ندای لرستان - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جنگ ایران و آمریکا برخلاف پیشبینیهای اولیه طولانی شده است. تابآوری بازار انرژی شکننده است و تداوم جنگ میتواند ذخایر را کاهش داده، مسیرهای جایگزین را محدود و قیمتها را بیثبات کند. تحلیلگران درباره آینده بازار دو دیدگاه دارند: تداوم تعادل در سطح قیمتی بالا یا شکلگیری شوکهای شدیدتر. در این میان، وضعیت نامشخص تنگه هرمز میتواند به «عادی جدید» بازار تبدیل شود.
دیوید گلدمن-سیانان| درگیری نظامی با ایران بسیار بیشتر از پیشبینیهای اولیه طول کشیده است؛ با این حال، بازار نفت نیز برخلاف انتظار بسیاری از ناظران بینالمللی، همچنان توانسته پویایی خود را حفظ کند.
بیش از شش ماه از آغاز این بحران میگذرد و با وجود رشد جهشی قیمت سوخت، جریان عرضه نفت خام کماکان به مبادی مصرف و بازارهای هدف جهانی ادامه دارد.
این میزان از تابآوری، در واقع برآمده از استقرار زنجیرهای از سازوکارهای جبرانی و تاکتیکهای جایگزین لجستیکی بوده است؛ رویکردهایی که از تنوعبخشی به کریدورهای انتقال و دور زدن آبراهه هرمز آغاز شده و تا بهرهگیری گسترده از ذخایر استراتژیک و افت ملموس نرخ مصرف در اقتصادهای بزرگ امتداد یافته است.
بر همین اساس، ساختار مبادلات جهانی موفق شده بخش درخور توجهی از شوک ناشی از اختلال عرضه در مبادی انرژی خاورمیانه را مهار کند. با وجود این، تضمینی برای پایداری درازمدت موازنه فعلی وجود ندارد.
مسئله بنیادین کارشناسان این است که آیا شریانهای انرژی جهان قادرند در شرایطی که این آبراهه حساس وضعیتی دوگانه و تعلیقگونه میان انسداد و گشایش دارد، تعادل عملیاتی خود را حفظ کنند یا خیر.
طیفی از تحلیلگران والاستریت بر این باورند که مناسبات کنونی دستکم در افق میانمدت قابل تداوم خواهد بود؛ وضعیتی که در صورت تثبیت، دست دولت ترامپ را در یک بازه طولانیتر باز خواهد گذاشت.
در سوی دیگر، گروهی از تحلیلگران برجسته حوزه ریسک سیاسی بر شکنندگی مفرط این وضعیت دست میگذارند.
از نگاه این ناظران، مسیرهای انحرافی انتقال، برداشت مداوم از مخازن استراتژیک و رکود تحمیلی بر تقاضا، حکم مُسکّنهایی مقطعی را دارند و این پتانسیلها دیر یا زود تحلیل خواهند رفت.
چنانچه حجم ذخایر راهبردی به خطوط قرمز فنی برسد، موج دوم فشارهای صعودی میتواند قیمت حاملهای انرژی را وارد کانالهای غیرقابل مهاری کند؛ رویدادی که بار مالی و هزینههای راهبردی واشنگتن را به اوج رسانده و کاخ سفید را برای فرار از رکود تورمی ویرانگر داخلی، به توقف تنشها وادار خواهد کرد.
تابآوری بازار نفت در برابر شوک عرضه
تجارت بینالمللی نفت توانسته است یکی از سهمگینترین تکانههای عرضه را با پایداری فراتر از پیشبینیها پشت سر بگذارد.
اگرچه بهای معاملات با رشدی قابلتوجه همراه بوده، اما التهابات بازارهای مالی هنوز به رکوردهای تاریخی گذشته پیوند نخورده است. ناتاشا کانیوا، تحلیلگر ارشد بازار کالا در جیپی مورگان، در یادداشتی پژوهشی سه مؤلفه زیربنایی را در تشریح سازوکار این پایداری بازتعریف کرده است:
نخست اینکه جریان دادوستد، کانالهای متعددی را برای خنثیسازی پیامدهای تنش در آبراهه هرمز یا عبور از مسیرهای پیرامونی آن شکل داده است.
ریاض با تکیه بر خطوط لوله انتقال شرق به غرب، بخشی از ظرفیت صادراتی روزانه خود را روانه پایانههای دریای سرخ کرده است؛ هرچند نفوذ میدانی و توان عملیاتی انصارالله یمن و هدف قرار دادن مکرر این خطوط و بنادر، ضریب اتکای این معبر را زیر علامت سؤال جدی برده است.
دومین مؤلفه، پایداری تراز مخازن فراتر از محاسبات آماری است.
کشورهای مصرفکننده (بهویژه در بین اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، منهای آمریکا و چین) سطح ذخایر خود را با سرعتی بهمراتب محتاطانهتر از الگوهای سنتی تخلیه کردهاند؛ رفتاری که ظرفیت احتیاطی قابلاتکایی را برای دولتها حفظ کرده تا در بزنگاههای اوج اختلال، آن را به بازار تزریق نمایند.
مؤلفه سوم به افول کمسابقه تقاضای جهانی در بطن تحولات جاری ارتباط دارد.
در سراسر کانونهای مصرف جهانی، رفتارهای تقاضا دستخوش تغییر بنیادین شده است؛ شهروندان مسافرتهای غیرضروری را تعدیل کرده، گرایش به ناوگان حملونقل برقی و عمومی را دوچندان نموده و بخش تجاری نیز سامانههای کاری را به دورکاری سوق داده است.
انفجار صادرات خودروهای الکتریکی تولید چین طی ماههای اخیر به چنان حجمی رسیده که توان لجستیک ترابری دریایی و کشتیهای خودرورسان جهان را به مرز اشباع کشانده است.
از سوی دیگر، افت نرخ فعالیت پالایشگاهی در خاورمیانه، روسیه و شرق آسیا نیز مصرف نفت خام را فشرده ساخته و جلوی فوران نرخهای جهانی را گرفته است.
مجموع این سه اهرم توانستهاند کسری خروج حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت در روز از محاسبات بازار را تا حد مطلوبی خنثی کنند.
باب مکنالی، رئیس گروه انرژی رپیدان با مبنا قرار دادن فرض تداوم تنشها، روندی را پیشبینی میکند که آن را «عبور آشفته و پرنوسان» نامگذاری کرده است؛ وضعیتی که طبق آن نفت برنت در سال آینده در کانال ۸۹ دلار در نوسان خواهد ماند.
مکنالی، که در دولت جورج دبلیو. بوش مسئولیت مشاور ارشد انرژی را بر عهده داشته، بازگشت وضعیت عادی به معبر استراتژیک هرمز را بعید ارزیابی میکند.
به گفته او، فرسایشی شدن تنشها و به خطر افتادن شاهراه اصلی مبادلات نفت و گاز جهان، مستعد شکلدادن به امواج جهشی تازهای در بازار انرژی خواهد بود.
تعادل شکننده بازار در رویارویی با بحرانهای دامنهدار
واشنگتن و پکن تا امروز بخش بزرگی از کمبودهای فیزیکی را با اتکا به مخازن انبارهای خود پوشش دادهاند.
در ماه ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر–مرداد ۱۴۰۵)، هاب محوری کوشینگ اوکلاهما تا آستانه حداقل تراز عملیاتی سقوط کرد؛ موقعیتی که از دید فنی، تزریق هیدرولیکی نفت خام به شبکههای پالایشی متصل را با چالش مواجه میسازد. با این حال، ورودیهای جدید به این تأسیسات در هفتههای بعدی قدری این مخازن را از نقطه اضطرار دور کرد.
چین نیز خرید نفت خود را اخیراً بهشکل پلهای تقویت کرده، اما همچنان سطح دریافت روزانه آن چند میلیون بشکه با شرایط عادی پیشین فاصله دارد.
اگرچه دادههای رسمی درباره حجم انباشت نفت پکن انتشار نمییابد، تحلیلگران برآورد ذخایر این کشور را نزدیک به مرز یک میلیارد بشکه تخمین میزنند.
حماد حسین، اقتصاددان ارشد مؤسسه کپیتال اکونومیکس، تصریح میکند که با تداوم بنبست ژئوپلیتیکی، ظرفیت ذخایر اضطراری آمریکا و چین لاجرم رو به اتمام خواهد گذاشت.
در آن برهه، عدم تطابق عرضه و تقاضا پدیدهای استثنایی را رقم میزند که میتواند بهای نفت را به مدار ارقام شوکآور اولیه سوق دهد.
دن پیکرینگ، بنیانگذار و مدیر ارشد سرمایهگذاری در مؤسسه «پیکرینگ انرژی پارتنرز»، تصریح میکند که کاهش ذخایر لزوماً به پرواز آنی قیمتها منجر نمیشود، بلکه پایههای نوسانات بازار را ناپایدار خواهد کرد.
به اعتقاد او، چنانچه وضعیت کنونی به سال آینده پیوند بخورد، پتانسیل جهشهای بیثباتکننده بهشدت تقویت خواهد شد؛ زیرا جایگزینی مسیرهای خط لوله زمانبر است و بازیگرانی نظیر ونزوئلا امکان جبران دائمی افت عرضه را ندارند.
هلیما کرافت، رئیس استراتژی کالای جهانی در شرکت «آربیسی کپیتال مارکتس» و تحلیلگر سابق سیا، یادآور میشود که این درگیری هماکنون به یک «جنگ در منطقه خاکستری» تغییر ماهیت داده است؛ الگویی که در آن چرخههای تنش ناگهانی با فواصل کوتاهی از «آرامش شکننده» در پیوند هستند.
خطر انفجار مجدد التهابات کماکان یک تهدید زنده است؛ تکرار وقایعی مشابه عملیات پهپادی سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) علیه تأسیسات آرامکو میتواند به تکانهای مخرب در عرضه بدل شده و نرخها را شعلهور سازد.
بنابراین، مدارای کنونی فعالان اقتصادی به معنای عبور قطعی از گردنه شوک نفتی تلقی نمیشود.
بازار انرژی در سایه افق مبهم تنشها
بررسیها نشان میدهد پژوهشکدههای ارزیابی ریسک و نهادهای رگولاتوری ایالات متحده محاسبات خود را بر فرض طولانی بودن بحران تنظیم کردهاند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) پیشبینی کرده است که صادرات نفت از این شاهراه حیاتی تا پایان سال جاری میلادی همچنان با افت و تنگناهای ترافیکی همراه خواهد بود.
مؤسسه «اساندپی گلوبال انرژی» نیز رویکردی محتاطانهتر به تصویر کشیده و برآورد کرده که عرضه انرژی منطقه تا پایان سال آینده میلادی به شرایط عادی پیش از آغاز بحران برنمیگردد.
این آمارها اثبات میکنند که اختلال ایجادشده در شریانهای ترانزیتی، دیگر یک انحراف کوتاهمدت آماری نیست، بلکه سنگبنای جدید بازارهای جهانی به حساب میآید.
جیم برکارد، مدیر جهانی تحقیقات نفت خام در این مؤسسه، بر این نکته تأکید دارد که بازار دیگر هرگز به مختصات باثبات پیشین برنخواهد گشت و باید خود را با نظم نوینی هماهنگ سازد که در آن متغیرهای حلنشده امنیتی و ریسکهای مزمن دریانوردی، بخش تفکیکناپذیر قیمتگذاری طلای سیاه شدهاند.