ندای لرستان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
واکنشها به اظهارات پزشکیان و قالیباف درباره نسبت قدرت نظامی و اقتصاد با تابآوری مردم
عاطفه شمس| اظهارات اخیر سران قوا، بحثی را به فضای سیاسی و رسانهای کشور کشانده که از دعوای معمول بر سر ادامه یا پایان جنگ فراتر میرود؛ قدرت ملی تا کجا میتواند بدون پشتوانه اقتصادی و رضایت مردم دوام بیاورد؟ مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، روز جمعه ۳۰ مرداد گفت «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم، جنگ را پایان دهیم». محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز یک روز پیش از آن هشدار داده بود: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم اما اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم». این دو جمله خیلی زود به میدان جدال سیاسی کشیده شد؛ سخن پزشکیان «سیگنال ضعف» خوانده شد و حرف قالیباف «تکرار ادبیات روحانی». در این میان غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه نیز پیشتر بر ضرورت توجه همزمان به آمادگی دفاعی و «معیشت و تابآوری مردم» تأکید کرده بود؛ مجموعه مواضعی که حالا، یک پرسش مهمتر را پیش روی فضای سیاسی گذاشته است: اگر جنگ با قدرت نظامی پیش برود، پشتوانه این قدرت تا کجا میتواند بدون اقتصاد و جامعهای تابآور، ادامه پیدا کند؟
از سیگنال ضعف تا پایان عزتمندانه
پزشکیان البته همزمان تلاش کرد میان پایان جنگ و تسلیم، خط روشنی بکشد. او گفت اگر دشمن تعرض کند «به هیچعنوان در برابر قلدری سر خم نخواهیم کرد» و تأکید داشت که ایستادگی در برابر حمله، موضوعی جدا از تصمیم درباره زمان پایان جنگ است. با این حال، این تفکیک برای بخشی از جریان سیاسی قانعکننده نبود. خبرگزاری فارس در واکنش، با تیتر «پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار میکند» پرسید: «مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟» روایت فارس این بود که جنگ به ایران تحمیل شده و طرح سخن از پایان آن، اگر بهمعنای مطالبه آتشبس از سوی ایران باشد، میتواند نشانه انفعال تلقی شود. این خط انتقادی را سیدمحمود نبویان، نایبرئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس صریحتر دنبال کرد. او در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به پزشکیان نوشت: «منظورتان از اینکه الان باید جنگ را پایان دهیم، چیست؟ مگر ما جنگ را آغاز کردیم؟» روایتی که البته با موضع پیشین همین جریان قابل مقایسه است که خطاب به ترامپ گفته بودند که اگرچه جنگ را تو شروع کردی اما پایانش دست تو نیست، دست ماست. نبویان همچنین پرسید، آیا قرار است «به ترامپ و نتانیاهو التماس کنیم که جنگ را تمام کنند» یا با اعلام تسلیم، جنگ پایان یابد؟ او نوشت آنچه از نظر او ارسال «سیگنال ضعف» است، میتواند دشمن را جسورتر کند. در ادامه این انتقادها، صادق کوشکی، فعال اصولگرا، به سراغ دو رئیس قوه رفت. او در فضای مجازی، همزمانی نگرانی پزشکیان و قالیباف درباره معیشت و گرسنگی مردم را دستمایه حمله قرار داد و نوشت: «چند روزی است، روسای قوای مقننه و مجریه بهصورت همزمان نگران گرسنگی مردم و قحطی در کشور شدهاند!» کوشکی سپس مسئولیت وضعیت موجود را متوجه دولت دانست و نوشت: «در کشوری بزرگ و پر نعمت مانند ایران، قحطی و گرسنگی پدید نمیآید مگر اینکه کسانی مثل پزشکیان و قالیباف، مدیریت کشور را برعهده داشته باشند». او مدعی شد، سوءمدیریت و اهمال، عامل اصلی مشکلات معیشتی است؛ موضعی که نشان میدهد حتی هشدار قالیباف درباره پیوند میان اقتصاد و قدرت ملی نیز از سوی بخشی از جریان تندرو نه بهعنوان یک هشدار درباره ضرورت تقویت پشتوانه اجتماعی بلکه بهعنوان فرصتی برای نقد عملکرد دولت و رئیس مجلس خوانده شده است. در مقابل بخشی از رسانههای اصلاحطلب و میانهرو تلاش کردند، معنای سخنان پزشکیان را دقیقاً خلاف این روایت توضیح دهند: پایان جنگ از موضع قدرت، نه شکست. روزنامه اعتماد ضمن بررسی اظهارات رئیسجمهور پیشنهاد کرده است، مسئولان با رهبری گفتوگو کنند تا در صورت موافقت، کشور از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» خارج شود. این تحلیل، سخنان پزشکیان و قالیباف را دو نشانه از یک مسئله مشترک میداند: ادامه وضعیت فعلی، هزینههایی دارد که باید درباره آن تصمیم گرفت.
پایان جنگ؛ تسلیم یا تصمیم از موضع قدرت؟
اما شاید مهمتر از دعوا بر سر جمله پزشکیان، حرف قالیباف باشد؛ جملهای که روزنامه اطلاعات آن را جدیتر از یک اظهارنظر اقتصادی خواند و نوشت، سخنان اخیر رئیسجمهور و رئیس مجلس باید «هشداری مهم» تلقی شود. اطلاعات در سرمقاله خود تأکید کرد که «معیشت مردم فقط غذا خوردن نیست» و نمیتوان جامعه را با این استدلال که «با یک لقمه نان و پابرهنه میجنگیم» به میدان فرستاد. از نگاه این روزنامه اگر جامعه «بیرمق و فروپاشیده» شود، دیگر نیازی به دشمن برای ضربه زدن به کشور نیست. به نوشته اطلاعات، بحران سوخت، سقوط ارزش پول ملی، انفجار قیمتها و کمبود دارو میتواند دولت و نیروهای امنیتی را در برابر جامعهای ناهنجار و چندقطبی قرار دهد. روزنامه مردمسالاری نیز همین بخش از سخنان قالیباف را به مرکز تحلیل خود برد و با تیتر «سفره مردم؛ ضامن قدرت ملی» نوشت که جمله رئیس مجلس را باید فراتر از یک اظهارنظر اقتصادی دید. از نگاه این روزنامه در سالهای گذشته معمولاً قدرت ملی با مؤلفههایی مانند توان موشکی، قدرت دفاعی و نفوذ منطقهای توضیح داده شده اما سخن قالیباف یک مؤلفه دیگر را وارد این معادله میکند: وضعیت زندگی مردم. مردمسالاری حتی این حرف را در کنار موضع قدیمی محمدجواد ظریف گذاشت که گفته بود «موشک مهم است، اما مردم مهمترند» و نتیجه گرفت که قدرت نظامی بدون پشتوانه اجتماعی و اقتصادی، قدرتی پایدار نیست. با این حال، قالیباف هم از سوی جریان تندرو بیواکنش نماند. پایگاه خبری رجانیوز در مطلبی با عنوان «قالیباف و روحانی؛ هر روز نزدیکتر از دیروز» سخنان رئیس مجلس را یادآور ادبیات حسن روحانی درباره رابطه اقتصاد با قدرت نظامی دانست و آن را به دوگانه «چرخ سانتریفیوژ و چرخ اقتصاد» و «برجام و موشک» تشبیه کرد. این رسانه همچنین به اظهارات قبلی قالیباف درباره ضرورت تحویل «سنگر» از نیروهای پای لانچر و آوردن رفاه برای مردم اشاره کرد و مدعی شد، رئیس مجلس بهتدریج به ادبیات سیاسی روحانی نزدیک شده است. در این میان روزنامه اطلاعات یک قدم جلوتر رفت و میان دو اظهارنظر پلی زد. این روزنامه نوشت، شرایط کشور به جایی رسیده که «نه میتوانیم وارد جنگ شویم و نه امکان توافق و مذاکره هست و نه ادامه وضع کنونی به مصلحت ملک و ملت است». پیشنهاد اطلاعات حفظ موضع سخت نظامی، استفاده از ظرفیت میانجیهایی مانند چین و حرکت به سمت یک گفتوگوی قدرتمندانه بود. این روزنامه همزمان از کسانی که بدون ارائه راهحل «بر طبل جنگ میکوبند» انتقاد کرد و خواستار انسجام در تصمیمگیری شد.
قدرت ملی؛ از موشک تا سفره مردم
پایگاه خبری فرارو نیز در تحلیلی با عنوان «همصدایی کمسابقه سران قوا درباره جنگ» به همین نقطه رسید و نوشت، اظهارات پزشکیان و قالیباف را میتوان نشانه نوعی اتفاقنظر بر سر پایان دادن به جنگ «از موضع اقتدار و در زمان مناسب» دانست. این رسانه حتی با اشاره به مواضع پیشین محسنیاژهای، تلاش کرد این بحث را به سطحی فراتر از دولت و مجلس ببرد: دفاع از کشور و حفظ آمادگی نظامی یک اصل است اما توجه به «معیشت و تابآوری مردم» نیز مطالبهای جدی است. ستاره صبح هم اظهارات قالیباف و پزشکیان را در کنار هم نشاند و بر اثرات اقتصادی جنگ، محاصره دریایی، تورم و مشکلات انرژی تأکید کرد. در نهایت آنچه از مجموع این واکنشها بیرون میآید، اختلاف اصلی بر سر تعریف قدرت است. یک طرف میگوید، پایان جنگ نباید حتی شائبه عقبنشینی ایجاد کند؛ طرف دیگر میپرسد اگر اقتصاد و جامعه فرسوده شوند این قدرت تا کجا قابلیت دوام دارد. به همین دلیل بهنظر میرسد واکنشها به این اظهارات بیش از آنکه درباره دو مقام باشد، درباره یک پرسش بزرگتر است؛ اینکه جنگ را چگونه تمام کنیم که هم اقتدار نظامی حفظ شود و هم جامعه توان ادامه مسیر را داشته باشد؟