ندای لرستان - روزنامه سازندگی / «تلاش براى سوزاندن توافق» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم کوروش احمدی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
با نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک تفاهم احتمالی بار دیگر نشانههای آشنای مخالفتهای داخلی با مسیر دیپلماسی نمایان شده است. از فراخوان برای تجمعات اعتراضی گرفته تا افزایش فعالیت رسانهای جریانهای مخالف مذاکره، همه حکایت از آن دارد که تندروها بار دیگر در تلاشاند بر روندی که میتواند به کاهش تنشهای خارجی و بهبود شرایط اقتصادی کشور منجر شود، اثر بگذارند. پرسش مهم این است که آیا این جریان همچنان توانایی اثرگذاری بر تصمیمات کلان را دارد و میتواند مسیر توافق را با مانع مواجه کند؟
اگر معیار را افکار عمومی قرار دهیم بهنظر میرسد تندروها از پایگاه اجتماعی گستردهای برخوردار نیستند. بخش عمده جامعه ایران در سالهای اخیر هزینههای سنگین تنشهای خارجی، تحریمها و بنبستهای دیپلماتیک را تجربه کرده و طبیعی است از هر مسیری که بتواند به کاهش فشارها منجر شود، استقبال کند.
نمونه روشن این مسئله به اسفند ۱۴۰۰ و تابستان سال ۱۴۰۱ و پرونده احیای برجام بازمیگردد. در آن دو مقطع، مذاکرات به مرحلهای رسیده بود که بسیاری از مسئولان وقت ایرانی و خارجی از نهایی شدن توافق سخن میگفتند. قبل از آن دولت روحانی در تیر ۱۴۰۰ اعلام کرده بود که کار تقریباً انجام شده و اگر اجازه داشته باشیم، کار احیای برجام را تمام میکنیم.
امروز و با گذشت چند سال، ارزیابی آن تصمیم دشوار نیست. واقعیت این است که جمهوری اسلامی اکنون در موقعیتی قرار دارد که حداکثر مطلوب آن، دستیابی به توافقی مشابه برجام است؛ توافقی که چهار سال پیش امکان دستیابی به آن وجود داشت. اما متأسفانه فرصتهای دیپلماتیک بهشدت گذرا هستند و امروز شرایط بینالمللی بهشدت تغییر کرده است. دونالد ترامپ هرگز حاضر نخواهد شد به توافقی مشابه برجام بازگردد زیرا چنین اقدامی عملاً بهمعنای پذیرش شکست راهبرد خروج او از برجام خواهد بود و در آمریکا و سراسر جهان مضحکه خاص و عام خواهد شد.
این نخستینبار نیست که تحلیلهای جریان تندرو با واقعیتهای داخلی و بینالمللی فاصله بسیار زیادی دارد. در سال ۱۴۰۱ نظریه «زمستان سرد اروپا» به یکی از محورهای اصلی تبلیغات این جریان تبدیل شد.
بر این اساس، ادعا میشد که اروپا در نتیجه بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، ناچار خواهد شد در برابر ایران عقبنشینی کند. حتی اقداماتی نمادین مانند بردن هیزم مقابل برخی سفارتخانههای اروپایی در تهران نیز ترتیب داده میشد. اما زمان نشان داد که این ارزیابی تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشت و چه خساراتی را متوجه کشور و مردم کرد. یکی از مهمترین امتیازات تندروها در فضای سیاسی ایران، دسترسی تقریباً نامحدود آنان به تریبونها و امکان طرح آزادانه دیدگاههایشان است. در مقابل، مسئولان و چهرههای واقعبین تقریباً همیشه با محدودیتهای جدی برای حرف زدن و نشان دادن بطلان نظرات افراطی مواجهند. جربه محمدجواد ظریف پس از برجام تا به امروز نمونه روشنی از این وضعیت است. او بهخاطر برخی ملاحظات داخلی و بهویژه احتراز از طرح مسائلی که میتواند مورد سوءاستفاده طرفهای خارجی واقع شود، ناچار بوده و هست تا سخنان ناروا و نادرست را بشنود و سکوت کند.
این عدم توازن در عرصه اطلاعرسانی، باعث شده که تندروها با آزادی کامل، سخنان نادرست خود را مطرح کنند و در مواردی بخشی از افکار عمومی یا بخشی از بدنه سیاسی کشور را نیز تحتتأثیر قرار دهند. نتیجه چنین وضعیتی، آن است که تصمیمگیریهای کلان گاه تحتتأثیر فضاسازیهایی قرار میگیرد که الزاماً با واقعیات اقتصادی کشور و عینیات شرایط بینالمللی همخوانی ندارد.
بازار ![]()