ندای لرستان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
هفت ماه پس از زمینگیر شدن «هرکولس» آمریکایی در اصفهان طی عملیات موسوم به «جستوجو و نجات»، روز گذشته (دوشنبه 4 آبان 1405) خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی با یک هرکولس دیگر وارد تهران شد تا جستوجو و نجات را در جای درست اجرا کند. همراه با او، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه هم بهمنظور دیدار و رایزنی با سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران و شرکت در یک نشست مشترک وارد تهران شدند. سفر مقامات این 3 کشور به ایران در شرایطی صورت گرفته که در طول دهههای اخیر، آمریکا خود را به عنوان «ضامن امنیت» به کشورهای منطقه تحمیل کرده بود و در کلانراهبردش برای غرب آسیا، به همراه رژیمصهیونیستی «ایرانزدایی از منطقه» را دنبال میکرد. این امر با روشهای مختلف آزموده شد؛ از فشار حداکثری گرفته تا دو جنگ سهمگین و مستقیم علیه ایران. در نهایت حالا مقامات ارشد امنیتی کشورهایی که چندی پیش با یکدیگر پیمان دفاعی 3جانبه امضا کرده بودند، پس از ناکامی در برقراری چتر امنیتی بالای سر خود، به تهران آمدهاند تا این خلأ دفاعی را پر کنند. جزئیاتی از محتوای ردوبدلشده در این نشست به بیرون درز نکرده است؛ اما 4 کشور پس از گفتوگوهایشان، بیانیهای منتشر کردند که در آن میگوید شرکتکنندگان توافق کردند گفتوگوها به منظور تقویت همکاری فی مابین چهار کشور منطقهای از جمله در زمینه صلح و امنیت در منطقه را ادامه دهند.
امنیتی که از بیرون وارد نمیشود
معنای اصلی این دیدار در یک پرسش قدیمی و پاسخ کوتاه به آن نهفته است: آیا میتوان امنیت منطقه را بدون ایران تعریف کرد و به آن شکل داد؟ نه. هر طرحی که بخواهد ایران را از معادله امنیتی منطقه حذف کند، دیر یا زود با واقعیتهای سیاسی و جغرافیایی این منطقه برخورد میکند. امنیت در غرب آسیا کالایی نیست که قدرتی بیرون از آن و از هزاران کیلومتر دورتر، تولید و به کشورهای منطقه صادر کند. این امنیت باید از درون منطقه و با مشارکت بازیگران اصلی آن ساخته شود. اگر قرار باشد امنیت منطقهای باشد، به طور حتم ایران یکی از اصلیترین این بازیگران است.
شکست پروژه بیبی - ترامپ
پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر، در نهایت چیزی جز بازنویسی معادله امنیت منطقه بدون ایران نبود. هدف کلان آن تضعیف ایران و محدودکردن نقش آن و ساختن نظمی که در آن دیگران درباره امنیت منطقه تصمیم بگیرند، بیآنکه تهران بتواند در آن نقشی داشته باشد، بود. اما جنگ، برخلاف محاسبه طراحانش، ثابت کرد حذف ایران نه شدنی است و نه به امنیت همسایگان میانجامد. از همین جهت، پیام فرامتنی نشست تهران این است که فرض امنیت منطقه بدون ایران، فرضی غلط بوده است. سفر مقامهای ارشد امنیتی کشورهایی که در ماههای گذشته به دنبال ترتیبات دفاعی و چترهای امنیتی تازه بودهاند نشانهای است از اینکه واقعیت منطقه، از برساختی که تلاش زیادی برای ساخت آن شده، نیرومندتر است. در این پارادایم، هیچ ترتیبی برای امنیت منطقه نمیتواند ایران را نادیده بگیرد؛ همانطور که هیچ کشوری نمیتواند امنیت خود را برای همیشه به اراده واشنگتن یا تلآویو گره بزند.
تمرین برای منطقهای بدون آمریکا
موضع ایران درباره امنیت جمعی تازه نیست. تهران سالهاست تأکید میکند امنیت غرب آسیا باید درونزا باشد و نیروهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، باید منطقه را ترک کنند. منظور از امنیت درونزا پذیرفتن این واقعیت است که حل اختلافها و ایجاد سازوکارهای اعتمادساز، فقط با مشارکت خود کشورهای منطقه ممکن است. حضور نظامی آمریکا و مداخلات سیاسی آن نهتنها جای گفتوگوی منطقهای را پر نکرده، بلکه به عاملی برای گسترش ناامنی تبدیل شده است. اگر کشورهای عربی به ادراک واقعی از تحولات منطقه برسند و ارادهای داشته باشند، این نشست میتواند تمرینی برای منطقهای بدون آمریکا باشد. این معنای درست امنیت منطقهای است.
امنیت یا برای همه یا هیچکس
راهبرد ایران همیشه بر پایه احترام به استقلال کشورها و در امتداد آن، تأکید برای خروج آمریکا از منطقه بوده است. حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب در پیام روز ۱۰ اردیبهشت به مناسبت روز ملی خلیجفارس، طی پیامی تأکید کردند آینده درخشان منطقه خلیجفارس، «آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش» خواهد بود. ایشان تأکید کردند که ما با همسایگانمان در پهنه آبی خلیجفارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعر آبهایش. مسعود پزشکیان هم در بخشی از سخنرانی خود در سازمان ملل متحد (1 مهر 1405) اعلام کرد: «هیچکس در این منطقه بهتنهایی امنیت نخواهد داشت. یا امنیت را با همدیگر خواهیم ساخت یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.» سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه هم روز یکشنبه (۳ آبان) با تأکید بر ضرورت شکلگیری نظم امنیتی منطقهای بدون دخالت قدرتهای خارجی، با بیان اینکه مدیریت تنگه هرمز پس از تحولات اخیر مانند گذشته نخواهد بود، حضور نظامی آمریکا در منطقه را عامل ناامنی دانست و تأکید کرد پایان جنگ باید همه جبههها را دربر بگیرد.
کاهش تنش یا آمادهسازی برای دور بعد؟
یکی از اهداف سران ائتلاف مکه از نشست تهران میتواند مصونسازی اعضای آن در برابر پیامدهای دور بعدی درگیری ایران با آمریکا و یا مسئله انصارالله یمن باشد. یعنی آنها در ظاهر از تنشزدایی بگویند، اما در باطن بخواهند برای یک جنگ احتمالی آینده، موقعیت خود را امنتر کنند. در این چهارچوب، ممکن است از ایران خواسته شود بر بازیگرانی چون انصارالله اثر بگذارد یا برای مهار تحولات منطقهای از نفوذ خود استفاده کند؛ گویی مسئله اصلی آن نیرویی است که در برابر این روندها و بهخصوص بیش از دو دهه محاصره ایستاده است. این صورتبندی، واقعیت را وارونه میکند. ایران برای کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیری آمادگی دارد؛ اما نمیتوان از تهران انتظار داشت که بهجای دیگران تصمیم بگیرد یا یک کشور مستقل در منطقه را مجبور به انجام کاری کند. این، منش شبکههای تروریستی و امپریالیستی آمریکایی و اروپایی و برخی دولتهای منطقه است و ایران هیچگاه در امور کشورهای دیگر دخالت نکرده است. یمن خود بازیگری مستقل است و تصمیمهایش را بر اساس محاسبات و مواضع خودش میگیرد. ایران نیز بارها اعلام کرده است که تلاش برای میانجیگری و کمک به کاهش تنش، از جمله در پرونده یمن، به درخواست و دعوت طرف سعودی انجام شده است. در اینجا میانجیگری یعنی کمک به بازشدن مسیر گفتوگو، نه تحمیل تصمیم به طرفهایی که خودشان درباره مواضعشان تصمیم میگیرند. بهموازات استقرار نظم جدید منطقهای پس از جنگ رمضان، این روش غلط مداخله در تصمیمات کشورها حتی در قامت میانجیگر باید برچیده شود.
همکاری، آری؛ تسلیم در برابر شرارت، خیر
در نهایت همکاری با همسایگان به معنای چشمپوشی از تهدید نیست و گفتوگو نیز به معنای کنارگذاشتن حق پاسخگویی در برابر تجاوز و شرارت نخواهد بود. تهران میان این دو موضوع تفاوت قائل است؛ یعنی از یکسو، حمایت از سازوکارهای منطقهای برای کاهش تنش و حل اختلافها و ازسویدیگر، دفاع از خود در برابر هر اقدام خصمانهای که امنیت و منافع ملی ایران را هدف بگیرد. هیچکس نباید از دعوت به گفتوگو چنین برداشت کند که ایران در برابر تهدید، منفعل خواهد ماند. اگر طرفهای حاضر در تهران واقعاً خواهان فصل تازهای در روابط منطقهایاند باید پیش از آنکه دیر شود، تصمیم خود را بدون اثرپذیری از آمریکایی که آنها را در جنگ به حال خود رها کرد و تمام توجهش را برای دفاع از رژیم صهیونیستی به کار گرفت، بگیرند؛ آیا از صفبندیهای خصمانه و ترتیبات حذفمحور فاصله میگیرند؟ آیا بهجای تکیه بر قدرتهای بیرونی، برای گفتوگوی مستقیم با همسایگان سازوکار میچینند؟ آیا میپذیرند که امنیت ایران و دیگر کشورهای منطقه به هم پیوسته است و نمیتوان آن را با تهدید یکی و تضمین امنیت دیگری به دست آورد؟ پاسخ به این پرسشهاست که نشان میدهد نشست تهران آغاز یک مسیر تازه است یا صرفاً تلاشی برای تزریق آرامبخش به بحران.
بااینحال اصل ماجرا برای ایران تغییری نکرده است. منطقه به امنیتی نیاز دارد که از درون خود آن تولید شود، نه نظمی تحمیلی که در آن قدرتهای خارجی تعیین کنند چه کسی حق امنیت دارد و چه کسی باید از معادله کنار گذاشته شود. ایران از همکاری استقبال میکند، برای گفتوگو آماده است و در مسیر کاهش تنش نقشآفرینی میکند؛ اما این آمادگی را نباید با رد حق دفاع از خود اشتباه گرفت.
پزشکیان: تسلیم نمیشویم
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در دیدار با وزیر دفاع عربستان، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعاتی ترکیه، بر ضرورت تقویت وحدت کشورهای اسلامی، مدیریت اختلافات و گسترش همکاریهای منطقهای تأکید کرد و گفت ایران از هر تفاهمی که به تقویت امنیت و توسعه منطقه منجر شود، حمایت میکند. پزشکیان با اشاره به ناکامی فشارها در وادارکردن ایران به تسلیم اظهار داشت که تجاوزات و فشارهای خارجی به تقویت وحدت داخلی کشور انجامیده است. وی همچنین با هشدار درباره سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایجاد شکاف میان کشورهای مسلمان و تضعیف قدرت منطقهای آنها، خواستار اتخاذ مواضع مشترک و حمایت متقابل کشورهای اسلامی شد. رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت تبدیل توافقات سیاسی به اقدامات عملی، توسعه همکاریهای اقتصادی، علمی و فرهنگی و بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک را راهی برای افزایش توان کشورهای منطقه در مقابله با فشارهای خارجی دانست. پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که ایران به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نیست و بهعنوان عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، حق برخورداری از فعالیتهای هستهای صلحآمیز را برای خود محفوظ میداند. وی حمله به تأسیسات هستهای ایران همزمان با طرح ادعای آمادگی برای مذاکره را رویکردی متناقض و غیرسازنده خواند که موجب افزایش بیاعتمادی در ایران شده است.