد «یاد حمایتهای بیدریغ او» همیشه در ذهن صهیونیستها باقی خواهد ماند.
عمو لیندسی!
هر چیزی که شمهای از ضدیت با ایران را داشته باشد، برای پهلویپرستها قابلستایش است. بنابراین لیندسی گراهامی که جزو پرچمداران فرافکنی علیه ایران بود، تبدیل به قلاب جدیدی برای آویزان شدن این جماعت شد.درحالیکه گراهام چهار ماه قبل گفت «ما این مردم (ایران) را حسابی با خاک یکسان خواهیم کرد»، سلطنتطلبهای فاندبگیر نهتنها این موضع او را -که در ضدیت با موجودیت ایران است و صرفاً جمهوری اسلامی را هدف نمیگیرد- نقد نکردند که حتی نسبت به آن ذوقوشوق نشان دادند و عشقشان به ضدایرانیترین نماینده آمریکایی بیشتر شد. این عشق اما کاملاً یکطرفه بود. زمانی که کریستین امانپور، مجری سرشناس از لیندسی گراهام پرسید «میدانم رضا پهلوی در میان حضار نشسته است، آیا شما حمایت خود را از رضا پهلوی اعلام میکنید؟ آیا آمادهاید بگویید که او همان فردی است که ایالات متحده یا خود شما بهعنوان یک سناتور ارشد جمهوریخواه از او حمایت میکند؟» گراهام با یک «نه» صفر درجه احساس پهلویستها به خود را منجمد کرد. آویزوناسیونها اما هنوز آنقدر باغیرت نشده بودند که بعد از اینهمه تحقیر توسط سران آمریکا و اروپا، وابستگی خود به آنها را کاهش دهند؛ در نتیجه در تجمعات خود، کسی که تا لحظه مرگش آرزوی نابودی ایران را داشت «عمو لیندسی» خطاب کردند. رضا پهلوی که از مرگ همکار خود در مکیدن خون مردم ایران عزادار شده بود در پیامی نوشت از «درگذشت ناگهانی» گراهام که او را «دوست استوار مردم ایران و مدافع پر افتخار آزادی» خطاب کرده، «عمیقاً» اندوهگین شده است!
دنیا جای بهتری شد
مرگ گراهام در سطح بینالمللی با واکنشهای تند علیه او و گاهی توأم با شادی روبهرو شد. دمیتری لاسکاریس، وکیل و روزنامهنگار کانادایی با صراحت اعلام کرد «دنیا از همین لحظه جای بهتری شده است.» تیم اندرسون، نویسنده سرشناس استرالیایی با عبارت «خلاص شدن از شرش خوب است» به استقبال این خبر رفت. همچنین سردبیر وبسایت «۵ پیلارز» اشاره کرد که تصور کنید یک انسان به جایی برسد که میلیونها نفر از مرگش خوشحال شوند. مت والاس، فعال رسانهای آمریکایی اشاره کرد گراهام تمام عمرش را صرف «فروختن روحش در برابر پول» کرد و اکنون در جایی است که «شایسته آن است.» آنجلو جولیانو، تحلیلگر ایتالیایی نیز او را فردی دانست که زندگیاش را وقف «پولپرستی و مجتمعهای نظامی-صنعتی» کرده بود و تا آخرین روزهای عمرش به دنبال فروش سلاح بود. دکتر حمود النوفلی، دانشیار دانشگاه سلطان قابوس هم مرگ ناگهانی او را نشانهای از «عدالت الهی» درباره ظالمان و کسانی دانست که از جنگ و اشغالگری حمایت میکردند.