ندای لرستان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سیدمهدی طالبی| درگیریهای نظامی ایران و آمریکا در دورهای که آتشبس نام دارد، در حال تشدیدند. تعداد حملات افزایشیافته، به اهداف بیشتری حمله میشود، جغرافیای آتش توسعهیافته و درگیریها در برخی مقاطع پیوستهاند. روز گذشته (یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ۱۲ جولای ۲۰۲۶) دو طرف در دو نوبت بامداد و عصر با یکدیگر درگیر شدند که پیوستگی نبردها در طول یک روز را نشان میدهد. از نظر پیوستگی روزانه، حملات یکشنبه و درگیریهای شنبه پیوند میخورند. چند نوبت درگیری در هر روز و تکرار آن برای چند روز، در عمل خروج از آتشبس و شروع جنگی است که به طور رسمی جنگ نامیده نمیشود. این مسئله امری توصیفی نیست؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در روزهای اخیر بهصراحت اعلام کرد دیگر آتشبس وجود ندارد. او در یک نوبت، پس از حملات آمریکا اعلام کرد امشب نیز حمله خواهیم کرد؛ این اظهارنظرها و اتفاقات پیوستگی حملات را نشان میدهند و نماد اضمحلال آتشبس است. آنچه دراینخصوص دیپلماسی میتواند انجام دهد احیای آتشبسی است که از بین رفته.
ابعاد حملات و تحولات
تحولات روزهای اخیر ابعادی دارند که در ادامه به آنها پرداخته شده است.
1- حملات از پایگاههای دولتهای عربی به خاک ایران انجام میشود. این در حالی است این حملات در زمانی انجام میشوند که حملهای به خاک آنها انجام نشده است. ادعاهای آنها درباره مورد حمله واقعشدن فرار روبهجلو و فاقد ارزش است.
2- عمان یک هدف مهم است که ارزش آن در دور بعدی درگیریها افزایش مییابد. از عمان برای ایجاد کریدور جنوبی تنگه هرمز، پشتیبانی از ناوگان دریایی آمریکا در دریای عمان و حمایت از مبادلات و نقلوانتقالات به دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس در طول درگیریها استفاده میشود. ضروری بود فضایی برای هدف قرار دادن آن ایجاد شود. با اشتباه دشمن و مسقط در ایجاد کریدور عمانی این فضا مهیا شد.
3- دشمن در اقدامات خود روی به پرتاب راکتها و موشکهای نیمه بالستیک آورده است. چند نکته در این باره به ذهن میرسد. هراس از تلهگذاری پدافندی ایران و احتمال بروز خطر برای هواگردهای دارای سرنشین، کاهش فشار بر نیروی هوایی آمریکا، استفاده از تسلیحات ذخیره شده دولتهای عربی بهجای مهمات متعلق به آمریکا و در نهایت اعتمادبهنفس یافتن و ورود مستقیم این دولتها به جنگ از جمله اهداف این نوع از حملاتند. کویت و بحرین در میان دولتهای عربی حاشیه جنوبی، آسیبپذیرترین، در معرض خطرترین و آسانترین اهداف برای انواع تهاجمها هستند و اصرارشان بر تخاصم، آنها را در موقعیتهای دشوار نگه میدارد.
4- تنگه هرمز ابزار مؤثری است که باید از آن بهره گرفت. عدهای در داخل میگویند به دلیل راهافتادن صادرات تانکری روی زمین و بهرهگیری از خطوط لوله نباید از هرمز استفاده کرد و استفاده اولیه از آن را هم اشتباه میدانند. دو خط لوله منتهی به بندر ینبع عربستان در دریای سرخ و بندر الفجیره امارات در دریای عمان، مدتها قبل از جنگ ساخته شدهاند. اگر هم صحبت از احیای خط لوله کرکوک - بانیاس یا خط لوله به سمت ترکیه از عراق میشود، قدمت این خط لوله به دههها قبل باز میگردد. تنگه هرمز در تمام دورانی که خط لوله کرکوک - بانیاس، خط لوله به سمت ترکیه، ینبع و الفجیره فعال بودند، اهمیت خود را از دست نداد. ازسویدیگر این خطوط لوله در زمانهایی ساخته شدند که تنگه هرمز هیچگاه مسدود نشده بود، همچنین قبل از کشف نفت، هرمز اهمیت داشت و اگر اهمیتش کمتر از امروز بوده، دلیلش ناچیز بودن حجم تجارت جهانی در چند صدسال قبل نسبت به امروز است. هر نگاهی که با طعنه و استدلالهای اشتباه در پی تضعیف موضع ایران بر تنگه هرمز باشد باید شناسایی و رد شود. تسلط بر تنگه و ایجاد سایه بازدارندگی همهجانبه روی میادین انرژی و مراکز مالی درون خلیجفارس، هیچراه خروجیای برای رهایی دشمن از خطر باقی نمیگذارد. اگر کسانی نگران کاهش تأثیر اهرم تنگه هستند راهکار آن رهاکردن آن نیست؛ بلکه باید این اهرم با اقداماتی تقویت شود. هرمز مصداق این سخن بهظاهر زیبا نیست که استفاده مداوم از یک اهرم آن را ناکارآمد میکند، بلکه مصداقی از این واقعیت است که برخی اهرمها با استفاده مداوم و توسعه، کارآمدتر میشوند.
5- حال که تنگه هرمز روی ریل کنترل و دریافت هزینه تأمین امنیت قرار گرفته است، تنگه بابالمندب و سواحل مقابل یمن در دریای سرخ نیز باید به شکل رسمی یا غیررسمی شاهد این رویه باشند.
6- موشک و پهپاد تنها ابزارها و انسداد هرمز تنها اهرم ایران در جنوب نیست؛ همانگونه که دشمن به دنبال استفاده از کارت تهاجم زمینی در این منطقه است، محور مقاومت نیز از کارت حملات زمینی در آن برخوردار است.
7- حمله به عمان نشاندهنده آمادگی ایران برای ورود به درگیری با شناورهای آمریکایی در صورت اعمال مجدد محاصره دریایی است. شناورهای آمریکایی دخیل در محاصره، برای تعمیر، نقلوانتقال خدمه، دریافت مهمات و تدارکات و شناساییهای راداری، به بنادر عمان و امارات در دریای عمان و تنگه هرمز وابستهاند. ایران در دور قبل بهجای برخورد نظامی با محاصره دریایی آمریکا آن را در میز مذاکره رفع کرد و با عمان نیز در آن برهه چالشی نداشت. ورود عمان به دایره اخلال و کارشکنی آمریکا در تفاهمنامه اولیه فضا را به سمتی برده که ایران راهی جز برخورد نظامی با محاصره دریایی نخواهد داشت.
8- عصر روز گذشته منابع کویتی از حمله غافلگیرانه ایران به مراکز استقرار یگان موشکی آمریکا در خاک این دولت خبر دادند. حملات به کویت تبدیل به رویه همیشگی شده است؛ اما هر نوبت حمله به پایگاههای آمریکا در این دولت پس از حملات واشنگتن به جنوب ایران صورت میگرفت. پس از حملات بامداد روز گذشته اینگونه تلقی میشد که این موج از حملات پایانیافته است. حملات عصر روز گذشته اقدامی پیشدستانه برای تخریب پرتابگرها و ذخایر آمریکا بود که برای نخستینبار صورت گرفت.
9- به دلیل گسیل تجهیزات نبرد زمینی به منطقه توسط آمریکا و قرارداشتن مناطق جنوبی در سناریوهای یورش زمینی، ایران تمایل زیادی به ادامه حملات به پایگاههای آمریکا در جنوب خلیجفارس با چند هدف دارد. این اهداف شامل تخریب تأسیسات باقیمانده، آسیب به تجهیزات جدید وارد شده به آنها، جلوگیری از بازسازی و ادامه هزینهزا نشان دادن میزبانی از پایگاههای آمریکایی به دولتهاست. ایران میخواهد امکان اجرای حملات هوایی و زمینی از جنوب خلیجفارس را تضعیف کند.
10- آمریکا در حمله به ایران به طور گسترده از مهمات خود مانند موشکهای کروز و بمبهای هدایتشونده استفاده کرد. کاهش ذخایر و نیاز به آنها برای موازنه در شرق آسیا و دیگر مناطق باعث حرکت آمریکا به سمت استفاده از موشک بالستیک تاکتیکی شده است. آمریکا گرچه تعداد کمتری موشک زمینبهزمین نسبت به دیگر مهمات خود دارد، اما از همین ذخایر به مقدار کمی استفاده کرده و احساس میکند میتواند با استفاده از آنها فشار بر موشکهای کروز خود را کاهش دهد.
11- آمریکا در حملات نظامی خود که با نقض تفاهمنامه اولیه صورت میگیرند، دایره آتش خود را از تنگه هرمز و استان هرمزگان به چند استان دیگر ایران کشانده و باهدف قرار دادن پل راهآهن آققلا، اهداف جدیدی را به لیست خود افزوده است. ایران متقابلاً اهداف خود را گستردهتر کرد و بهجای اکتفا به هدف قرار دادن بحرین و کویت، اردن، عمان و قطر را نیز به لیست خود افزود. عمان هیچگاه مورد حمله ایران قرار نگرفته بود و قطر در دوره آتشبس شاهد حملهای نبود. اضافهشدن این دولتها به لیست حملات ایران، پاسخی به توسعه جغرافیایی حملات آمریکاست. از نظر اهداف جدید، ایران برای نخستینبار به پایگاه شاهزاده حسن اردن حمله کرد که به نظر میرسد پس از جنگ، مرکز اصلی هدایت و پرواز پهپادهای شناسایی - رزمی آمریکا به آن منتقل شده است. ازسویدیگر حملات به بندر الدقم عمان در استان مسندم در جنوب تنگه هرمز حملهای زیرساختی بهحساب میآید. کویتیها ادعا کردهاند ایران یک اسکله نفتی آنها را هدف قرار داده است؛ این اسکلهها پوشش نصب تجهیزات شناسایی و استقرار کماندوهای آمریکاییاند، اما تخریب آنها اقدامی علیه زیرساختهای دشمن هم به شمار میرود.