چهارشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۵
مقالات

آغاز جنگ تحمیلی چهارم؟

آغاز جنگ تحمیلی چهارم؟
ندای لرستان - شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست عبدالرحمن فتح اللهی| تشدید بی‌سابقه تبادل آتش میان ایران و ایالات متحده، گسترش دامنه ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح اللهی| تشدید بی‌سابقه تبادل آتش میان ایران و ایالات متحده، گسترش دامنه نبرد به جبهه یمن، تلاش واشینگتن برای احیای محاصره دریایی ایران، ادعای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز و در نهایت تهدید آشکار دونالد ترامپ به حملات گسترده‌تر، از جمله هدف قراردادن تأسیسات هسته‌ای ایران و دیگر حوادث، نشان می‌دهد تحولات جاری دیگر با مفاهیمی چون «تنش»، «بحران» یا «بازدارندگی» و بازی با دیگر واژگان سیاسی قابل تبیین نیست.
مجموعه رخدادهای این روزها حکایت از آن دارد که تلاش برای «کنترل تنش زیر سقف جنگ» به هر دلیلی ناکام ماند. به بیان صریح‌تر، آنچه امروز در برابر ما قرار گرفته، آغاز دور تازه جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ جنگی که این بار فقط در میدان نبرد متعارف تعریف نمی‌شود، بلکه هم‌زمان در ابعاد نظامی، دریایی، اقتصادی، اطلاعاتی و روانی جریان دارد. این تصور که تا زمانی که دامنه درگیری‌ها به پایتخت یا مناطق مرکزی کشور نرسیده، هنوز با یک جنگ تمام‌عیار مواجه نیستیم و تحولات صرفا در چارچوب تبادل آتش محدود و کنترل‌شده جریان دارد، با واقعیت‌های راهبردی میدان همخوانی ندارد. نخست آنکه نوار ساحلی جنوب ایران، شریان حیاتی اقتصاد ملی، دروازه اتصال کشور به آب‌های آزاد، کانون اصلی صادرات و واردات و محل استقرار بخش عمده زیرساخت‌های نفت، گاز و پتروشیمی است؛ ازاین‌رو هرگونه حمله به این منطقه، مستقیما منافع حیاتی کشور را هدف قرار می‌دهد. دوم آنکه تمرکز فعلی حملات بر جنوب، هرگز به معنای مصونیت مناطق مرکزی و شمالی نیست و نباید به خطای محاسباتی درباره سقف و دامنه جنگ طی روزهای آتی بینجامد. ولی فارغ از اینکه چگونه از تفاهم اولیه ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن ۲۰۲۶) و آغاز گفت‌وگوهای سوئیس برای دستیابی به توافق نهایی به این نقطه رسیدیم و اینکه آیا تفاهم امضاشده بین پزشکیان و ترامپ از اساس چیزی جز «یک تنفس بین دو جنگ» نبود، اکنون واقعیت مسلط، ورود منطقه به مرحله‌ای تازه و پیچیده از رویارویی است؛ مرحله‌ای که می‌تواند معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا را به شکلی بنیادین دگرگون کند.
شتاب تحولات نظامی نیز مؤید همین واقعیت است. در فاصله زمانی کوتاه و مشخصا از ۶ تیرماه، حجم و گستره رخدادهای امنیتی به‌طور محسوسی افزایش یافته و نشان می‌دهد طرفین در حال ورود به فاز پرشتاب‌تری از تقابل هستند. به نظر می‌رسد راهبرد آمریکا بر اجرای عملیات‌ سنگین و کوتاه‌مدت با هدف تحمیل اراده سیاسی و اعلام دستیابی به اهداف نظامی استوار باشد؛ راهبردی که در صورت ناکامی، می‌تواند به گسترش بیشتر میدان نبرد بینجامد. اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا خیر، بلکه این است که مسیر تحولات میدانی به کدام سو خواهد رفت، دامنه این رویارویی تا کجا گسترش خواهد یافت و نقطه پایان این جنگ در کدام معادله سیاسی یا نظامی رقم خواهد خورد.


نظرات شما