ندای لرستان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
انتقادات عادل فردوسیپور از تیم ملی فوتبال ایران باعث مسدودسازی سایت فوتبال۳۶۰ شد! سازندگی به بررسی این موضوع پرداخته است
مسدود شدن فوتبال۳۶۰ چند ساعت پس از درخواست قلعهنویی برای «گرفتن تریبون منتقدان» فوتبال ایران را وارد یک نبرد رسانهای تازه کرده است. جنگ فدراسیون فوتبال، سرمربی تیم ملی و برخی رسانهها با مخالفان پرتعداد و گوناگون وارد فاز تازهای شده است. تنها چند ساعت بعد از درخواست امیر قلعهنویی از حاکمیت برای گرفتن تریبون از مخالفان و منتقدان تیم ملی، سایت فوتبال۳۶۰ متعلق به عادل فردوسیپور از دسترس خارج شد. این پایان نبردی ریشهدار نیست؛ بهنظر میرسد در میانه داستانی هستیم که احتمالاً هنوز به اوج خود نرسیده است. اما برنده این جنگ کدام گروه خواهد بود؟
ماجرا چیست؟
برنامه عادل فردوسیپور با حضور علی دایی و کریم باقری، تبدیل به یک برنامه بسیار پربازدید و جنجالی شد. در این برنامه، مثل بسیاری دیگر از برنامههای ورزشی ساختهشده در کوران جام جهانی، حذف تیم ملی، عملکرد آن و مهمتر از همه، رفتار تهاجمی بازیکنان و عوامل تیم مورد نقد قرار گرفت. این انتقادها، بازتاب گستردهتری نسبت به سایر واکنشها داشت و امیر قلعهنویی را واداشت تا در مصاحبهای همزمان با جلسهاش با معاونت فرهنگی فدراسیون فوتبال، از مسئولان بخواهد تریبون منتقدان -منظورش عادل فردوسیپور- را ببندند. جالب اینجاست که خداداد عزیزی، ساعتی بعد در یک برنامه اینترنتی خطاب به قلعهنویی گفت: «نمیتوانید تریبون را از من بگیرید اما اگر منظورتان عادل فردوسیپور است، میتوانید از طریق ساترا جلوی برنامهاش را بگیرید. شما که آشنا دارید…» تنها ساعتی پس از این اظهارات، پلتفرم فوتبال۳۶۰ از دسترس خارج شد؛ موضوعی که در روزهای شلوغ خبری، برای ساعاتی فضای مجازی را تسخیر کرد و به بحث اول تبدیل شد.
چرا اهمیت دارد؟
درست زمانی که امیر قلعهنویی به شبکه سه رفته بود تا ساعتها به توجیه مشکلات تیم ملی و پاسخ به انتقادات بپردازد، عادل فردوسیپور در پخش زنده اعلام کرد سایتاش از دسترس خارج شده است. عادل که آن شب از فشار و ناراحتی اشک ریخت، گفت: «چرا نمیگذارید کار کنم؟» او به سرگذشت برنامه ۹۰ و سپس فوتبال۳۶۰ اشاره کرد؛ برنامه اول را مدیر شبکه سه تعطیل کرد و دومی هم معلوم نیست به دستور کدام نهاد از دسترس خارج شد.
نکته مهم این است که سرمربی تیم ملی میتواند تنها با چند جمله، باعث تعطیلی یک پلتفرم شود؛ اتفاقی که بار دیگر شرایط دشوار فضای رقابتی برنامهسازی را نشان میدهد. فردوسیپور بیتردید یکی از محبوبترین چهرههای رسانهای ایران است و آنچه دوشنبهشب رخ داد، او را بار دیگر در کانون خبرها قرار داد. حتی بسیاری از کسانیکه علاقهای به فوتبال نداشتند و شاید مخاطب برنامه نود هم نبودند، پس از این ماجرا به مخاطبان او بدل شدند. شاید به همین دلیل است که قرارداد تبلیغاتی فوتبال۳۶۰ چندین برابر پرهزینهترین برنامههای ورزشی و غیرورزشی تلویزیون است. فردوسیپور در مدت کوتاهی که پلتفرم جدیدش را راه انداخت، با حضور چهرههایی چون علی دایی، همایون شجریان و پژمان جمشیدی، آن را به یکی از پربینندهترین برنامههای ورزشی تبدیل کرد. حالا برخی از مخالفانش میخواهند برنامهاش را تعطیل، یا به تعبیر حامیانش «صدایش را خاموش» کنند. آیا موفق خواهند شد؟
پیشینه ماجرا به کجا بازمیگردد؟
هرچند بهنظر میرسید، مسدودسازی پلتفرم ۳۶۰ توسط ساترا انجام شده و سرمربی تیم ملی -همانطور که خداداد عزیزی گفت- آنقدر نفوذ دارد که تنها با چند جمله بتواند یک برنامه را تعطیل کند، اما خبرگزاری ایرنا در گزارشی نوشت مسئولان ساترا این موضوع را رد کردهاند. مدیران ساترا اعلام کردهاند این پلتفرم مجوزش را از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد گرفته و هیچ گزارش تخلفی از این پلتفرم به این نهاد ارسال نشده است.
با این حال هنوز هیچ نهاد رسمی دلیل مسدود شدن فوتبال ۳۶۰ را اعلام نکرده است. برخی رسانهها تعطیلی این پلتفرم را به مصاحبه با علیرضا فغانی مرتبط دانستهاند، هرچند بیشترین گمانهزنیها همچنان متوجه امیر قلعهنویی و فدراسیون فوتبال است. دشمنی قلعهنویی و فردوسیپور موضوع تازهای نیست. ریشه آن به دورانی برمیگردد که قلعهنویی هدایت استقلال را برعهده داشت و سپس در سال ۲۰۰۷ به نیمکت تیم ملی رسید. در آن زمان عادل چهره اول تلویزیون بود و با وجود محبوبیت و نفوذ اجتماعیاش، توانست پس از حذف تیم ملی از جام ملتهای آسیا، اخراج قلعهنویی را با یک ویژهبرنامه تسهیل کند. اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده و این سرمربی تیم ملی است که قدرت اجرایی و تخریبی بیشتری دارد؛ نتیجهاش هم تعطیلی فوتبال۳۶۰.
چه کسانی درگیرند؟
نقشهای اول این ماجرا شاید بهظاهر عادل فردوسیپور و امیر قلعهنویی باشند، اما این تمام داستان نیست. قلعهنویی دوشنبهشب در برنامه فوتبال برتر تلاش کرد با اظهاراتش خداداد عزیزی، حمید استیلی و بسیاری از منتقدانش را از عادل جدا کند تا موضع خود را تقویت کند. علی دایی نیز یکی از چهرههای این منازعه است؛ او مانند کریم باقری و بسیاری از چهرههای مطرح دیگر، مدتی است عملاً در تلویزیون حضور ندارد. دایی در این سالها، بهشدت هدف حملات برخی رسانههای خاص بوده، اما با وجود دوری طولانیمدتش از فوتبال، محبوبیتش بهطرز چشمگیری افزایش یافته است.
خداداد عزیزی که پیشتر نقدهای تندی به تیم ملی داشت، اینبار با آن جمله درباره ساترا نقش متفاوتتری پیدا کرد. جالب اینجاست که حتی در فضاهای اینترنتی که عملاً حامی قلعهنویی بودند، جلوی انتقاد چهرههای مطرحی مانند جواد نکونام یا پیروز قربانی گرفته نشد. بهنظر میرسد این تازه آغاز ماجراست و کمکم پای چهرههای بیشتری به داستان باز خواهد شد؛ روندی که میتواند به قطببندی جدیتر و یارگیری قویتر در دو سو منجر شود. یک بازیگر اصلی دیگر نیز وجود دارد: تلویزیون. رسانهای که در این جام جهانی حتی مخاطبان اجباری تماشای مسابقاتش نیز بهطرز چشمگیری کاهش یافتند.
شواهد چه میگوید؟
شواهد نشان میدهد با وجود خوشبینی اندکی که درباره ورود هوای تازهتر به فضای رسانهای، از طریق پلتفرمهای خصوصی و فضای اینترنتی احساس میشد، ساتور سانسور همچنان با قدرت در حال انجام وظایف خود است. بسته شدن فوتبال۳۶۰ بار دیگر یادآور این نکته بود که فراتر از قانون، این سلایق و میزان قدرت افراد است که تعیینکنندهاند. اگر تا دیروز مسائل سیاسی و عقیدتی خط قرمزهای اصلی محسوب میشدند، اتفاقات اخیر نشان داد این خطوط قرمز میتواند تا جزئیترین مسائل، مانند انتقاد از یک مربی یا عملکرد تیم ملی، گسترش یابد؛ نشانهای دیگر از عمق دشواری کار در فضای رسانهای.
اختلاف بر سر چیست؟
اختلافها اکنون به اوج خود رسیدهاند، در حالیکه به گفته رئیس فدراسیون فوتبال، قرار است امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا روی نیمکت تیم ملی بماند؛ موضوعی که آتش اختلافات را شعلهورتر خواهد کرد و مهمتر از آن، مستقیماً بر عملکرد و موفقیت تیم ملی تأثیر میگذارد. شاید ریشه اختلافات جایی باشد که چهرههای دیگری مانند مهدی تاج نیز در آن دیده میشوند. یکی از عواملی که باعث اوجگرفتن شدید انتقادها از تیم ملی و سرمربیاش شد، ماجرای پرداخت پاداش ۱۴۰میلیارد (برخی میگویند ۱۸۰میلیارد) تومانی به امیر قلعهنویی بابت صعود به جام جهانی بود؛ آنهم در حالیکه هشت سهمیه مستقیم از آسیا به این تورنمنت راه یافتند و تیم ملی هم نتوانست از گروه خود در جام ۴۸ تیمی صعود کند.
پیامدها چیست؟
آتش این مشکلات دامن فوتبال ایران را خواهد گرفت. برخلاف آنچه سرمربی تیم ملی و اطرافیانش تلاش دارند نشان دهند، جام جهانی ۲۰۲۶ با کمترین دستاورد برای تیم و فوتبال ایران به پایان رسید و مسیر انتخابشده نیز چشمانداز امیدبخشی ترسیم نمیکند. تیم ملی در حالی خود را برای جام ملتها آماده میکند که بسیاری به موفقیتش امیدی ندارند؛ محبوبیت تیم، برخلاف ادعای سرمربی در پایینترین سطح ممکن قرار دارد. اکنون تیم ملی با هر نتیجهای جز قهرمانی، یا با هر شکستی در هر مرحله، باید منتظر شدیدترین انتقادها باشد؛ مگر آنکه افکار عمومی شاهد تغییراتی بنیادین در فوتبال ایران و تیم ملی باشد تا بار دیگر بتواند آن پیوند احساسی و عاطفی عمیق را بازسازی کند. پیوندی که کاملاً ارگانیک و طبیعی است و هرچه بیشتر با شعار و لفاظی از تریبونهای عمومی برای دستیابی به آن تلاش شود، ناخودآگاه فاصله بیشتری ایجاد خواهد شد