ندای لرستان - خرمآباد- ابرپرچمی که بر فراز میدان ۲۲ بهمن خرمآباد (کیو) برافراشته شده؛ فراتر از یک نماد شهری، روایتگر، ایمان در روزهای دشوار و ایستادگی نسلی است که خود را پاسدار ایران میداند.
خبرگزاری مهر - گروه استانها: میدان کیو همیشه شلوغ است؛ جایی که آب، کوه، خیابان و زندگی شهری به هم میرسند و مردم خرمآباد هر روز از کنار آن عبور میکنند.
اما این روزها نگاهها بیشتر از همیشه به آسمان دوخته میشود؛ به پارچهای عظیم که بر بلندای یکی از ساختمانهای مشرف به میدان به اهتزاز درآمده و جملهای آشنا را بر خود دارد؛ «حسبنا الله و نعم الوکیل».
جملهای کوتاه اما پرمعنا؛ عبارتی که در حافظه تاریخی ملت ایران بارها در بزنگاههای دشوار تکرار شده است؛ از روزهای دفاع مقدس تا روزهای سخت تحریم و اکنون در روزگاری که بار دیگر سایه تهدیدها بر منطقه سنگینی میکند.

اما آنچه این پرچم را متفاوت میکند، تنها اندازه بزرگ یا محل نصب آن نیست؛ بلکه داستانی است که پشت این تصویر شکل گرفته است.
یک روایت جمعی
مهدی سلیمی فعال فرهنگی رسانهای لرستانی در روایت ماجرای نصب ابرپرچم میدان کیو به مهر میگوید: در روزهای ابتدایی جنگ، ایده نصب یک ابرپرچم بر فراز شهر مطرح شد. نمادی که قرار بود پیامی از امید، مقاومت و توکل را به شهر مخابره کند.
وی ادامه میدهد: اما اجرای این ایده چندان ساده نبود. برخی از دشواریهای فنی میگفتند، برخی از نبود تجهیزات، بعضی از احتمال پاره شدن پرچم و گروهی نیز از ناممکن بودن اجرای طرح سخن میگفتند.
اما در میان این تردیدها فردی از بچههای پایین شهر پیدا میشود که معادله را تغییر میدهد.
سلیمی میگوید: او بدون آنکه بخواهد نامی از او برده شود یا تصویری از او منتشر شود، داوطلب شد تا با استفاده از مهارت راپل، عملیات نصب پرچم را انجام دهد.
وی یادآور میشود: شرطش تنها یک چیز بود؛ هیچ نامی از او نباشد. نه مصاحبهای، نه تصویری و نه تقدیری.
کاری که میتوانست با دریافت دستمزد انجام شود، به نیتی دیگر و بیهیاهو انجام شد؛ همان گونه که بسیاری از جلوههای واقعی ایثار در این سرزمین، بیصدا و دور از دوربینها شکل میگیرد.
چهرهای که دیده نمیشود
شاید مهمترین بخش این روایت نه خود پرچم، بلکه هویت کسانی باشد که آن را بالا بردند.
کسانی که خودشان را «فرزندان فراموششده پایین شهر» مینامند؛ مردمی که سالها بار سنگین مشکلات اقتصادی را بر دوش کشیدهاند، اما در بزنگاههای ملی همچنان نخستین صف ایستادگی را تشکیل میدهند.

این همان تناقض زیبای جامعه ایرانی است؛ مردمی که ممکن است از مشکلات گلایه داشته باشند، اما در برابر تهدیدی که متوجه کشور شود، صف خود را از دشمن جدا میکنند.
در واقع پیام اصلی این پرچم شاید همین باشد؛ اینکه نقد و مطالبهگری یک چیز است و دفاع از هویت ملی چیز دیگر.
«حسبنا الله»؛ پیامی برای روزهای اضطراب
انتخاب عبارت «حسبنا الله و نعم الوکیل» نیز اتفاقی نیست.
در روزهایی که اخبار منطقه با اضطراب، نگرانی و نااطمینانی همراه است، این جمله یادآور مفهومی ریشهدار در فرهنگ ایرانی و اسلامی است؛ تکیه بر خداوند در شرایطی که انسان با دشواریها و تهدیدها روبهرو میشود.

از این منظر، ابرپرچم میدان کیو تنها یک سازه تبلیغاتی یا یک المان شهری نیست؛ بلکه تلاشی برای بازنمایی یک احساس جمعی است؛ احساسی که میان مردم جریان دارد و بر محور امید، اعتماد و مقاومت شکل گرفته است.
نمادهای شهری چگونه به حافظه جمعی تبدیل میشوند؟
جامعهشناسان معتقدند برخی نمادها در لحظه خلق نمیشوند، بلکه در بستر حوادث و تجربههای مشترک معنا پیدا میکنند.
شاید اگر این پرچم در روزهای عادی نصب میشد، تنها یکی از دهها المان شهری به شمار میرفت؛ اما همزمانی آن با روزهای پرالتهاب منطقه، باعث شده است معنایی فراتر از یک پارچه بزرگ پیدا کند.

اکنون برای بسیاری از شهروندان، این پرچم یادآور روزهایی است که مردم با وجود همه نگرانیها، اختلاف سلیقهها و مشکلات اقتصادی، بار دیگر حول یک مفهوم مشترک گرد هم آمدند؛ ایران.
پرچمی که روایت یک شهر است
ابرپرچم میدان ۲۲ بهمن شاید در ظاهر تنها یک نشانه بصری باشد، اما در واقع روایتگر داستانی عمیقتر است؛ داستان مردمانی که از دشواریهای زندگی سخن میگویند، اما در لحظه نیاز، کنار سرزمین خود میایستند.
داستان مردی که حاضر نشد نامش جایی ثبت شود اما تلاش کرد تا پیامی بر فراز شهر نصب شود.

و داستان شهری که در میان همه فراز و فرودها، هنوز نشانههای همبستگی را بر بلندترین نقاط خود برافراشته نگه میدارد.
شاید به همین دلیل است که این روزها هر رهگذری که از میدان کیو عبور میکند، پیش از آنکه عظمت پرچم را ببیند، معنای جملهای را میخواند که بر آن نقش بسته است؛ جملهای که در روزهای دشوار، بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود: «خداوند ما را کافی است و او بهترین تکیهگاه است.»