ندای لرستان - جمهوری اسلامی / «ایستادگی؛ رمز پیروزی در سه دفاع مقدس» عنوان سرمقاله در روزنامه جمهوری اسلامی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
وزیر امور خارجه کویت در جلسه سالانه وزرای خارجه گروه 77 در مقر سازمان ملل، مجموعهای از ادعاها را پیرامون فعالیتهای هستهای و توان موشکی و پهپادی ایران مطرح کرد و خواستار اِعمال محدودیت بر ایران در این موارد شد. جابر الاحمد الصباح بدون آنکه به استفاده ارتش تروریست آمریکا از خاک کویت برای تجاوز به ایران اشارهای کند، پاسخ مشروع ایران به جنایات ارتش آمریکا را محکوم کرد و به جای اینکه مسئولیت مشارکت دولت متبوع خود در کشتارها و تخریبهای آمریکا در ایران را برعهده بگیرد و به خاطر آن از ملت ایران عذرخواهی کند و متعهد شود کشورش دیگر به آمریکا اجازه استفاده از خاک کویت برای ارتکاب جنایت جنگی و تجاوز به ایران را نخواهد داد، تلاش کرد ایران را مقصر جلوه دهد و اطمینان حاصل کند که بار دیگر شاهد حملات موشکی و پهپادی ایران به کویت نخواهد بود.
علت این نوع سخن گفتن وزیر خارجه کویت قابل درک است. شیوخ حوزه جنوبی خلیج فارس بارها اعتراف کردهاند که درباره تأسیس پایگاههای نظامی آمریکا در خاک کشورهایشان هیچ اختیاری برای موافقت یا مخالفت نداشته و ندارند. آنها حتی این را هم گفتهاند که هرگز اجازه ندارند وارد این پایگاهها شوند. بالاترین مقامات این شیخنشینها بارها اعتراف کردهاند که نمیدانند در این پایگاهها چه فعالیتهائی میشود، چه هواپیماها و سلاحهائی وجود دارند و هواپیماها چه وقت میآیند و میروند و چه مأموریتهائی انجام میدهند. وقتی بالاترین مقامات شیخنشینها اینقدر نسبت به حضور آمریکا در خاکشان بیخبر و بیاختیار هستند طبیعی است که آنها به آمریکا نمیتواند اعتراض کنند و با اینکه میفهمند حق با ایران است جرأت و جسارت اعتراض به آمریکا را ندارند و حتی برای خوشامد آمریکائیها به ایران که از خود دفاع کرده اعتراض میکنند!
این ضعف به دولتمردان کویتی اختصاص ندارد و تمام شیوخ حوزه خلیج فارس به آن مبتلا هستند. ریشه وابستگی شیوخ اینست که آنها بیش از آنکه به مردمشان توجه داشته باشند به تاج و تختهای خود فکر میکنند. مردم این شیخنشینها به رفاه و زرق و برقهای مادی قانع نیستند و از اینکه حکومت در اختیار یک خانواده است و تمام امور جامعه براساس دیکته اربابان جریان مییابد و شهروندان بومی اصولاً به حساب نمیآیند ناراضی هستند. این، بدترین نوع دیکتاتوری است که در این کشورها وجود دارد و طبیعی است که دیکتاتورها برای بقاء خود آمادگی دارند هر امتیازی را به قدرتهای بیگانه بدهند و عمیقاً به آنها وابسته باشند.
حساب کویت با بقیه شیخنشینها در تعامل با ایران باید تفاوت اساسی داشته باشد ولی متأسفانه اینطور نیست. با اینکه شیوخ کویت در جنگ تحمیلی 8 ساله صدام و حزب بعث عراق علیه ایران خاک و آب و هوای این شیخنشین را در اختیار صدام قرار داده و بیشترین همراهی را با او برای ارتکاب جنایت در ایران کردند، در جریان حمله صدام به کویت که در 11 مرداد 1369 صورت گرفت و کویت به تصرف ارتش عراق درآمد و امیر کویت فرار کرد، ایران کمکهای جوانمردانهای به شیوخ کویت کرد. مهمترین کمک ایران این بود که حمله صدام به کویت را محکوم کرد و کمک دیگر اینکه آقای هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور وقت ایران تقاضای امیر کویت را که انتظار پناه دادن به مردم آواره کویت و رسیدگی به آنها را داشت پذیرفت و جمهوری اسلامی ایران از اتباع پناهنده کویت به بهترین وجه پذیرائی کرد بطوری که باعث تشکر ویژه امیر کویت شد. طبعاً این محبت ایجاب میکرد کویت برای بار دوم به ابزاری برای تهاجم به ایران تبدیل نشود و برای همیشه قدردان همراهی ایران باشد ولی دیدیم که در جنگهای تحمیلی دوم و سوم هم آلت دست دشمنان ایران شد.
اکنون که شیوخ منطقه به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا نمیتواند امنیت ارتش خود را تأمین کند چه رسد به امنیت دیگران، وقت آنست که در سیاست کشورهای حوزه خلیج فارس تجدید نظر شود و وزیر خارجه کویت به جای آنکه خواستار محدودیت دفاعی ایران گردد از جامعه جهانی بخواهد به دخالتهای آمریکا در این منطقه پایان بدهند. این کار را خود شیخنشینهای خلیج فارس هم میتوانند با وحدت و اِعمال اراده مستقل برای جلوگیری از نفوذ بیگانگان در منطقه انجام دهند. مهمترین وظیفه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس باید همین باشد و البته جمهوری اسلامی ایران نیز با قدرت دفاعی بزرگی که دارد حامی آنها خواهد بود.