دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
سیاسی

توافق کاخ سفید با پوتین برای دور زدن هرمز

توافق کاخ سفید با پوتین برای دور زدن هرمز
ندای لرستان - روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست درحالی‌که بسته‌ بودن تنگه هرمز، تأمین سوخت در آمریکا را با اختلال ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درحالی‌که بسته‌ بودن تنگه هرمز، تأمین سوخت در آمریکا را با اختلال جدی مواجه کرده است ترامپ توانست در توافقی با پوتین، نزدیک به ۵میلیون تن گازوئیل از روسیه خریداری کند. سازندگی به این موضوع پرداخته است که این معامله چه اثراتی بر جنگ آمریکا با ایران و جنگ روسیه با اوکراین خواهد داشت؟
مهتا معرفت| وضعیت جنگی با ایران، معامله در واشنگتن و خشم در کی‌یف؛ گازوئیل سه صحنه ظاهراً دور از هم را به یکدیگر پیوند داده است. اختلال در عبور نفت و سوخت از تنگه هرمز، هزینه حمل‌ونقل و تولید را در آمریکا به حدی بالا برده که دونالد ترامپ برای مهار قیمت‌ها سراغ ولادیمیر پوتین رفته است. اما گازوئیلی که رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد با آن فشار بر کشاورزان و کامیون‌داران کشورش را کاهش دهد از نگاه اوکراین می‌تواند، درآمدی برای ادامه جنگ روسیه فراهم کند. به این‌ ترتیب، پیامدهای جنگ ایران به اختلافی تازه بر سر جنگ اوکراین تبدیل شده و سوال این است که آیا می‌توان سوخت ارزان‌تر خرید، بی‌آنکه هزینه جنگ دیگری را تأمین کرد؟
گزارش‌ها نشان می‌دهد، گازوئیلی که قرار است از روسیه به بازار آمریکا برسد پیش از رسیدن به مخازن سوخت، بیش از آن که تاثیری در ایران داشته باشد، آتش اختلاف میان واشنگتن و اکراین را شعله‌ور کرده است. دونالد ترامپ توافق با ولادیمیر پوتین را راهی برای کاهش هزینه زندگی آمریکایی‌ها معرفی می‌کند. ولودیمیر زلنسکی آن را امتیازی به کشوری می‌داند که همچنان علیه اوکراین می‌جنگد. اختلاف زمانی تندتر شد که ترامپ در واکنش به اعتراض رئیس‌جمهور اوکراین و ادامه حملات این کشور به پالایشگاه‌های روسیه، خواستار روی کار آمدن رهبری تازه در کی‌یف شد. به گزارش تایمز اسرائیل، او روز شنبه، دهم اکتبر، زلنسکی را به ایجاد مشکل برای کشاورزان و دامداران آمریکایی متهم کرد و گفت، اوکراین باید رهبری پیدا کند که بتواند توافق کند.
به این ‌ترتیب معامله‌ای برای تأمین سوخت به مناقشه‌ای درباره آینده رهبری اوکراین تبدیل شد. روایت مبادله از اعلام ترامپ در روز جمعه، نهم اکتبر، آغاز شد. مطابق گزارش شبکه خبری آی‌تی‌وی، برنامه اعلام‌ شده شامل عرضه فوری بیش از ۳۰۰‌ هزار تن گازوئیل روسیه سپس ۵۰۰‌ هزار تن در نوامبر یک میلیون تن پس از آن و ۳ میلیون تن دیگر در مرحله بعد است. مجموع این وعده‌ها به حدود ۴٫۸‌ میلیون تن می‌رسد. با این ‌حال باید میان حجم اعلام ‌شده، محموله‌های واقعاً بارگیری ‌شده و سوخت تحویل ‌داده‌ شده تفاوت گذاشت. همچنین مقصد اعلامی «بازار آمریکا و جهان» است. بنابراین نمی‌توان تمام این مقدار را واردات قطعی آمریکا دانست. آنچه فعلاً روشن است، تصمیم واشنگتن برای باز کردن مسیر فروش گازوئیل روسیه و وعده مسکو برای تأمین محموله‌های متوالی است. به گزارش رویترز دولت آمریکا همزمان محدودیت‌های مربوط به گازوئیل روسیه را موقتاً تسهیل کرد و وزارت خزانه‌داری، مجوز واردات را تا هفتم آوریل صادر کرد.
این تصمیم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر گرفته شده است. همان گزارش، متوسط قیمت گازوئیل آمریکا را حدود ۶٫۲۸ دلار برای هر گالن و افزایش آن از آغاز جنگ ایران را حدود ۷۰‌ درصد اعلام می‌کند. قراردادهای آتی گازوئیل پس از انتشار خبر نزدیک به ۵ درصد افت کردند؛ واکنشی که نشان‌دهنده حساسیت بازار به احتمال افزایش عرضه است اما به‌تنهایی کاهش پایدار قیمت در جایگاه‌های سوخت را تضمین نمی‌کند. اهمیت گازوئیل از جایگاه آن در گردش کالا ناشی می‌شود. بنزین بیشتر در رفت‌وآمد روزمره خانوارها دیده می‌شود اما گازوئیل در پشت صحنه تولید و توزیع حضور دارد: کامیون‌ها، ماشین‌آلات کشاورزی، تجهیزات ساختمانی، بخشی از حمل‌ونقل ریلی و دریایی و مولدهای برق به آن وابسته‌اند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا این سوخت را یکی از منابع اصلی انرژی حمل‌ونقل و فعالیت‌های صنعتی معرفی می‌کند. بنابراین گرانی گازوئیل فقط مسئله رانندگان کامیون نیست؛ هزینه جابه‌جایی مواد اولیه، برداشت محصول و رساندن کالا به فروشگاه را نیز تغییر می‌دهد. سازوکار انتقال این گرانی به سفره مردم ساده است هرچند شدت آن در کالاهای مختلف یکسان نیست. افزایش هزینه سوخت، حاشیه سود حمل‌کننده را کاهش می‌دهد. او تلاش می‌کند، کرایه را بالا ببرد؛ تولیدکننده و فروشنده نیز می‌کوشند، هزینه بیشتر را در قیمت نهایی منعکس کنند. در بازار رقابتی، بخشی از فشار از سود بنگاه کاسته می‌شود؛ در بازارهایی که عرضه محدود است، سهم بیشتری به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. مواد غذایی فسادپذیر، که به حمل منظم و گاه تجهیزات سرمایشی نیاز دارند نسبت به این فشار حساس‌اند. از این منظر گازوئیل یکی از مسیرهای تبدیل بحران انرژی به تورم عمومی است. با این ‌حال مشکل امروز صرفاً کمبود نفت خام نیست. نفت باید در پالایشگاه به سوخت قابل‌ مصرف تبدیل شود سپس از مسیرهای امن به مقصد برسد. افزایش استخراج نمی‌تواند فوراً ظرفیت پالایش آسیب‌دیده یا حمل‌ونقل مختل ‌شده را جبران کند. درباره تنگه هرمز نیز یک دقت آماری ضروری است: براساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش از بحران حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی از این گذرگاه عبور می‌کرد؛ این نسبت را نباید معادل یک‌پنجم تمام فرآورده‌های پالایش‌شده جهان گرفت. اختلال در هرمز هم دسترسی به نفت خام و هم تجارت سوخت آماده مصرف را تحت‌فشار قرار می‌دهد. تازه‌ترین گزارش‌های بازار نیز نشان می‌دهند، بازگشت بخشی از صادرات نفت خاورمیانه الزاماً به‌معنای رفع کمبود گازوئیل نیست.
وال‌استریت ژورنال گزارش داده که احیای جریان نفت با محدودیت عرضه فرآورده‌ها همراه بوده و آسیب پالایشگاه‌ها همچنان تولید سوخت را محدود می‌کند. بنابراین مسئله دو لایه دارد: دسترسی به ماده اولیه و توان تبدیل آن به محصول مورد نیاز. ممکن است نفت خام بیشتری وارد بازار شود اما کمبود ظرفیت پالایش اجازه ندهد، عرضه گازوئیل با همان سرعت افزایش پیدا کند. همین فاصله اهمیت محموله‌های روسیه را برای دولت آمریکا بیشتر می‌کند. با وجود این اثر اقتصادی توافق به یک پرسش تعیین‌کننده بستگی دارد: آیا روسیه عرضه تازه‌ای به بازار جهانی اضافه می‌کند یا محموله‌های موجود را به مشتریان دیگری می‌فروشد؟ به گزارش آسوشیتدپرس، کارشناسان نسبت به کاهش محسوس و پایدار قیمت‌ها تردید دارند. اگر گازوئیلی که قبلاً به کشوری دیگر می‌رسید راهی آمریکا شود، خریدار قبلی ناچار است از جای دیگری خرید کند؛ در این حالت بیشتر مسیر تجارت تغییر می‌کند تا مقدار عرضه جهانی. اگر صادراتی که متوقف شده بود دوباره برقرار شود، اثر آرام‌کننده بیشتری خواهد داشت اما محدودیت‌های پالایش و حمل همچنان باقی می‌ماند. از منظر سیاسی، معامله برای ترامپ فرصتی فراهم می‌کند تا خود را رئیس‌جمهوری معرفی کند که برای کاهش قیمت‌ها مستقیماً با رقیبان مذاکره می‌کند. هزینه انرژی برخلاف بسیاری از شاخص‌های اقتصادی هر روز در برابر چشم رأی‌دهنده قرار دارد. حتی کاهش محدود قیمت می‌تواند برای دولت ارزش تبلیغاتی داشته باشد. اما این محاسبه با پرسشی دشوار روبه‌روست: آیا امتیاز اقتصادی کوتاه‌مدت، هزینه تضعیف فشار بر مسکو را جبران می‌کند؟ مخالفت‌ها تنها به دموکرات‌ها محدود نمانده است. به گزارش اکسیوس، برایان فیتزپاتریک، نماینده جمهوری‌خواه، وعده داده است برای جلوگیری از خرید نفت روسیه اقدام قانون‌گذاری کند. اروپا نیز با معادله متفاوتی مواجه است.
برای دولت‌های اروپایی هزینه انرژی مهم است اما سرنوشت جنگ اوکراین مستقیماً به امنیت قاره مربوط می‌شود. به گزارش رویترز، بریتانیا پس از اعلام معامله بر تقویت تحریم‌های روسیه تأکید کرد. همان گزارش می‌گوید، توافق هنگامی اعلام شد که نمایندگان اوکراین و اروپا در میامی سرگرم گفت‌وگو با مذاکره‌کنندگان آمریکایی درباره پایان جنگ بودند و کی‌یف از آن غافلگیر شد. این همزمانی حساسیت سیاسی تصمیم را افزایش داد: شریک اصلی اوکراین در میانه مذاکرات صلح، مسیری برای تجارت انرژی با طرف مقابل گشود. دلیل ناراحتی اوکراین را باید در سه سطح دید. نخست، فروش گازوئیل برای روسیه درآمد ایجاد می‌کند. البته تمام ارزش فروش به بودجه دولت نمی‌رسد و باید هزینه تولید، حمل، تخفیف‌ها و درآمد مالیاتی را از یکدیگر جدا کرد؛ با این‌ حال کاهش موانع فروش می‌تواند، فشار اقتصادی را سبک‌تر کند. دوم، تسهیل تحریم بدون دریافت امتیاز روشن در توقف جنگ از نگاه کی‌یف پاداشی پیش از تغییر رفتار مسکو است. سوم، فشار برای توقف حملات به پالایشگاه‌ها، یکی از ابزارهای اوکراین برای تحمیل هزینه به روسیه را محدود می‌کند. نگرانی اصلی فقط پول نیست؛ کاهش قدرت چانه‌زنی نیز هست. در مقابل، استدلال واشنگتن بر پیامد فرامرزی حملات به زیرساخت انرژی تکیه دارد: آسیب به پالایشگاه‌های روسیه می‌تواند، عرضه سوخت را کاهش دهد و هزینه آن به مصرف‌کنندگانی برسد که در جنگ نقشی ندارند. این استدلال اقتصادی قابل ‌فهم است اما پاسخ سیاسی اوکراین نیز روشن است؛ چرا باید فقط یک طرف از حمله به تأسیسات انرژی صرف‌نظر کند؟ به گزارش رویترز، زلنسکی روز یک‌شنبه، یازدهم اکتبر، اعلام کرد اگر روسیه حملات به زیرساخت انرژی اوکراین را متوقف کند، کی‌یف نیز آماده توقف حملات به پالایشگاه‌های روسیه است. او بر متقابل ‌بودن تعهد و وجود تضمین واقعی تأکید کرد.
جایگاه ایران
ایران در این معادله طرف معامله نیست اما جنگ در ایران و اختلال در تنگه هرمز از عوامل اصلی شکل‌گیری آن است. محدود شدن دسترسی به نفت و فرآورده‌های خاورمیانه، بازار گازوئیل را تحت فشار گذاشته و دولت آمریکا را به جست‌وجوی عرضه جایگزین، از جمله در روسیه، سوق داده است. گزارش آسوشیتدپرس نیز محدودیت دسترسی به ظرفیت پالایشی خاورمیانه را از دلایل تداوم گرانی سوخت می‌داند.
به عقیده برخی تحلیلگران، نقش ایران از سه مسیر قابل توضیح است؛ اول، انتقال فشار اقتصادی به آمریکا. به این ‌صورت که اختلال در هرمز، هزینه سوخت، حمل‌ونقل و تولید را افزایش می‌دهد. حتی کشوری که تولیدکننده بزرگ نفت است از افزایش قیمت در بازار جهانی مصون نمی‌ماند.
دوم، افزایش اهمیت روسیه به این دلیل که کمبود سوخت، ارزش عرضه روسیه را برای واشنگتن بیشتر می‌کند. برداشت تحلیلی این است که بحران خاورمیانه به مسکو فرصت داده است از موقعیت تأمین‌کننده انرژی برای کاهش فشار تحریم استفاده کند.
و در نهایت پیوند زدن دو جنگ که برای ما هم اهمیت زیادی دارد. تلاش آمریکا برای مهار پیامدهای اقتصادی جنگ ایران با سیاست فشار اقتصادی بر روسیه اصطکاک پیدا کرده است. اوکراین نگران است، هزینه آرام ‌کردن بازار سوخت آمریکا با کاهش فشار بر کشوری پرداخت شود که علیه آن می‌جنگد. بنابراین بحران ایران زمینه اقتصادی توافق را فراهم کرده اما تصمیم برای امتیاز دادن به روسیه انتخاب واشنگتن است. همچنین نمی‌توان تمام گرانی گازوئیل را به ایران نسبت داد. حملات به پالایشگاه‌های روسیه و محدودیت ظرفیت پالایش نیز در این بازار نقش دارند. برای آینده محتمل‌ترین ارزیابی اقتصادی، تخفیف محدود فشار بازار در صورت اجرای واقعی محموله‌هاست. کاهش ماندگار قیمت به تداوم عرضه، وضعیت ذخایر، فصل مصرف، ظرفیت پالایش و امنیت مسیرهای دریایی وابسته خواهد بود. در سناریوی خوش‌بینانه، توافق سوخت می‌تواند مقدمه توافقی متقابل برای حفاظت از زیرساخت انرژی باشد. چنین ترتیبی هم ریسک بازار را کاهش می‌دهد و هم بخشی از خسارت انسانی جنگ را محدود می‌کند. در سناریوی بدبینانه، آمریکا امتیاز تجاری می‌دهد، روسیه درآمد بیشتری به دست می‌آورد و حملات ادامه پیدا می‌کند. در آن صورت اختلاف واشنگتن با کی‌یف و اروپا احتمالاً عمیق‌تر خواهد شد. آنچه باید در هفته‌های آینده دنبال کرد، فاصله میان وعده و اجراست. چه مقدار گازوئیل بارگیری می‌شود، مقصد واقعی آن کجاست، چه میزان عرضه اضافی ایجاد می‌کند و آیا قیمت خرده‌فروشی کاهش می‌یابد؟ همزمان باید دید آیا امتیاز انرژی با تعهد امنیتی همراه خواهد شد. توافقی که سوخت بیشتری وارد بازار کند و حملات متقابل را کاهش دهد، می‌تواند دستاورد اقتصادی و دیپلماتیک داشته باشد. اما اگر تنها مشتری محموله‌ها تغییر کند و جنگ ادامه یابد، منفعت مصرف‌کننده محدود می‌ماند و هزینه سیاسی معامله افزایش پیدا می‌کند. سرنوشت این توافق را همین دو معیار روشن می‌کند: سوخت اضافی واقعی و کاهش واقعی خشونت.


نظرات شما