يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله وطن امروز/ ۱۰۰ شب در خیابان

سرمقاله وطن امروز/ ۱۰۰ شب در خیابان
ندای لرستان - وطن امروز / «۱۰۰ شب در خیابان» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم محسن ردادی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: مدت‌هاست خیابان در ایران صرفاً یک ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - وطن امروز / «100 شب در خیابان» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم محسن ردادی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
مدت‌هاست خیابان در ایران صرفاً یک معبر شهری نیست و به صحنه‌ای برای تولید معنا، هویت و کنش جمعی تبدیل شده است. هر گروهی که بخواهد آینده ایران را شکل دهد، ناگزیر است ابتدا در خیابان برای خود نیرو، روایت و هویت بسازد. به همین دلیل، نزاع اصلی را می‌توان بر سر خلق «سوژه‌» جدید ایرانی دانست که در خیابان رقم می‌خورد. 
اما سوژه چیست؟ در جامعه‌شناسی، سوژه صرفاً یک فرد یا شهروند نیست. سوژه کسی است که خود را دارای اراده و اثرگذاری می‌داند؛ انسانی که احساس می‌کند می‌تواند در ساختن سرنوشت جمعی نقش ایفا کند. «تماشاگر» رخدادها را می‌بیند و منفعلانه تسلیم می‌شود اما سوژه می‌خواهد در رقم زدن آنها مشارکت کند و فعالانه تلاش می‌کند.
«آلن تورن» جامعه‌شناس فرانسوی، بحث مفصلی در رابطه با سوژه در دوره پست‌مدرن داشت. او معتقد بود سوژه در جریان «مقاومت و مبارزه» ساخته می‌شود. انسان‌ها زمانی به سوژه تبدیل می‌شوند که برای به دست آوردن «امکان کنش» وارد میدان شوند. سوژه محصول لحظه‌ای است که فرد تصمیم می‌گیرد از حاشیه به متن بیاید و برای اثرگذاری بر جهان پیرامون خود هزینه بپردازد. از این منظر، تحولات اخیر ایران را می‌توان رقابت ۳ سوژه دانست: «سوژه اصلاح‌طلب»، «سوژه برانداز» و آنچه به نظر می‌رسد اکنون در حال ظهور است: «سوژه ملی-انقلابی». فهم آنچه امروز در خیابان‌های ایران رخ می‌دهد، بدون فهم این ۳ سوژه ممکن نیست.
بازار
۱- تولد و افول سوژه اصلاح‌طلب
سوژه اصلاح‌طلب مهم‌ترین سوژه سیاسی ایران پس از ۲ خرداد ۷۶ بود. این سوژه در دورانی متولد شد که هنوز نهادهای میانجی از اعتبار بالایی برخوردار بودند؛ احزاب، مطبوعات، دانشگاه‌ها، تشکل‌های مدنی و انجمن‌های صنفی. این سوژه باور داشت تغییر اجتماعی از مسیر گفت‌وگو، چانه‌زنی، مذاکره و تسخیر قانونی نهادهای قدرت امکان‌پذیر است. عقلانیت، قانون‌گرایی و توسعه سیاسی ستون‌های اصلی این هویت بودند اما جامعه‌ای که تورن توصیف می‌کند، جامعه افول همین واسطه‌هاست. در جهان جدید، انسان‌ها کمتر حاضرند سرنوشت خود را به احزاب، سازمان‌ها و نهادهای نمایندگی واگذار کنند. آنها می‌خواهند مستقیماً وارد میدان شوند. دیگر صرفاً رأی‌دهنده یا عضو یک تشکل نیستند، می‌خواهند خود کنشگر باشند.
تورن این تحول را گذار از انسان نقش‌پذیر به انسان سوژه می‌دانست. این تحولی است که در دنیا و ایران رخ داد و تحت تأثیر آن، سوژه اصلاح‌طلب به‌تدریج با بحران مواجه شد. نه لزوماً به دلیل شکست سیاسی در انتخابات، بلکه به این دلیل که بخشی از پیش‌فرض‌های اجتماعی و فرهنگی‌ای که بر آن استوار بود، تغییر کرد. جامعه ایران آرام‌آرام از منطق نهادهای میانجی فاصله گرفت و به سمت اشکال مستقیم‌تر کنش اجتماعی حرکت کرد. خلأیی که از افول این سوژه ایجاد شد، زمینه را برای ظهور رقبای تازه فراهم کرد.
۲- سوژه برانداز؛ جایگزین سوژه اصلاح‌طلب
نخستین نیرویی که تلاش کرد خلأ سوژگی در ایران را پر کند، پروژه‌ای بود که می‌توان آن را «سوژه برانداز» نامید؛ سوژه‌ای که عصیانگر بود و بر خلاف اصلاح‌طلبی، مختصات جهان جدید را بهتر فهمیده بود. به جای تکیه بر احزاب و نهادهای مدنی، بر شبکه‌های اجتماعی تکیه داشت؛ به جای استدلال‌های طولانی سیاسی، بر تصویر، هیجان و هویت سرمایه‌گذاری می‌کرد؛ به جای وعده اصلاح، وعده گسست می‌داد.
در سال‌های اخیر مهندسی گسترده‌ای شد تا پیرامون خاطره جمعی دوران پهلوی، نمادهای هویتی ایران باستان، روایت‌های تراژیک و قهرمانان جدید، نوعی سوژه برانداز ساخته شود؛ سوژه‌ای که بیش از هر چیز با نفی وضع موجود تعریف می‌شد.
این پروژه در مقاطعی موفقیت‌هایی نیز به دست آورد، زیرا برخلاف سوژه اصلاح‌طلب، بر احساسات، تعلقات هویتی و تجربه‌های زیسته تکیه می‌کرد اما محدودیت اصلی این سوژه در نقطه دیگری قرار داشت. هویت آن بیش از آنکه ایجابی باشد، سلبی بود. بیش از آنکه بر ساختن آینده استوار باشد، بر نفی اکنون تکیه داشت. همین مساله به‌تدریج ظرفیت بسیج‌کنندگی آن را با محدودیت مواجه کرد؛ محدودیتی که در تحولات پس از جنگ، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داد.
چرا سوژه برانداز پهلوی‌خواه در آستانه تولد متوقف شد؟
در سال‌های اخیر پروژه پهلوی‌خواهی را می‌توان تلاشی چشمگیر برای ساختن یک «سوژه برانداز» دانست. موفقیت این ایدئولوژی بیش از سایر گروهک‌های ضدانقلاب همچون منافقین، چپ رادیکال، فمینیسم، جمهوری‌خواهان و... بود. این پروژه در شورش‌های ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ حضور مستقلی نداشت اما دی‌ ۱۴۰۴ ناگهان ظاهر شد و توانست یک انرژی اجتماعی تولید کند. سوژه برانداز پهلوی‌خواه اما به همان سرعت که آمده بود، رو به زوال گذاشت.
همان‌طور که گفته شد، سوژه از منظر آلن تورن از دل مقاومت خلق می‌شود. مقاومت اگر صرفاً به خشم فروکاسته شود، دیر یا زود فرسوده می‌شود. انسان‌ها برای نابودی یک نظم به خیابان می‌آیند اما برای ماندن در خیابان به تصویری از آینده نیاز دارند. پروژه پهلوی‌خواهی، به رغم تولید متن‌هایی همچون «کتابچه دوران اضطرار» نتوانست افق ایجابی آشکاری فراهم کند.
از سوی دیگر، رهبران این جریان، بیشتر در قاب رسانه‌ها دیده شدند تا در میدان مخاطره. هزینه‌ها بر دوش پیاده‌نظام بود و ربع‌پهلوی در فاصله‌ای امن و پشت شیشه ضدگلوله ایستاده بود.
عامل افول دیگر این سوژه برانداز، نوع مواجهه آن با منتقدان و حتی همفکران بود. سوژه برانداز پهلوی‌خواه هر پرسشی را با برچسب و توهین پاسخ می‌داد. هر منتقدی، متهم به جیره‌خواری و هواداری از آخوندها می‌شد. نتیجه آن شد که جریانی که با شعار آزادی آغاز کرده بود، در عمل کمترین تحمل را نسبت به اختلاف نشان داد.
از همین رو، سوژه برانداز پهلوی‌خواه نه از میان رفت و نه ناپدید شد اما در آستانه تبدیل شدن به یک سوژه هژمونیک متوقف ماند.
۳- سوژه جدید در خیابان‌ها
همزمان با افول این پروژه، پدیده دیگری در حال شکل‌گیری بود؛ پدیده‌ای که زادگاه آن خیابان بود؛ همان خیابانی که سال‌ها محل ظهور و جولان انواع سوژه‌های برانداز بود. جنگ، خیابان ایران را دگرگون کرد. مردمی که پیش از آن کمتر به چشم می‌آمدند، به میدان آمدند؛ خیابان مملو از بانوان چادری و مردان مذهبی شد که نه برای اعتراض، بلکه برای مقاومت و حفظ ایران تلاش می‌کردند.
اینجاست که می‌توان از تولد «سوژه ملی-انقلابی» سخن گفت. این سوژه صرفاً ادامه سوژه انقلابی ۵۷ نیست. او پرچم سه‌رنگ ایران را در دست می‌گیرد و همزمان با برافراشتن پرچم حزب‌الله لبنان و کشور اسپانیا نشان می‌دهد افق جهانی را مد نظر دارد. در شعارهایش از اسطوره‌های ایران یاد می‌کند و در کنار آن حیدر-حیدر می‌گوید. ایرانیت و اسلام‌خواهی را ۲ موضوع متقابل نمی‌بیند، بلکه آنها را ۲ رشته در یک طناب می‌داند.
مهم‌تر از همه، این سوژه جدید مطیع نیست. او ستایشگر صرف نیست. مطالبه دارد، سؤال می‌کند و می‌خواهد سهم خود را در تصمیم‌گیری‌های عمومی مطالبه کند. در پلاکاردهایش نشان می‌دهد اگر به مسؤولان اعتماد می‌کند، اعتمادش از جنس اعتماد کودک به قیم نیست؛ از جنس اعتماد شریک به شریک است و انتظار پاسخگویی دارد. نوعی اعتماد انتقادی که در آن وفاداری و مطالبه‌گری همزمان حضور دارد.
شاید راز استمرار اجتماعات شبانه در همین نکته نهفته باشد. بسیاری از این افراد صرفاً برای اعلام حمایت به خیابان نمی‌آیند. آنها در خیابان احساس می‌کنند کنشگر مؤثرند. احساس می‌کنند از تماشاگر به بازیگر تبدیل شده‌اند. خیابان برای آنان فقط محل تجمع نیست، کارگاه تولید هویت است و به اندازه سربازان پشت لانچر، رسالت سنگین حفظ تمدن ایران را بر دوش خود احساس می‌کنند.
ایران در حال آشنایی با قهرمان جدید خود
سوژه ملی-انقلابی امروز در خیابان در حال تکامل است و خطاست تصور کنیم این سوژه در طول چند هفته جنگ ساخته شده است. آنچه امروز می‌بینیم، محصول سال‌ها انباشت تجربه، رنج، حذف، مقاومت و انتظار توسط جمعی از مردم است. شاید بتوان گفت جنگ همان کاری را کرد که یک سیلاب با یک گنج پنهان زیر زمین می‌کند. چیزی را خلق نکرد، فقط آنچه را سال‌ها در زیر خاک وجود داشت، آشکار کرد.
در تمام این سال‌ها بسیاری گمان می‌کردند خیابان به ‌طور طبیعی به مخالفان نظام مستقر تعلق دارد. گویی کنش خیابانی، ذاتاً امری ضدساختار است اما جنگ این تصور را شکست. نشان داد بخش دیگری از جامعه نیز وجود دارد که می‌خواهد در عرصه عمومی حاضر باشد، خود را نشان دهد و مطالبه‌گرانه برای آینده کشور نقش ایفا کند.
شاید مهم‌ترین اتفاق این روزهای ایران به جای میدان نبرد، در خیابان‌ها به وقوع می‌پیوندد. در یک رخداد تاریخی، سوژه‌ای تازه در ایران سر برآورده و بیش از یکصد شب است در خیابان حضور دارد.
از این منظر، مساله اصلی ایران آینده، دیگر صرفاً رقابت جناح‌ها یا حتی رقابت برنامه‌های سیاسی نیست، نزاع اصلی بر سر شناخت و سازگاری با سوژه جدید ایرانی است.
سوژه اصلاح‌طلب که زمانی در میدان بود، بخش بزرگی از نیروی تاریخی خود را از دست داده، سوژه برانداز نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده اما سوژه ملی-انقلابی تازه در آستانه بلوغ قرار دارد؛ سوژه‌ای که اگر بخواهد به نیرویی پایدار تبدیل شود، باید از سرنوشت هر ۲ رقیب خود درس بگیرد: نه در نفی دیگری خلاصه شود، نه به خودشیفتگی سیاسی مبتلا شود و نه جامعه را صرفاً به پیاده‌نظام اهداف خود تقلیل دهد. به جای اینکه رستگاری را در کنش قدرت‌های خارجی ببیند و همچون اصلاح‌طلبان‌ تلاش کند از طریق مذاکره و سازش با آمریکا کشور را بسازد یا همانند براندازان، آمریکا را برای نابودی ایران و جمهوری اسلامی به میدان بیاورد، به هویت خودش اعتماد و تکیه کند و با بسیج مردم و جامعه، کشور را بسازد. تاریخ یک درس بزرگ دارد: سوژه‌هایی ماندگارند که حاضرند برای آینده‌ای که به آن باور دارند، هزینه بدهند، بیندیشند و عمل کنند.


نظرات شما