يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۵
اقتصادی

استراتژ ی جدید بانک مرکزی در نبرد با تورمِ انتظاری

استراتژ ی جدید بانک مرکزی در نبرد با تورمِ انتظاری
ندای لرستان - خراسان/دلار در کانال ۲۳۶ هزار تومان؛ وقتی ابزارهای مالی مهار تقاضا به کمک «عرضه» می‌آیند. بازار ارز و طلا در هفته‌های اخیر یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - خراسان /دلار در کانال ۲۳۶ هزار تومان؛ وقتی ابزارهای مالی مهار تقاضا به کمک «عرضه» می‌آیند.
بازار ارز و طلا در هفته‌های اخیر یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را تجربه کرده است. دلار آزاد اکنون در محدوده ۲۳۶ هزار و ۷۰۰ تومان و طلای ۱۸ عیار نیز در کانال ۲۴ میلیون تومانی نوسان می‌کند؛ سطوحی که نشان‌دهنده فشار سنگین بر بازار دارایی‌هاست. اما برخلاف دوره‌های قبل که سیاست‌گذار صرفاً بر «عرضه فیزیکی» تمرکز می‌کرد، بانک مرکزی این بار در حال آزمودن مسیرهای پیچیده‌تری است.
دو موتورِ تورم در بازار طلا
وضعیت بازار طلا پیچیده‌تر از ارز است؛ چراکه قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار (بالای ۲۴ میلیون تومان) از دو موتور اصلی تغذیه می‌کند: «نرخ دلار داخلی» و «قیمت جهانی اونس». بانک مرکزی نمی‌تواند قیمت جهانی را کنترل کند، اما بر دو متغیر داخلی یعنی «نرخ ارز» و «حباب سکه» اثرگذار است. این جاست که سیاست‌گذار تصمیم گرفته به جای تکیه صرف بر فروش فیزیکی، میدان را به سمت «ابزارهای مالی» ببرد.
حرکت اول: تسهیل «خون‌رسانی» ارزی
در سمت ارز، بانک مرکزی از ۱۹ شهریور دو روش جدید برای رفع تعهد ارزی صادرکنندگان عملیاتی کرده است. هدف مشخص است: کاهش اصطکاک بازگشت ارز. با فراهم شدن امکان عرضه مستقیم اسکناسِ حاصل از صادرات در نمادهای بازار تجاری و فروش به بانک مرکزی با نرخ ETS، سیاست‌گذار در پی آن است که عرضه را در شبکه رسمی افزایش دهد. اهمیت این اقدام در «چابکی» است؛ هرچه صادرکننده مسیر ساده‌تری برای عرضه ارز داشته باشد، احتمال تخلیه تقاضای کاذب در بازار غیررسمی بیشتر می‌شود.
حرکت دوم: کوچِ تقاضا از بازار فیزیکی به اوراق
در بازار طلا، استراتژی تغییر محسوسی کرده است. عرضه «اوراق سلف موازی استاندارد تمام‌سکه» با سررسید سه‌ماهه و بازده تضمین‌شده ۷ درصد، نشان می‌دهد بانک مرکزی نمی‌خواهد با خریدار سکه بجنگد، بلکه می‌خواهد «تقاضای سفته‌بازانه» را از کف بازار جمع کند.
منطق این کار ساده است: بخش بزرگی از تقاضا در ایران، تقاضای «حفظ ارزش پول» است. اگر فردی که به دنبال سود است، به جای خرید فیزیکی سکه (که خود عامل ایجاد حباب است)، اوراق بخرد، فشار مستقیم از روی سکه فیزیکی برداشته می‌شود. این اقدام به بانک مرکزی اجازه می‌دهد بدون نیاز به حراج پی‌در‌پی سکه فیزیکی، بازار را مدیریت کند.
چرا قیمت‌ها همچنان بالاست؟
شاید پرسش اصلی مخاطبان این باشد: «اگر این ابزارها فعال شده‌اند، چرا دلار همچنان ۲۳۶ هزار تومان است؟» پاسخ را باید در سه لایه جست‌وجو کرد:
۱. نوپدید بودن سیاست‌ها: اوراق سلف سکه و مسیرهای جدید ارزی، بسیار تازه‌اند و برای قضاوت درباره اثرگذاری آن‌ها، زمان لازم است.
۲. شوک‌های ترکیبی: برخلاف گذشته که تنها «سفته‌بازی داخلی» عامل نوسان بود، اکنون ریسک‌های سیاسی و افزایش قیمت اونس جهانی طلا نیز به صورت همزمان به بازار فشار می‌آورند.
۳. انتظارات تورمی: این مهم‌ترین لایه است. تا زمانی که انتظارات تورمی بالاست، افزایش عرضه تنها می‌تواند «سرعت رشد» قیمت را بگیرد، اما لزوماً آن را معکوس نمی‌کند. در بازار دارایی‌ها، ترس از «گران‌تر شدن» خود به عاملی برای ورود تقاضای جدید تبدیل می‌شود.
مدیریتِ انتظارات؛ گلوگاه اصلی
کامران رحیمی، کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، ضمن تایید مثبت بودن این تغییر رویکرد می‌گوید: «مجموعه سیاست‌های اخیر، یعنی تسهیل بازگشت ارز صادراتی و انتشار اوراق سلف سکه، ظرفیت بسیار خوبی برای مدیریت تقاضای سرمایه‌ای دارد. اما باید دقت کرد که موفقیت این ابزارها بیش از آنکه به حجم عرضه بستگی داشته باشد، به «استمرار» و «تغییر انتظارات» فعالان بازار وابسته است.»
به گفته وی، اگر بازار ثانویه اوراق سلف، عمیق و نقدشونده شود، می‌توان انتظار داشت که (با کاهش فشار خرید فیزیکی) حباب سکه نیز کوچک شود. امری که با کاهش تقاضای هیجانی در طلا، فشارِ همزمان بر بازار ارز را نیز تعدیل می‌کند. رحیمی تاکید می‌کند: «معیار موفقیت بانک مرکزی صرفاً پایین آمدن لحظه‌ای قیمت دلار نیست، بلکه باید به کاهش دامنه نوسانات، بازگشت ارز صادراتی و کاهش تقاضای هیجانی نگریست.»
آزمونِ پیشِ رو
بانک مرکزی در حال اجرای سیاست مدیریت تقاضا همزمان با مدیریت عرضه است. اگر عرضه ارز صادراتی ادامه یابد و همزمان بازار ابزارهایی نظیر اوراق سکه عمق بگیرند، این موضوع می‌تواند ترمز رشد شتابان قیمت‌ها را بکشد. با این حال، باید پذیرفت که ابزارهای پولی به تنهایی نمی‌توانند اثر ریسک‌های سیستماتیک و انتظارات تورمی را خنثی کنند.
در نهایت، نشانه واقعی موفقیت این سیاست نه در نرخ لحظه‌ای دلار یا سکه، که در دو نشانه قابل‌رصد است: عمق و نقدشوندگی بازار ثانویه اوراق سلف سکه و روند حباب سکه در ماه‌های آینده. اگر این دو مسیر درست پیش بروند، بانک مرکزی برای اولین‌بار توانسته بدون درگیری مستقیم با بازار فیزیکی، بر تقاضای سفته‌بازانه اثر بگذارد.


نظرات شما