يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
مقالات

اسرائیل در سایه

اسرائیل در سایه
ندای لرستان - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سیدعلی موسوی| با شدت‌گرفتن دوباره تنش‌های ایران و آمریکا در تنگه هرمز، ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سیدعلی موسوی| با شدت‌گرفتن دوباره تنش‌های ایران و آمریکا در تنگه هرمز، پس از توافق آتش‌بس و آغاز حملات شبانه آمریکا به نوار ساحلی جنوب، یک سؤال بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود؛ چرا در این مرحله، برخلاف دوره‌های قبل، اسرائیل حضور نظامی آشکار و مستقیمی در میدان ندارد؟ پاسخ این پرسش را شاید نباید صرفاً در آرایش نیرو‌های نظامی جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در تغییر الگوی جنگ‌های مدرن دید. در بسیاری از منازعات امروز، بازیگران تلاش می‌کنند بخشی از هزینه‌های نظامی را به عرصه رسانه، افکار عمومی و عملیات روانی منتقل کنند. به همین دلیل، نبود یک بازیگر در میدان لزوماً به معنای خروج او از صحنه نیست. در همین چهارچوب، گزارشی که روزنامه اسرائیل‌هیوم منتشر کرده، توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است.
این گزارش بیان کرد موساد از سال ۲۰۲۱ ساختاری محرمانه برای عملیات نفوذ، جنگ روانی و زمینه‌سازی جهت تغییرات سیاسی در ایران ایجاد کرده بود، همچنین ادعا می‌کند برنامه اولیه اقدام نظامی برای سال ۱۴۰۵ طراحی شده بود، اما برخی تحولات داخلی، از جمله اعتراضات بازار تهران، موجب تغییر محاسبات و تسریع در روند تصمیم‌گیری شد. در این گزارش یک نکته قابل‌تأمل وجود دارد؛ اینکه در ادبیات امنیتی امروز، نبرد رسانه‌ای و عملیات شناختی به‌اندازه عملیات نظامی اهمیت یافته است. هدف چنین جنگی، بیش از آنکه تصرف سرزمین باشد، تصرف ذهن مخاطب است. در هفته‌های اخیر هم‌زمان با افزایش حملات به جنوب ایران، شاهد افزایش فعالیت رسانه‌های فارسی‌زبان مخالف جمهوری اسلامی ایران و چهره‌های وابسته به جریان سلطنت‌طلب بوده‌ایم. این هم‌زمانی اتفاقی نیست و بخشی از یک راهبرد رسانه‌ای برای جهت‌دهی به افکار عمومی است.
در این میان، سفر رضا پهلوی به اسرائیل در فروردین ۱۴۰۲ و دیدار او با بنیامین نتانیاهو و وزیر اطلاعات اسرائیلی، همچنان یکی از نقاط مورد استناد این تحلیل است. این سفر صرفاً یک دیدار سیاسی نبود، بلکه نشانه‌ای از همگرایی راهبردی میان اسرائیل و بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور به‌شمار می‌رود. نکته قابل‌توجه، تغییر روایت رسانه‌ای برخی از همین جریان‌هاست. گروه‌هایی که در مقاطعی از افزایش فشار‌های خارجی یا حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کردند، اکنون خود را در جایگاه مخالف جنگ و مدافع مردم جنوب ایران معرفی می‌کنند. این تغییر لحن، نه ناشی از تغییر موضع، بلکه بخشی از یک تاکتیک رسانه‌ای برای افزایش اثرگذاری بر افکار عمومی است؛ تاکتیکی که می‌کوشد با بهره‌گیری از احساسات عمومی، نارضایتی اجتماعی را تشدید کرده و اعتماد عمومی را فرسایش دهد.واقعیت آن است که در جنگ‌های امروز، میدان نبرد تنها آسمان و زمین نیست؛ تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های فارسی‌زبان و حتی روایت‌هایی که هر روز در فضای مجازی منتشر می‌شوند، بخشی از میدان جنگ هستند. در چنین شرایطی، هر تصویر، هر خبر و هر روایت می‌تواند به‌اندازه یک عملیات نظامی، در شکل‌دهی به افکار عمومی و تصمیمات سیاسی اثرگذار باشد. از همین رو، شاید پرسش اصلی این نباشد که «اسرائیل چرا در میدان دیده نمی‌شود؟» بلکه این باشد که آیا بخشی از نبرد از میدان نظامی به میدان روایت‌ها منتقل شده است؟


نظرات شما