ندای لرستان - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ایوبی| مسعود هاشمیان، کارشناس مدیریت راهبردی انرژی و قائم مقام معاون وزیر سابق نفت در امور بین الملل و بازرگانی در گفتوگو با «هممیهن» عنوان کرد که فعال شدن اسنپبک تاثیری بر فروش نفت ایران ندارد و تنها بار روانی آن است که بر قیمت دلار و افزایش قیمتها تاثیر میگذارد. او گفته چین خریدار بزرگ نفت در جهان است و ما از قبل باید برای مدیریت فروش و اقتصاد نفت و انرژی تمهیداتی میاندیشیدیم تا گرفتار تهدیدها نشویم و اکنون نمیتوان تقصیر را به گردن یک رئیسجمهور انداخت.
فعال شدن مکانسیم ماشه چه تاثیری در روند فروش نفت ما خواهد داشت؟
بازار ![]()
اسنپ بک فعلاً هیچ تاثیری در فروش نفت ما ندارد، مگر قبل از این با اروپا کار میکردیم؟ یا صادراتمان به صورت رسمی به کشورهای خریدار انجام میشده است؟ بنابراین حرکت اروپاییها فعلاً تاثیری بر فروش نفت ما ندارد و فقط تاثیر روانی دارد، آمریکا و اسرائیل به دنبال اجماع علیه ایران هستند. از زمانی که آمریکا از برجام خارج شد عملاً اروپاییها نیز از برجام خارج شدند و در عمل هیچ شرکت اروپایی با ما کار اقتصادی نمیکرد و برجام تعهدات یکجانبهای بود که ما فقط انجام میدادیم و میخواستیم به دنیا ثابت کنیم که متعهد به قراردادهای بینالمللی هستیم؛ درحالیکه کشورهای غربی متعهد به قراردادهای خود نبوده و نیستند.
مگر سیستم تجاری ما با اروپا در بعد از خروج آمریکا از برجام به شرایط عادی برگشته بود که اکنون با خروج آنها مبادلات تجاری ما با این کشورها دستخوش تغییر شود؟ آمریکاییها تحریمها را بر ما تنگ کردند و هر روز هم آن را تنگتر میکنند و همین باعث شده سیستم تجاری عادی با دنیا در هیچ زمینهای نداشته باشیم.
بههرحال شرکت نفت ایران همیشه راهکارهایی را پیدا کرده و اصولاً تحریمها تاثیری در مبادلات نفتی که انجام میدادیم نداشته است، البته بهتر بود که این مبادلات را در شیوه نرم تبادلات تجاری بینالمللی انجام میدادیم. ولی به هرحال ما به این شیوه فروش تسلط پیدا کردیم و راههای عبور از تحریم را بلد هستیم. این مورد در صادرات مواد پتروشیمی نیز صادق است. به هرحال بعید است در سیستم تجاری، حمل و نقل و ترابری در حوزه نفت و انرژی بر اساس اسنپ بک تغییری ایجاد شود.
آمریکا برای هند تعرفه 50 درصدی در نظر گرفته است، این باعث نمیشود بین آنها و روسیه در مورد خرید و فروش نفت خلل ایجاد شود و روسیه با تخفیفات خود را جایگزین ایران برای فروش نفت به چین کند؟
هند به این دلیل از روسیه نفت میخرد چون روسها در پالایشگاههای آنها سرمایهگذاری کردند. این کاری بود که ما نیز در سالهای قبل یعنی در دولت حسن روحانی نیز میتوانستیم انجام دهیم که متاسفانه تعلل کردند. در حال حاضر روسها در پالایشگاه اِسار هند در فاز اول 400 هزار بشکه و در فاز دوم تا 480 هزار بشکه نفت به عنوان سهم خود به هند صادر میکند. این کاری بود که ما هم میتوانستیم انجام دهیم و در این صورت ما ظرفیت 980 هزار بشکه نفت در هند را داشتیم چون سهامدار پالایشگاه بودیم هیچکس نمیتوانست جلوی ما را بگیرد همانطور که هیچکس نمیتواند جلوی صادارت روسیه به هند را بگیرد.
این موضوع هیچ ربطی به تحریمها نداشت و روسها قبل از تحریم نفتشان توسط آمریکا نیز این کار را میکردند و ما هم مانند روسها قبل از تحریم نفتمان میتوانستیم این کار را بکنیم. فرصتی که از دست رفت و به راحتی در اختیار رقیب نفتی ما قرار گرفت. در شرایط نرمال چنین روشهایی در جهان توسط کشورهای صادرکننده نفت برای حضور در بازار کشورهای خریدار صورت میگیرد. چنین تمهیداتی همیشه امکانپذیر بود اما سیاستگذاران نفتی در ایران هیچگاه به دنبال آن نبودند.
اما در مورد چین: برای چین هیچ فرقی ندارد که از کجا نفت خرید کند. چون چین یک خریدار بزرگ است و انحصار خرید دارد و اینکه گفته میشود ما به چین تخفیفهای آنچنانی میدهیم به نظر من حرفهای غیرکارشناسی است به این دلیل که بازار نفت چین را نمیشناسند. اکنون چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت در دنیا مطرح است و حدود 9 تا 10 میلیون بشکه نفت در روز وارد میکند. برای حضور در این بازار کشورهای صادرکننده نفت حتی برای عربستان هم توسط چین قیمت فروش تعیین میگردد.
در حالی که شما فکر کنید عربستان چون تحریم نیست نفت خود را با قیمتهای جهانی به این کشور میفروشد و بدون هیچ تخفیفی. در حالی که این تخفیفها در قالب فروش نفت به صورت 6 ماهه و 120 روزه و در بهترین شرایط 90 روزه به چین توسط عربستان تحویل داده میشود. اگر اسم آن تخفیف نیست پس چیست؟ همه میدانیم با این زمان نگهداری از این حجم پول میتوان درآمدهای هنگفتی کسب کرد. بنابراین بازار چین تعیینکننده قیمت است؛ هرچند که ممکن است چینیها دوست داشته باشند با قیمت ارزانتر از عربستان نفت بیشتری هم بخرند اما با توجه به مدیریت کشورهای صادرکننده نفت در تعیین سهم بازار خود تلاش دارند که از سایر کشورها نیز نفت خریداری نمایند.
بنابراین شاید از نفت ارزارنتر ایران و روسیه و ونزوئلا در بازار بهره ببرند. چینیها در ونزوئلا سرمایهگذاری کردند و به راحتی نفت را به دست میآورند و در واردات آن مشکل ندارند. عربستان نیز در چین پالایشگاه دارد و نه فقط در چین بلکه در کره جنوبی و سایر کشورها. البته در کره جنوبی ما سهاممان را واگذار کردیم و آرامکو سهام ما را خرید. چنین تمهیداتی باید از قبل اتفاق میافتاد و مدیریت فروش و اقتصاد نفت و انرژی ما باید قبل از تهدیدات تحریمی شکل میگرفت.
الان نمیتوان گفت تقصیر دولت پزشکیان یا روحانی و احمدینژاد است، این فرایندی بود که باید برنامه آن از قبل نوشته میشد. مانند فعالیت مکانیسم ماشه تنها برای بازار داخلی ما تاثیر روانی دارد؛ بنابراین به جای اینکه در بازار اقتصادی خود استرس ایجاد کنیم به مردم آرامش دهیم.
بههرحال آن دوستانی که در وزارت نفت هستند کارکشته تحریمها هستند و تحریمها هم مربوط به امسال و پارسال هم نیست؛ طی 40 سال گذشته تحریمها در حوزه صنعت نفت ما با شدت بیشتری وجود داشته است. علاوه بر اینکه در بازار نفت هم با یک خریدار بزرگ مانند چین طرف هستیم که او تعیینکننده قیمت است و انحصار در خرید دارد. باید این را در نظر گرفت که حفظ بازار چین برای کشورهایی که در حالت عادی با آنها معامله میکنند مهم است. شما بایستی تنوع بازار صادراتی نفت خود را مدیریت کنید.اگرچه ما ناچاراً در کانال تحریمها افتادهایم اما کشورهایی مانند عربستان و امارات و حتی کویت و عراق هم دوست دارند که با تخفیف در فروش نفت سهمی از بازار چین داشته باشند.
درست است که هزینه بازاریابی ما به دلیل تحریمها افزایش یافته اما ما نیز بازار صادراتی خود را حفظ کردهایم.اگرچه چین به دلیل ژئوپلیتیک در خرید نفت، رعایت سهم ایران را در بازار میداند چون ایران را به عنوان یک عامل منطقهای در حوزه انرژی موثر میداند. از طرف دیگر میداند که ما در تقویت پول آسیایی موثر هستیم و ما هم میدانیم چنین نقشی در مبادلات آسیایی تاثیر دارد.
آمریکا به دنبال این است که در شرایط اقتصادی فعلی خود در دنیا ارزش دلار را بالا برده و جایگاه آن راحفظ کند بنابراین رقیبی برای دلار مانند یوان چین و یورو را نمیتواند برتابد؛ این درحالی است که ما مبادلات نفتی خود را با ارزهایی به غیر از دلار از سالها قبل ساماندهی کردهایم. بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت نیز اکنون از این روش استفاده کرده و نفت خود را تا حدودی دلارزدایی کردهاند.
در حال حاضر آمریکا میخواهد علاوه بر تحمیل اصلاح تبادلات تجاری با ایران ما را وارد بازی مبادلات نفتی صرفاً با دلار کند، این اشکالی ندارد؛ به شرطی که هیچ تحریمی نباشد. بههرحال از زمانی که ترامپ از برجام خارج شد عملاً در تحریمهای اروپا هم قرار گرفتیم و درست است از نظر سیاسی هیچوقت اروپاییها رسماً این مورد را بیان نکردند اما رسماً اروپاییها ایران را از مدار تجاری بیرون گذاشتند.
نمونه بارز آن شرکت توتال بود که از ایران رفت؛ درحالیکه ما با اروپا ظاهراً پس از برجام هیچ مشکلی نداشتیم اما آنها به دلیل ترس از مواجهه با آمریکا از بازار تجاری ایران خارج شدند. نهتنها توتال بلکه خیلی از شرکتهای کوچکتر نیز حاضر به همکاری با ایران در مورد کارهای تجاری نبودند؛ چه برسد در حوزه انرژی و نفت.
بههرحال باید این را به جامعه تلقین کرد که تاثیر مکانیسم ماشه بر رزق و روزی مردم صرفاً از نظر روانی است. تاثیر روانی است که باعث بالا و پایین رفتن دلار و ارز شده و چنین نوساناتی بر تورم قیمتی در اقتصاد از نظر روانی و از نظر اجتماعی بر روح و روان مردم تاثیر میگذارد. بحث تورم روانی مکانیسم ماشه است که خطرناک است درحالی که هنوز اتفاقی در حوزه اقتصادی کشور ما رخ نداده است اما میبینیم که قیمت دلار بیجهت افزایش پیدا کرده است اگر ما به عنوان کارشناس، نویسنده، تحلیلگر و اقتصادخوانده و یا اقتصادنخوانده تنها با ذکر مصیبت اسنپبک بخواهیم به نوسانات قیمتی و این اثر تورم روانی دامن بزنیم نتیجه آن فقط افزایش تورم در اقتصاد، گرانی ارزاق و گسترس نارضایتی اجتماعی در نتیجه گفتمان سیاسی ما میشود و دود آن نهتنها به چشم خودمان بلکه به چشم کل جامعه میرود.