جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین | آخرین خبر

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین | آخرین خبر
ندای لرستان - هم میهن/متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است.
مارک لینچ-استاد علوم ‏سیاسی و روابط بین‌‏الملل دانشگاه جورج واشینگتن| نظم منطقه‌ای سنتی در خاورمیانه، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین جنگ غزه به پایان راه رسیده است. ناتوانی واشینگتن در سرنگونی رژیم تهران و حفاظت از متحدان خلیج فارس، بن‌بست در مسئله فلسطین، پایه‌های امنیتی و اخلاقی دهه‌های گذشته را ویران کرده است. تحولات اخیر ثابت کرد که قدرت نظامی محدودیت‌های جدی دارد و متحدان منطقه‌ای دیگر نمی‌توانند به تضمین‌های امنیتی آمریکا تکیه کنند. فروپاشی این نظم، فرصتی نادر برای واشینگتن ایجاد می‌کند تا سیاست خود را از «مهار نظامی» به سوی «دیپلماسی فراگیر» و حمایت از حقوق بشر و دموکراسی تغییر دهد.
تحلیل ریشه‌های بحران و فروپاشی نظم قدیمی
1. میراث نظم ۱۹۹۱ و فرسایش تدریجی نظم خاورمیانه‌ای که پس از فروپاشی شوروی و آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت، بر پایه سه رکن اساسی بود:
برتری نظامی آمریکا: ایجاد شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی برای مهار ایران و عراق
تضمین امنیت استبداد: حمایت از رژیم‌های اقتدارگرا در ازای ثبات منطقه‌ای و جریان انرژی
فرآیند صلح اعراب و اسرائیل: تلاش برای ادغام اسرائیل در یک چارچوب امنیتی مشترک با اعراب
شکست در اجرا: در حالی که این نظم برای نخبگان و کشورهای ثروتمند خلیج فارس منافعی داشت، برای اکثریت مردم منطقه با خشونت، محرومیت و سرکوب همراه بود.
2. غزه و جنگ با ایران
دو رویداد کلیدی به عنوان کاتالیزور نهایی برای پایان دادن به نفوذ آمریکا عمل کردند:
جنگ غزه (نابودی اخلاقی): حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل، ادعاهای حقوق بشری آمریکا را نزد افکار عمومی بی‌اعتبار کرد.
جنگ با ایران (شکست توهم قدرت نظامی): ناتوانی در تغییر رژیم و بسته شدن تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت نظامی آمریکا دیگر نمی‌تواند امنیت مطلق ایجاد کند.
3. شکاف‌های کلیدی و واقعیت‌های نوین منطقه‌ای
بی‌اعتمادی متحدان خلیج فارس: رهبران عرب از اینکه واشینگتن بدون مشورت با آن‌ها وارد جنگ با ایران شد و نتوانست یا نخواست از آن‌ها در برابر حملات ایران محافظت کند، خشمگین هستند.
رقابت‌های درونی: تنزاع میان عربستان و امارات بر سر رهبری منطقه و روابط با اسرائیل، تلاش‌های آمریکا برای ایجاد یک جبهه متحد ضد ایرانی را مختل کرده است.
خودمختاری بازیگران: متحدان سابق اکنون به دنبال معاملات جانبی با ایران و گسترش روابط با چین و روسیه هستند تا خلأ قدرت آمریکا را پر کنند.
4. وضعیت بازدارندگی و تهدیدات مداوم
تاب‌آوری ایران: علیرغم آسیب‌های ناشی از جنگ، رژیم ایران برجا مانده و توانایی خود را برای نبرد در «منطقه‌های خاکستری» و استفاده از نیروهای نیابتی حفظ کرده است.
توسعه‌طلبی اسرائیل: اسرائیل بدون توجه به نظر آمریکا، به دنبال الحاق کرانه باختری و تداوم مداخلات نظامی در لبنان و سوریه است.
بی‌ثباتی اقتصادی: جنگ، قیمت سوخت و مواد غذایی را افزایش داده و در کشورهایی مانند مصر، پتانسیل خیزش‌های مردمی مشابه سال ۲۰۱۱ را تقویت کرده است.
5. فرصت‌های راهبردی برای تغییر مسیر
آمریکا برای جلوگیری از زوال کامل، باید پارادایم‌های خود را تغییر دهد:
الف) از تهاجم به دفاع
به جای بازسازی پایگاه‌های تخریب شده، بر سرمایه‌گذاری در موارد زیر تمرکز کند:
- اشتراک‌گذاری اطلاعاتی
- سیستم‌های دفاع موشکی برای شرکای خلیج فارس
- تأمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز.
ب) دیپلماسی به جای مهار
تغییر رویکرد در قبال ایران از مهار نظامی به سوی فرآیند دیپلماتیک که ایران را به عنوان یک شریک در سیستم امنیتی منطقه بپذیرد. این نگاه حتی در میان برخی چهره‌های تندرو مانند ونس نیز دیده می‌شود.
ج) بازتعریف روابط با متحدان
- فشار بر اسرائیل: مشروط کردن حمایت‌ها به احترام به حقوق بشر، توقف شهرک‌سازی و پایان دادن به اقدامات بی‌ثبات‌کننده
- پایانِ دادن به چک سفید به مستبدان: تشویق به اصلاحات دموکراتیک و حمایت از حقوق بشر به عنوان تنها راه دستیابی به ثبات پایدار در بلندمدت.
نتیجه‌گیری
نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است. اگرچه خروج فیزیکی آمریکا بلافاصله رخ نخواهد داد، اما مشروعیت و کارآمدی مدل قدیمی از بین رفته است. واشینگتن با انتخابی حیاتی روبروست: یا به مدیریت بحران‌های بی‌پایان در یک سیستم شکست‌خورده ادامه دهد، یا شجاعت لازم برای پی‌ریزی یک نظم جدید مبتنی بر دیپلماسی، دفاع جمعی و حاکمیت قانون را پیدا کند. شکست در تغییر مسیر، منجر به محو شدن تدریجی نفوذ آمریکا در منطقه‌ای خواهد شد که بیش از سه دهه تحت سلطه مطلق آن بود.
ترجمه: کانال بازنگاه


نظرات شما