سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
سیاسی

خوانش رسانه‌های بین المللی از مسیر مذاکرات تهران-واشنگتن

خوانش رسانه‌های بین المللی از مسیر مذاکرات تهران-واشنگتن
ندای لرستان - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست هم‌زمان با ادامه فراز و فرودها در خاورمیانه و ادامه حضور سنگین ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
هم‌زمان با ادامه فراز و فرودها در خاورمیانه و ادامه حضور سنگین نظامی آمریکا در منطقه، سناریوها و خوانش‌های گوناگونی از آینده مذاکرات میان تهران و واشنگتن منتشر می‌شود، مذاکراتی که دور نخست آن طی روزهای اخیر در مسقط برگزار شد. این تحلیل‌ها، از نسخه‌های بدبینانه گرفته تا خوش‌بینانه، در یک نقطه با یکدیگر مشترکند و آن اینکه تنش‌آفرینی فزاینده در نهایت جز پیچیده‌تر کردن مسائل برآیند دیگری نخواهد داشت.
چشم‌انداز لغو تحریم‌ها و فناوری غربی
یکی از خوانش‌هایی که از تحولات فعلی وجود دارد، گزینه توافق نهایی میان ایران و آمریکا و کاهش تدریجی تحریم‌هاست. با‌این‌حال، اینکه آیا این فرآیند در نهایت می‌تواند تاثیر ملموسی داشته باشد یا نه محل بحث است. در همین رابطه، المانیتور طی یادداشتی به تاریخ نهم فوریه با بررسی سناریوهای موجود در زمینه مذاکرات مسقط نوشت که ایران حدود ۳۲تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی دارد، اما به دلیل تحریم‌های بین‌المللی نتوانسته از آنها بهره‌برداری کند و حتی برداشته شدن تحریم‌ها در صورت توافق احتمالی با آمریکا نیز احتمالا نتواند مسیر این بهره‌برداری را سرعت بخشد. این گزارش در این رابطه نوشت: ایران دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی شناخته‌شده در جهان است، اما نتوانسته به طور کامل از آنها استفاده کند و حتی توافق هسته‌ای احتمالی با ایالات متحده که به کاهش تحریم‌ها بینجامد هم بعید است که در کوتاه‌مدت وضعیت را تغییر دهد. المانیتور در ادامه نوشت: ایران صادرکننده بزرگی در حوزه گاز نیست، اما جریان‌های مرزی محدودی با عراق، ترکیه و ترکمنستان تحت قراردادهای از پیش موجود وجود دارد.
طبق اعلام سازمان تنظیم بازار انرژی ترکیه، سال گذشته ایران بیش از ۵.۵‌میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه صادر کرد که بسیار کمتر از ۹.۶‌میلیارد مترمکعب تعیین‌شده در قرارداد سالانه است. بنا به آمارهای موجود، ایران به دلیل نیاز به ذخیره گاز برای مصرف داخلی، نتوانسته است به این توافق عمل کند. این در حالی است که گاز ایران معمولا گران‌ترین گاز وارداتی بلندمدت ترکیه است. در فوریه ۲۰۲۵، ترکیه یک قرارداد سوآپ با ترکمنستان امضا کرد که بر اساس آن حدود ۱.۳‌میلیارد مترمکعب گاز به شمال ایران تحویل داده می‌شود و به تهران اجازه می‌دهد حجم معادلی از گاز را از شبکه خود به ترکیه منتقل کند. از سوی دیگر، ایران سالانه تا ۲۰‌میلیارد مترمکعب گاز به عراق صادر می‌کرد، اما به دلیل اولویت مصرف داخلی، تحویل گاز اغلب با کمبود مواجه می‌شد. انقضای معافیت عراق از تحریم‌های آمریکا برای واردات گاز و برق ایران در مارس ۲۰۲۵، اکنون بغداد را به سمت واردات گاز طبیعی مایع (LNG) از سایر تامین‌کنندگان سوق می‌دهد.
المانیتور در ادامه عنوان کرد که ایران با وجود داشتن ذخایر عظیم، اغلب با کمبود گاز مواجه است که بخشی از آن به دلیل تحریم‌ها و همچنین کمبود سرمایه‌گذاری مزمن است. با این حال، مشکل گاز ایران فقط داخلی نیست. تهران همچنین در رقابت با زمان برای افزایش تولید از پارس جنوبی قرار دارد. توسعه سریع میدان شمالی قطر - بخش قطری پارس جنوبی - فشار مداومی بر مخزن مشترک وارد کرده و به تدریج حجمی را که ایران در نهایت می‌تواند از سمت خود در این میدان برداشت کند، محدود کرده است. همچنین از یاد نباید برد که شرکت‌های ایرانی فعال در این میدان ‌سطح تخصص فنی یکسانی ندارند و بنابراین پیشرفت کندتری‌ نسبت به شرکت‌های بزرگ انرژی بین‌المللی داشته‌اند. این شکاف فنی، به جای عدم علاقه، محدودیت الزام‌آور بوده است. 
شرکت‌های نفتی بین‌المللی بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ و تحت توافق هسته‌ای، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، اشتیاق زیادی برای ذخایر گاز ایران نشان دادند، اما در بحبوحه عدم اطمینان در مورد دوام لغو تحریم‌ها، تعداد کمی از آنها تعهدات قطعی خود را اعلام کردند. ایالات متحده و ایران طی روزهای اخیر در تلاش برای مذاکره بر سر دستیابی به یک توافق جدید در مورد برنامه هسته‌ای خود بوده‌اند، آن هم درحالی‌که حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه رو به افزایش گذاشته است. این در حالی است که به گفته کارشناسان، حتی اگر برخی از تحریم‌ها تحت یک توافق جدید لغو شوند، بعید است که این امر تاثیر قابل‌توجهی بر توانایی ایران در تولید گاز بگذارد. المانیتور در ادامه عنوان کرد: بی‌تردید، دسترسی به فناوری غربی بیشتر می‌تواند به برخی از پروژه‌های توسعه‌ای که ایران در دست اجرا دارد کمک کند، اما تا زمانی که خطر بازگشت تحریم‌ها وجود داشته باشد، شرکت‌های بزرگ نفتی و واردکنندگان بالقوه گاز احتمالا نسبت به انجام هرگونه تعهد بلندمدت به ایران بسیار محتاط خواهند بود؛ بنابراین خیلی زود است که واقعا در مورد هرگونه تغییر عمده فکر کنیم.
بی‌اعتمادی در ایران
روزنامه الاخبار نیز طی گزارشی عنوان کرد که به‌رغم پیشرفت مثبت در مذاکرات مسقط، نگاه‌ها در ایران در قبال آینده این گفت‌وگوها چندان مثبت نیست. این روزنامه نوشت: با وجود اینکه ترامپ مذاکرات مسقط را «بسیار خوب» توصیف کرد، واکنش‌های متنوع ایرانی‌ها به آن، عمق تردیدها و اختلاف‌نظرها در مورد محدودیت‌های مذاکره و امکان مهار تشدید تنش را نشان می‌دهد. این گزارش نوشت: با توجه به اینکه سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اخیرا اعلام کرده که ایران حاضر به کنار گذاشتن غنی‌سازی اتمی خود نیست، بسیاری انتظار دارند که این رویکرد در تضاد با اصرار کاخ سفید بر غنی‌سازی صفر درصد قرار بگیرد و چه‌بسا مذاکرات را از روند مثبت خارج کند. 
الاخبار در ادامه نوشت: با در نظر گرفتن وقایع ژوئن، طبیعی است که مقامات و مردم ایران هرگز به مواضع طرف آمریکایی در مذاکرات اعتماد نکرده‌اند. این بی‌اعتمادی به ترامپ در واقع منجر به افزایش هوشیاری در ایران شده است، به‌ویژه پس از آنکه مشخص شد نمی‌توان به موضع و وعده‌های ترامپ اعتماد کرد و هیچ امیدی به پایبندی او به تعهداتش در توافقات با سایر کشورها نمی‌توان داشت.
تکرار اشتباهات گذشته
روزنامه سیاتل تایمز با اشاره به حضور گسترده نظامی آمریکا طی هفته‌های اخیر در خاورمیانه هشدار داد که هرگونه بی‌احتیاطی از سوی کاخ سفید می‌تواند سناریوهای شکست‌خورده در سال ۲۰۰۳ را برای ایالات متحده بازتولید کند. این روزنامه به تاریخ هشتم فوریه نوشت: همزمان با اینکه ایالات متحده یک «ناوگان عظیم» را در سواحل ایران - یک ناو هواپیمابر، ناوشکن‌های همراه و هواپیماهای تهاجمی مستقر در سراسر منطقه - گرد هم می‌آورد، گمانه‌زنی‌ها درباره گزینه‌های پیش رو افزایش یافته است. آنچه به‌وضوح غایب است، هرگونه توضیحی در مورد هدف استفاده از این نیروهاست.
در اواخر سال ۲۰۰۲ و اوایل سال ۲۰۰۳، ایالات متحده مسیر مشابهی را دنبال کرد. در آن زمان نیز‌ قدرت نظامی سریع‌تر از شفافیت سیاسی انباشته شد. دولت وقت ایالات متحده به تغییر منطق برای حمله به عراق اشاره کرد (ابتدا تروریسم، سپس سلاح‌های کشتار جمعی و حتی ثبات منطقه‌ای) درحالی‌که قول می‌داد سرعت و نیروی عظیم منافع آمریکا را تضمین می‌کند. سیاتل تایمز در ادامه نوشت: مرحله آغازین جنگ عراق سریع و از نظر تاکتیکی طاقت‌فرسا بود. شکست استراتژی آمریکا نهایتا رخ داد. دو دهه بعد، شرایط متفاوت است، اما شکست در صورت روی آوردن به گزینه نظامی غیرقابل انکار است. از سوی دیگر، فراتر از درخواست‌های مبهم از تهران برای «آمدن پای میز مذاکره»، دولت آمریکا هنوز توضیح نداده است که چه در سر دارد و آیا حملات را متوقف می‌کند یا به خویشتن‌داری پاداش می‌دهد.
در غیاب این شفافیت، از قدرت نظامی خواسته می‌شود کاری را انجام دهد که سیاست انجام نداده است. نیروها بدون یک وضعیت نهایی سیاسی تعریف‌شده یا توضیح روشنی از چگونگی پیشبرد منافع ایالات متحده به منطقه اعزام می‌شوند و جز دمیدن به تنور تنش‌های موجود، کار دیگری از دست‌شان برنمی‌آید. این در حالی است که به‌‌رغم نبود تغییر اساسی در واقعیت‌های میدانی، منطق کاخ سفید برای به کار بردن گزینه نظامی ایران همچنان در حال تغییر است؛ ابتدا لحن فوریت اخلاقی مرتبط با اعتراضات علیه دولت ایران مطرح شد. سپس توجه به تلاش دیگری برای به عقب راندن برنامه تسلیحات هسته‌ای آنها، به‌رغم هیچ مدرکی مبنی بر تهدید فوری، معطوف شد.
اخیرا، تمرکز به سمت محدود کردن قابلیت و برد موشک‌های بالستیک ایران و عدم حمایت آنها از نیروهای نیابتی منطقه‌ای معطوف شده است. از سوی دیگر، با گذشت زمان، سازوکارهایی که زمانی رهبران آمریکا را مجبور به بیان هدف می‌کردند (برنامه‌ریزی استراتژیک، بررسی و تحقیق از سوی کنگره و توضیح عمومی مداوم) تضعیف شده‌ و در عوض، استفاده از زور جایگزین سیاست شده است. به بیان دیگر، نمایش قدرت به استراتژی اصلی دولت‌ها در آمریکا تبدیل شده است.
بازار


نظرات شما