ندای لرستان - آرمان ملی /متن پیش رو در آرمان ملی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سهیل ثابت| ضرورت انسجام و حدت ملی امروز برای همه امری ثابت شده است و مسئولان نیز بارها بر این امر تاکید داشتهاند.
این در حالی است که برخی تریبونها و تجمعات شبانه به محلی برای حمله به مسئولان سابق و تخریب تبدیل شده است و هیچ وجهی از انسجام ملی در آن دیده نمیشود و باید دید دستگاههای مسئول با اینگونه اظهارات چگونه برخوردی صورت خواهند داد. در همین راستا «آرمان ملی» برای بررسی علل تخریب مسئولان سابق از تریبونهای مختلف با حسین نورانینژاد عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت و فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*نوع برخورد تندروها از تریبونهای مختلف علیه مسئولان سابق کشور را چگونه تحلیل میکنید و این برخوردها از کجا نشأت میگیرد؟
استانداردهای دوگانه موضوعی نیست که جامعه متوجه آن نشود و خود آن کسی هم که دوگانه عمل میکند از این کار خود اطلاع نداشته باشد و نداند که دیگران نیز متوجه این دوگانه عمل کردن او نمیشوند. مساله این است که یک جریان اقلیت قدرتمندی که منابع قدرت و ثروت را در اختیار دارد با علم به اینکه خیلی از کارهایش موجب نارضایتی و نقد دیگران قرار میگیرد، اما به این جمعبندی رسیده که نارضایتی دیگران اهمیتی ندارد و در همه جهات رضایت خود یا همان جریان اقلیت خودی را بر هر چیزی ترجیح میدهد. در همین راستا میتواند مثالهای فراوانی زد. مثلا آیا صداوسیما که این همه مورد مورد اعتراض قرار میگیرد آیا نمیداند که نسبت به عملکردش اعتراضاتی وجود دارد؟ چرا میداند منتها در چارچوب برنامهای که دارند با علم به این نارضایتیها چشم و گوش خود را ببندند و به مسیری که دارند ادامه دهند. حالا نوع برخوردی که با آقای خاتمی و روحانی صورت میگیرد و برخورد متفاوتی که در رابطه با همکاران دولت آقای رئیسی میشود برای همه روشن است و در شرایط فعلی کاری نمیتوان کرد. حداقل زمانهایی که مقداری احساس خطر میکنند مقداری از این رویکرد این فاصله میگیرند، اما به محض اینکه احساس کنند به دیگران نیاز ندارند پررنگتر عمل میکنند و کاری به کار بقیه ندارند که چه نظر و اعتقادی دارند. فعلا این اقلیت منسجم قدرتمند به مسیر خود ادامه میدهد، به منابع نزدیک است.
* تصور میکنید اینکه هر زمان صحبت از مذاکره، تفاهم و تعامل مطرح میشود تندروها دوباره به جوش و خروش میافتند و در خیابان علیه دولت و تیم مذاکره شعار میدهند از چه رو است و بر چه مبنایی این عملکردها صورت میگیرد؟
مخالفان مذاکره و حل مسئله جنگ ۵ دسته هستند که تحرکاتی دارند. یک گروه براندازانی هستند که هدفشان براندازی نظام است. گروه دوم برانداز نظام نیستند بلکه مخالف دولتاند و میخواهند از این فرصت استفاده کنند و دولت را بزنند و خود را رقیب دولت میدانند؛ لذا میگویند اگر دولت بیفتد خودمان دولت را به دست خواهیم گرفت. گروه سوم کسانی هستند که نگاه خاصی به موضوع دارند و برای خود مسئولیت جهانی قائل هستند که البته نیروهای سیاسی چندان درون اینها نیستند و بیشتر احساساتی هستد. دسته چهارم نفوذیها هستند و نیروی پنجم نیز برنامههای دیگری برای بقا و بازدارندگی دارد و به نظر میرسد که معتقد هستند تفاهمنامه میتواند مقدمهای برای ورود به مذاکرات هستهای باشد و اساسا مخالف مذاکرات هستهای هستند و بنابر این با مقدمه آن که تفاهمنامه است مخالفت میکنند. معتقد هستند که بهتر است ستیز با غرب و آمریکا مشخصا بر سر موضوعاتی غیر از مسئله هستهای باشد تا بحث هستهای باز نشود. این ۵ جریان؛ جریانهای مخالف دیپلماسی، مذاکره و تفاهمنامه هستند. البته برخی معتقدند این ایدهای که من میگویم مگر گزینه صلح روی میز است که چنین حرفهایی میزنید؟ پاسخ این است که کار دیپلماسی این است که این را بسازد. قرار نیست چیزی روی میز باشد و باید چیزی را روی میز ساخت. البته ممکن است یکی از راهبردها برای رسیدن به صلح در یک مقطع مقاومت جانانه باشد و کاری که صورت گرفته است. اما به نظر میرسد زمانی که تفاهم شکل گرفت همان نقطهای بود که وقت دیدن میوه صلح بود.
*از نگاه شما نباید برخورد درست و ساماندهی شدهتری با تریبونهای ضد انسجام و وحدت صورت گیرد؟
وقتی از انسجام ملی صحبت میشود یکی از مفاهیم انسجام ملی ملت و شهروندان هستند. باید ببینیم که فهم مشترکی از ملت و شهروندان داریم و آیا وحدت به معنای همه با من است یا همه با هم؟ آیا به معنای تحمیل نظر یک دیدگاه یک اقلیت بر دیگران است و بقیه خود را با آن تنظیم کنند یا قرار است سر مفاهیم اجماعی و ملی با هم به یک نتیجهای برسیم و به روی آن بایستیم. این بحثها آنقدر گفته شده حالت تکراری پیدا کرده و به نظر میرسد که برای مخاطبان اخبار سیاسی هم به نوعی ملالآور شده باشد، اما چیزی که مشخص است اتحاد انسجام یک ضرورت برای شرایط امروز کشور است و مهمترین عامل برای پیدایش انسجام در وهله اول خود حاکمیت است.