ندای لرستان - وطن امروز / «قمار ترامپ با کارت جولانی» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
نزدیک 80 سال از زمان خروج نظامیان فرانسوی از شامات و فروپاشی رسمی قیمومت فرانسه بر سوریه و لبنان میگذرد. سوریه و همسایه کوچکترش، در طول دهههای متمادی، روابط پرفراز و نشیبی را پشت سر نهادهاند. باور تاریخی برخی سوریها مبنی بر تعلق لبنان به این کشور و نقش استعمار در تأسیس حکومتی با تمرکز قوا در دستان مسیحیان در لبنان، نقشی بسزا در تنشها میان بیروت و دمشق در طول ادوار مختلف ایفا کرده است. استقرار 40 هزار نظامی سوری در لبنان در حدفاصل ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۵ با هدف کاهش تنشهای فرقهای در لبنان در خلال جنگ داخلی این کشور (۱۹۷۵-۱۹۹۰) موجب شد پیش از خروج نظامیان سوری در آوریل ۲۰۰۵ و به بهانه نقش دمشق در ترور رفیق حریری، اتخاذ سیاستهای کلان در کاخ بعبدا بدون موافقت سوریها ناممکن به نظر رسد.
مناسبات دمشق - بیروت در طول 2 دهه گذشته نیز با فراز و فرودهایی همراه شده که مهمترین آنها را میتوان به حضور رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان، حزبالله، در سوریه و حمایت از دولت بشار اسد در مبارزه با گروههای سلفی - تروریستی نسبت داد؛ اقدامی که اگرچه با حمایت برخی سوری - لبنانیها در مسیر مبارزه با تروریسم همراه شد اما کینهای تاریخی از حزبالله را در صفوف سلفیها ماندگار کرد. مراد از بازخوانی روابط سوریه و لبنان در این نوشتار، به پیشنهاد خطرناک و ماجراجویانه اخیر دونالد ترامپ بازمیگردد که همزمان با افزایش انتقادات از سیاستهای جنگافروزانه و نقض فاحش حقوق بشر از سوی ارتش صهیونیستی در لبنان، خواستار خروج تلآویو از این مناقشه و سپردن زمام امور به احمد الشرع، رئیسجمهور خودخوانده سوریه و فرمانده پیشین تحریرالشام شده است. ترامپ با تمجید از عملکرد الشرع مدعی شده است: «او با مشارکت من و اردوغان روی کار آمد. او از حزبالله خوشش نمیآید و این کار را بهتر انجام میدهد. اگر اسرائیل نمیتواند بدون کشتن دیگران کار را تمام کند، سوریه این کار را خواهد کرد».
بازار ![]()
رمزگشایی از اهداف پیشنهاد ترامپ
پیشنهاد مخاطرهآمیز ترامپ را باید ذیل برنامههای کلان ایالات متحده در دوران پساهفتم اکتبر و در مسیر منافع کلان رژیم صهیونیستی ارزیابی کرد؛ اقدامی که در صورت عملیاتیشدن، منطقه خاورمیانه را آبستن بحرانی جدید خواهد کرد.
1- سفیدشویی و ترمیم وجهه رژیم صهیونیستی: کشتار بیش از 75 هزار فلسطینی، سوری، لبنانی و ایرانی در کمتر از 3 سال و با موجسواری بر حادثه هفتم اکتبر، چهرهای هولناک و شنیع از رژیم صهیونیستی در جامعه بینالملل ارائه کرده است. خیابانهای پاریس، لندن و نیویورک در طول ماههای اخیر بارها و بارها شاهد خروش معترضان به جنایات رژیم صهیونیستی بوده تا بدانجا که دامنه انتقادات به صهیونیستها به برخی سیاستمداران غربی نیز رسیده است. پیشنهاد ایفای نقش شبهنظامیان تحریرالشام در لبنان، در وهله نخست با هدف سفیدشویی دستان ناپاک صهیونیستهاست. طرح این موضوع در بطن خود نیمنگاهی نیز به افق حصول توافق احتمالی میان واشنگتن با تهران داشته؛ توافقی که توقف جنگ در لبنان و خروج صهیونیستها از جنوب به عنوان یکی از شروط کلیدی آن مطرح شده است. واگذاری ایده مقابله با سلاح حزبالله به تحریرالشام را میتوان در این چارچوب نیز تجزیه و تحلیل کرد.
2- دامنزدن به تنشهای شیعی - سنی در منطقه: تشدید تنشهای مذهبی در منطقه به منظور تصویرسازی منفی از جمهوری اسلامی به عنوان دشمن اصلی اعراب و اهل تسنن، همزمان با تلاشها برای کاستن از حساسیتها نسبت به سیاستهای توسعهطلبانه ارضی صهیونیستها و نفی حقوق فلسطینیان را میتوان از مهمترین ارکان سیاست خارجی واشنگتن و تلآویو در طول دهههای اخیر در قبال تحولات منطقه دانست. ورود گروه فرقهگرا و سلفی تحریرالشام به منازعه لبنان، ضمن تشدید تنشهای فرقهای در این کشور، آتش بحران شیعی - سنی را در سراسر منطقه شعلهور خواهد کرد.
3- پیشبرد پروژه خلع سلاح نیروهای مقاومت در منطقه از کانال کشورهای اسلامی: از تام باراک، نماینده تامالاختیار ترامپ در ترکیه، سوریه، لبنان و عراق، به عنوان طراح و مجری ایده خلع سلاح نیروهای مقاومت در سراسر منطقه نام برده میشود. کاخ سفید در طول هفتههای اخیر فشارهای فزایندهای را بر دولت و سیاستمداران عراقی وارد کرده تا زمینه خلع سلاح گروههای پرنفوذ مقاومت، از جمله کتائب حزبالله و کتائب سیدالشهدای عراق را رقم بزند. در جبهه لبنان نیز این رویکرد با جدیت دنبال شده و واشنگتن کوشیده از 2 مسیر مجزای حمله ارتش صهیونیستی به لبنان و برقراری فضای گفتوگو میان دولتمردان لبنانی - صهیونیستی، زمینه عملیاتیسازی طرح فوق را فراهم آورد.
ناکامی ایالات متحده در خلع سلاح حزبالله از 2 مسیر مذکور، ترامپ را بر آن داشته با توسل به اهرم کشورهای اسلامی، در جستوجوی تحقق این مطالبه گام بردارد. تمایل مفرط رژیمهای سعودی، اردن، امارات و برخی دولتهای عربی به خلع سلاح حزبالله و نفوذ کلام آنان بر تحریرالشام موجب شده کاخ سفید، برای کاستن از حساسیتهای جهان اسلام نسبت به جنگافروزیهای نتانیاهو در منطقه، از کانال دولتهای عربی در پی واداشتن تحریرالشام به مداخله نظامی در لبنان باشد.
4- هموارسازی تبدیل لبنان به حیاط خلوت رژیم صهیونیستی: تحلیلگران و اندیشکدههای صهیونیستی در طول دهههای متمادی، با آگاهی از وضعیت شکننده لبنان و وجود طوایف و فرق گوناگون در این کشور، کوشیدهاند مسیری هموار ذیل سیاست قدیمی تقسیم - ادغام جهت تبدیل لبنان به حیاط خلوت رژیم صهیونیستی فراهم آورند. حمایت تمامعیار از مارونیها در جنگ ۱۵ساله و تأسیس ارتش لحد در جنوب، در همین راستا قابل ارزیابی است. در مقطع پساهفتم اکتبر، نتانیاهو با اتکا به سیاست تحمیل سازش از طریق قدرت، کوشید ضمن خلع سلاح حزبالله، لبنان را به سوی برقراری مناسبات دیپلماتیک با تلآویو و پیوستن به پیمان آبراهام سوق دهد؛ امری که با مقاومت کمنظیر حزبالله در تحقق آن ناکام ماند.
به زعم استراتژیستهای اسرائیلی - آمریکایی، پیشنهاد ورود تحریرالشام به منازعه لبنان جهت خلع سلاح حزبالله، همزمان با حفظ مناطقی از جنوب در دستان ارتش صهیونیستی و ایجاد منطقه حائل، ضمن کاهش نگرش منفی افکار عمومی بینالمللی به اسرائیل، بهتدریج زمینه استقرار دولتی همسو با رژیم در بیروت و پیوستن آن به پیمان آبراهام را فراهم خواهد کرد؛ فرآیندی میانمدت که با بازی تلآویو با کارتهای فرقهای لبنان، این کشور را تدریجاً به حیاط خلوت صهیونیستها مبدل خواهد کرد. قابل تصور است که با شعلهور شدن تنشها در لبنان و نگرانی مارونیها و دروزیها از نزاع تحریرالشام و حزبالله، ارتش صهیونیستی بتواند ذیل سناریوی حمایت از دولت به اصطلاح مشروع لبنان، به مداخله نظامی خود در آینده مشروعیت بخشد.
5- وجود انگیزه لازم در تحریرالشام: قابل کتمان نیست که حزبالله بیش از دیگر اضلاع محور مقاومت، نقشی مستقیم در سرکوب تکفیریها در جنگ داخلی سوریه و حفظ نظام اسد تا پیش از فروپاشی آن ایفا کرد. پیشنهاد مداخله تحریرالشام در لبنان دقیقاً با آگاهی از نگرشهای سلفی و ضدشیعی تحریرالشام و رهبرانش مطرح شده است؛ منازعهای که در صورت تحقق، ضمن مستهلک کردن حزبالله و تضعیف گروههای ضدصهیونیستی در شامات، همزمان بخشی از توان تحریرالشام را به عنوان گروهی که برخی راستگرایان حاکم بر تلآویو آن را تهدیدی بالقوه میپندارند - بهویژه شبهنظامیان خارجی وابسته به آن - نیز درگیر نزاعی جدید خواهد کرد.
متغیرهای مؤثر در ورود تحریرالشام به صحنه نزاع علیه حزبالله
شبکه صهیونیستی کان اخیراً در گزارشی مدعی شده رئیس جمهور آمریکا حدود 6 هفته پیش این پیشنهاد را به نمایندگان رژیم صهیونیستی و لبنان ارائه کرده و 2 طرف ایده ورود تحریرالشام به لبنان به منظور خلع سلاح حزبالله را رد کردهاند. فارغ از صحت و سقم ادعای مذکور، متغیرهای متعدد داخلی و منطقهای میتواند در نقش کاتالیزور طرح فوق یا ایجاد مانع در برابر آن به ایفای نقش بپردازد. در سطح داخلی سوریه و به رغم اشتیاق سلفیها به نزاع با حزبالله، نگرانی اقلیتهای قومی - مذهبی سوریه نظیر اکراد، دروزیها، ارمنیها، آشوریها، علویان و مارونیها نسبت به سیاستهای بنیادگرایانه تحریرالشام در داخل، همچون سدی پیش روی تحقق این ایده ارزیابی میشود. حمله تحریرالشام به حزبالله، فارغ از امکان یا عدم امکان خلع سلاح مقاومت، اقلیتهای سوری را به نیرویی گریز از مرکز و جداییطلب تبدیل خواهد کرد. از سویی، ورود به جبهه لبنان در میانه خشم مسلمانان از جنایات رژیم، چهره الشرع را بهشدت مخدوش خواهد کرد. شبکه کان در گزارشش به نقل از یک منبع سوری آورده «الشرع نگران است که به عنوان محافظ اسرائیل دیده شود و حمایت خود را در سراسر جهان عرب از دست بدهد»، لذا پیشنهاد فوق در صورتی با موافقت دمشق همراه خواهد شد که مابهازای آن، امتیازی به تحریرالشام داده شود؛ امتیازی که شبکه کان، آن را عقبنشینی رژیم از برخی مناطق اشغالی سوریه عنوان کرده است.
در جبهه لبنان نیز اگرچه دولت غربگرا بر پیشبرد سیاست خلع سلاح حزبالله مصر است، لیکن نفوذ حزب در جامعه شیعی، به عنوان بزرگترین اقلیت لبنان، همچنین نگرانی علویان، دروزیها و برخی مارونیهای لبنان نسبت به ورود سوریها به لبنان و تقویت موقعیت جناح سلفیها در این کشور، از جمله موانع تحقق طرح مذکور است.
موضع کشورهای اسلامی در قبال چنین طرحی را میتوان به 2 دسته بزرگ تقسیم کرد؛ کشورهایی همچون سعودی، امارات و قطر بدون تردید در مسیر حذف حزبالله و کاهش نفوذ تهران، از طرح مذکور حمایت خواهند کرد، در حالی که 3 قدرت کلیدی ایران، ترکیه و مصر در زمره مخالفان طرح فوق خواهند بود. نگرانی قاهره از قدرتگیری جناح اخوانی در منطقه و آگاهی اردوغان نسبت به جاهطلبیهای نتانیاهو موجب خواهد شد که 2 کشور فوق در کنار محور مقاومت، به مخالفت با عملیاتیشدن طرح ترامپ بپردازند. در خصوص نگرش حاکم بر جامعه صهیونیستی در مواجهه با پروژه مذکور هم باید اذعان کرد به رغم خرسندی صهیونیستها از سقوط بشار اسد، تمایلات اخوانی تحریرالشام و روابط گرم دمشق با آنکارا موجب شده تلآویو به الشرع به عنوان تهدیدی بالقوه در آینده بنگرد. اشغال بخشهایی از خاک سوریه، تأکید بر ایجاد منطقه حائل و پافشاری بر ایده منطقه عاری از سلاح در جنوب سوریه، در همین راستا قابل ارزیابی است. همین مساله موجب شده برخی سیاستمداران صهیونیست به دیده تردید به پیشنهاد ترامپ بنگرند. ایتامار بنگویر، وزیر افراطی امنیت داخلی رژیم در واکنش به این طرح اظهار داشته است: «ایده واگذاری امنیت ما به دست تروریستهای داعش(تشبیه تحریرالشام به داعش)، سربُران و قاتلان دختران خردسال، هرگز محقق نخواهد شد». با این حال، پیشینه بهرهبرداریهای مقطعی رژیم از بازیگران محلی نشان داده که قابل تصور است دولت نتانیاهو، با هدف دستیابی به هدف غایی خلع سلاح حزبالله، نهتنها به طرح مذکور چراغ سبز نشان دهد، بلکه نقشی مستقیم در تأمین لجستیک شبهنظامیان الشرع ایفا کند.
با وجود مخالفتها و موافقتهای مطرحشده و چالشهای پیش روی طرح فوق، نمیتوان امکان عملیاتیشدن پیشنهاد فوقالذکر را نادیده انگاشت، بهویژه آنکه ترامپ در اظهاراتش الشرع را «مشتاق انجام این کار» توصیف کرده و حزبالله را «دشمن او» نامیده است.