سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

سه گزینه ترامپ؛ وقتی «بزرگ‌ترین چکش جهان» کار نمی‌کند

سه گزینه ترامپ؛ وقتی «بزرگ‌ترین چکش جهان» کار نمی‌کند
ندای لرستان - اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دیوید سنگر، تحلیل‌گر نیویورک تایمز می‌نویسد پنج ماه بعد از آغاز جنگ علیه ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دیوید سنگر، تحلیل‌گر نیویورک تایمز می‌نویسد پنج ماه بعد از آغاز جنگ علیه ایران، هیچ یک از اهداف ترامپ (از سقوط حکومت تا پایان برنامه هسته‌ای ایران) محقق نشده‌اند و در حالی که ادعا می‌کرد «بزرگ‌ترین چکش جهان» را در دست دارد، اکنون با محدودیت‌های قدرت خود روبرو شده و به نظر می‌رسد در دام جنگی افتاده که نمی‌تواند راهی برای خروج از آن پیدا کند. ترامپ، که زمانی مطمئن بود با نیروی عظیم در دستش قادر است تا «مدل ونزوئلا» - تغییر حکومت به حکومتی مطیع ایالات متحده - را در ایران دنبال کند، اکنون در مورد بازگشت به عملیات‌های جنگی بزرگ -که سازمان‌های اطلاعاتی ارزیابی می‌کنند بعید است روی تهران موثر باشد- مردد است.
به باور سنگر، اکنون ترامپ سه گزینه در پیش روی خود دارد: تشدید عملیات نظامی، فشار اقتصادی و یا اعلام پیروزی و خروج از معرکه. هر یک از این گزینه‌ها در هفته‌های اخیر در جلسات با معاونش، جی. دی. ونس، پیت هگست، وزیر دفاع، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش؛ دامادش جارد کوشنر؛ و فرستاده ویژه‌اش، استیو ویتکاف مورد بحث قرار گرفته است. هر گزینه به دلایل مختلف، برای او ناخوشایند به نظر می‌رسد.
گزینه اول هزینه‌های بالایی داشته و مشخص نیست که موثر باشد. مقامات آمریکایی اکنون نگران این هستند که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا را در محاسبات اقدامات بعدی خود، در اوکراین و اروپا -برای پوتین- و شاید علیه تایوان -برای شی- در نظر بگیرند. گزینه دوم به سرعت موثر نیست و مستلزم حضور نظامی پرهزینه و مداوم ایالات متحده و احتمال تبادل آتش مکرر است که جان آمریکایی‌های بیشتری را به خطر می‌اندازد و حملات بیشتری را به متحدان خلیج فارس وارد می‌کند. گزینه سوم هم بذاب تذامپ پرریسک و هزینه‌زا است. اگر ترامپ به برنامه هسته‌ای ایران رسیدگی نکند و کنترل تنگه هرمز را در عمل در اختیار ایران بگذارد، به چشم یک شکست خورده دیده می‌شود.
دو راهی ترامپ و گزینه‌های بدتر
در همین رابطه، استفان کالینسون، تحلیل‌گر سی‌ان‌ان هم می‌نویسددونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بار دیگر به دوراهی دیگری در رابطه با ایران رسیده است. اما هر بار که به چنین نقطه‌ای می‌رسد، گزینه‌های او محدودتر و هزینه‌های هرگونه اقدامی افزایش می‌یابد. در واقع، اکنون ترامپ خود را در موقعیت آشنایی می‌بیند. او سعی کرده با حملات شدیدتر، ایران را به امتیازدهی وادار کند. اما این طرح اکنون بهتر از دور اول جنگ عمل نمی‌کند. او ممکن است با اعزام نیروهای زمینی، فشار را افزایش دهد، اما این امر تلفات قابل توجهی را برای ایالات متحده به همراه خواهد داشت و نتایجش نامعلوم است. در واقع، تقریباً پنج ماه پس از جنگی که گفته بود چند هفته طول خواهد کشید، ترامپ همچنان در تلاش است تا فضای مانور علیه تهران ایجاد کند. اما به نظر می‌رسد تمام این استراتژی، فضای کمتر و گزینه‌های بدتری را برای او باقی می‌گذارد.
در واقع، همانند هفته‌های گذشته، گزینه‌های ترامپ ناخوشایند به نظر می‌رسند و این موضوع توضیح دهند چرخش او در هفته گذشته بین تهدید به از سرگیری حملات عظیم و ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران التماس می‌کند مذاکره کند، باشد. با توجه به عدم تغییر ژئوپلیتیک جنگ، به نظر می‌رسد چنین لفاظی‌هایی بیشتر متوجه مخاطبان داخلی است تا تهران. ترامپ هنوز هم می‌تواند پس از گسترش دامنه جغرافیایی اهداف در ایران در آخرین دوره حملات، تصمیم بگیرد که به لفاظی‌های تند خود در هفته گذشته جامه عمل بپوشاند. او می‌تواند با حمله به زیرساخت‌های حمل‌ونقل و نیروگاه‌ها، اقتصاد ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهد. اما، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ابن موضوع بعید است رویکرد تهران را تغییر دهد.
یک طرح دیگر، گسترش محاصره اقتصادی ایالات متحده علیه کشتی‌ها و بنادر ایران است. این کار هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشد و ممکن است روی موضع تهران تاثیری نگذارد و مشخص نیست که شخص ترامپ و فضای سیاسی داخلی آمریکا آمادگی آن را داشته باشند؛ بالاخص اگر ایران با از سرگیری حملات به نفت‌کش‌ها و کشتی‌های تجاری در تنگه واکنش نشان خواهد داد - و در نتیجه امواج شوک جنگ بر اقتصاد جهانی و فشار سیاسی در ایالات متحده را تشدید خواهد کرد.
گزینه سوم ممکن است شامل تلاش ایالات متحده برای تمدید تفاهم‌نامه فروپاشیده شده‌ای باشد که آتش‌بس کوتاه‌مدتی را ایجاد کرده بود. اما بعید است تهران موافقت کند مگر اینکه آنچه را که معتقد بود تفاهم‌نامه از ابتدا فراهم کرده بود - حق کنترل و کسب درآمد از ترافیک تنگه - تضمین کند. این یک شکست برای ایالات متحده خواهد بود، زیرا این آبراه حیاتی قبل از جنگ باز بود. در همین حال، اگر ترامپ شرایط حتی مطلوب‌تری نسبت به شرایط تفاهم‌نامه اولیه که وعده رفع تحریم‌ها و صندوق بازسازی منطقه‌ای را به همراه داشت، به تهران بدهد، با انتقاد سیاسی داخلی از سوی تندروهای سیاست خارجی مواجه خواهد شد.
اگر چه ممکن است از نظر نظامی ایران آسیب‌های جدی دیده باشد، اما ماهیت نامتقارن جنگ به این معنی است که تا زمانی که ایران بتواند کشتی‌ها را با پهپاد و موشک در تنگه تهدید کند، ظرفیت افزایش هزینه‌های جهانی جنگ را دارد. ترامپ ماه‌هاست که به دنبال وادار کردن ایران به تسلیم است، بدون اینکه ایالات متحده را درگیر جنگ‌های زمینی در خاورمیانه کند. اما تجربه نشان می‌دهد که این جنگ ممکن است در چارچوب محدودیت‌های خودساخته برای اقدام ایالات متحده، قابل پیروزی نباشد. یک گام دیگر به سمت تشدید تنش ممکن است ترامپ را به همان معضل غیرقابل اجتناب بازگرداند. اما هیچ مسیر مشخصی برای توافق صلحی که اهداف ایالات متحده را برآورده کند، وجود ندارد. به نظر می‌رسد که این یک وضعیت بدون برد برای او است.


نظرات شما