ندای لرستان - کیهان / «ما تشنهایم اما...» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم سید محمدعماد اعرابی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
مذاکره میکردیم؛ آن هم در عالیترین سطوح! با زیر پا گذاشتن خطوط قرمز اعلام شده، رئیسجمهورمان با رئیسجمهور آمریکا گفتوگو و وزیر خارجهمان با رئیسجمهور آمریکا دیدار کرد. حتی به توافق هم رسیدیم؛ توافقی که نام آن را «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) گذاشتند. آن روزها هم رئیسجمهور میگفت «مذاکره نکنیم؛ چه کنیم؟!» البته به بیان دیگر آقای حسن روحانی 26 دی 1398 در جمع مدیران بانکی کشور تصریح کرد که «من بلد نیستم» بدون مذاکره با آمریکا و اروپا مشکلات اقتصادی داخلی را حل کنم. البته اتفاقات این روزها نشان میدهد متاسفانه ایشان حتی مذاکره هم بلد نبود! اما واقعا مشکلات داخلی با مذاکره و توافق با آمریکا و اروپا حل میشود؟
شهریور 1392 آقای بیژن زنگنه وزیر وقت نفت، احتمالا در همین رؤیا بود که از ذوق مذاکره و توافق با آمریکا و سرازیر شدن دلارهای نفتی و غیرنفتی، توافق گازی جدیدی با ترکمنستان بست. تا پیش از آن با توجه به موج اول تحریمهای ایران و دشواریهای تسویه حساب مالی، ایران با صادرات کالا و خدمات فنی- مهندسی هزینه واردات گاز از ترکمنستان را برای حل مشکل ناترازی گاز در استانهای شمالی کشور پرداخت میکرد. آقای زنگنه و دوستانش اما به محض حضور مجدد در وزارت نفت، این توافق را لغو کرده و به جای آن تعهد دادند هزینه گاز وارداتی را به صورت ارزی پرداخت کنند. آنها حتی پذیرفتند در ازای تأخیر در پرداخت، جریمه دیرکرد را نیز به شرکت ترکمنی بپردازند.
مذاکرات انجام شد و توافق برجام هم به امضا رسید؛ اما خبری از دلارهای نفتی و غیرنفتی سرازیر شده به کشور نبود! با فشار آمریکا بانکهای خارجی از تبادلات مالی با ایران خودداری میکردند.
بیژن زنگنه و دوستانش نمیتوانستند هزینه گاز وارداتی از ترکمنستان را بپردازند. آنها از اجرای قراردادی که خودشان به طرف ترکمنی پیشنهاد کرده بودند، عاجز بودند. با گذشت 3 سال در دی ماه 1395 اختلافات بالا گرفت؛ بدهی ایران و جریمه دیرکرد آن تقریبا به رقم هنگفت 2 میلیارد دلار رسیده بود و وزیر وقت نفت تمایلی به چارهجویی و حل و فصل مسالمتآمیز ماجرا نداشت. در نهایت ترکمنستان شیر گاز را بست و طبق قرارداد علیه کشورمان شکایت کرد و ایران محکوم به پرداخت 2 میلیارد دلار شد. روابط ایران و ترکمنستان کاملا به سردی رفت و همسایه شمالی مراودات خود با تهران را به حداقل رساند تا جایی که وزیر خارجه وقت نیز از این عملکرد بیژن زنگنه انتقاد کرد. تا پنج سال بعد شیر گاز ترکمنستان بسته ماند. با روی کار آمدن سیدابراهیم رئیسی بود که دولت ایران توانست بدون توجه به مذاکره و توافق با آمریکا و اروپا؛ اختلافات موجود را با ترکمنستان حل و فصل کند؛ بدهی ایران را از منابع مالی موجود در عراق بپردازد و با سوآپ سهجانبه میان ترکمنستان، ایران و آذربایجان ناترازی گاز در استانهای شمالی را جبران کند.
بازار ![]()
«مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» این سؤال پس از این اقدام دولت سیزدهم به نظر میرسد پاسخی ساده داشته باشد: امکانات گسترده موجود و در دسترس را شناسایی کنیم و با کمک آن شرایط را به بهترین شکل مدیریت کنیم. اگر این کار را نتوانید انجام دهید حتی در صورت مذاکرات و دستیابی به توافق هم نمیتوانید امورات کشور را اداره کنید. تجربه ناموفق حسن روحانی و دولتمردانش به خوبی گواه این ادعاست.
سیستان خشک است. این را همه میدانیم؛ هم ما و هم ساکنان سیستان. با گلایه و غر زدن یک مقام ارشد اجرائی در این استان که آب نیست؛ یا 50 سال قبل که اینجا آمدم وضعیت بهتر و سیستان آبادتر بود؛ تنش آبی سیستان برطرف نمیشود! مدیر اجرائی باید وضعیت استان را به درستی شناسایی کند؛ ظرفیتهایش را بشناسد و مطابق با آن و با بهرهگیری از امکانات و اختیارات گسترده تحت امرش برای رفع مشکل برنامهریزی و اقدام کند. آنچه مدیر ارشد اجرائی باید با مردم در میان بگذارد برنامهها و گزارش اقداماتش برای رفع مشکلات استان است؛ نه غر زدنی که منجر به تشدید حس بدبختی و بیچارگی در مردم استان شود! البته وقتی برنامه نباشد؛ اقدامی هم نیست و وقتی اقدام نباشد، جلسات کاری چیزی جز ذکر مصائب روز و سوگواری برای وضع موجود نخواهد بود.
سیستان و بلوچستان از خشکسالی رنج میبرد اما با بهرهگیری از امکانات موجود در همین استان میشود به این رنج پایان داد. این دقیقا کاری بود که سید ابراهیم رئیسی سعی کرد در مدت کوتاه مسئولیتش انجام دهد. 12 شهریور 1400 تنها 9 روز پس از تشکیل هیئت دولت سیزدهم، آقای رئیسی در «دومین» سفر استانی خود (اولین سفر استانی 5 شهریور 1400 به استان خوزستان، دو روز پس از تشکیل کابینه انجام شد) از نزدیک مشکلات آب آشامیدنی در استان سیستان و بلوچستان را مورد بررسی قرار داد. یک سال بعد در شهریور 1401 مشکل آب آشامیدنی 107 هزار و 293 نفر از اهالی سیستان و بلوچستان(86083 نفر از جمعیت روستایی و 21210 نفر از جمعیت شهری) حل شده بود.
آیتالله رئیسی یک اقدام «اضطراری» برای رفع مشکل آب در سیستان و بلوچستان را نیز کلید زد. شهریور 1402 چاهنیمهها به عنوان اصلیترین منبع تأمین آب این استان رو به خشکی میرفت که دولت سیزدهم با بررسی ظرفیتهای موجود، منابع بالقوه تأمین آب سیستان را که شامل 6 شهر و 1000 روستا میشد، شناسایی کرد. سه طرح بزرگ آبرسانی در نظر گرفته شد که یکی از آنها احداث آبشرینکن فراساحلی (خشکی) در دشتک بود. آب شیرینکنی که با ظرفیت 100 هزار متر مکعب در شبانهروز بزرگترین آبشیرینکن فراساحلی ساخته شده در جهان به حساب میآمد. این آبشیرینکن با حفر 73 حلقه چاه عمیق، آب شور زیرزمینی را استخراج و پس از شیرینسازی به شبکه توزیع منتقل میکرد. پروژه بزرگی که در کوتاهترین زمان ممکن یعنی ظرف تنها 8 ماه به اتمام رسید. خرداد 1403 وقتی پروژه به بهرهبرداری رسید مردم زاهدان و پنج شهرستان و مناطق روستایی و مرزی سیستان طعم شیرین برنامهریزی و اقدامات آیتالله رئیسی را در غیاب او را چشیدند. انتقال آب دریای عمان به زاهدان و احداث آبشیرینکن ساحلی چابهار به عنوان بخشی از طرح ملی انتقال آب دریای عمان به استانهای شرقی و مرکزی کشور و افتتاح دو سد «کهیر» و «شهریکور» از دیگر اقداماتی بود که سید ابراهیم رئیسی در دولت سه ساله خود آن را پیگیری و تأمین مالی کرد تا چالش آب در استان سیستان و بلوچستان را برای همیشه برطرف کند. اکنون مدیران اجرائی فعلی در دولت چهاردهم باید به جای آه و ناله از خشکسالی با دنبال کردن این طرحها، گزارشی از میزان پیشرفت و چشمانداز نهائی اجرای کامل آنها در کمترین زمان ممکن به مردم ارائه دهند.
چالش آب، برق، گاز و... تقریبا در اکثر کشورهای جهان وجود دارد. «ناترازی» آن طور که مدیران ارشد دولت چهاردهم درباره آن ناله سر میدهند، پدیدهای مختص به ایران نیست. همه کشورهای جهان کم و بیش با چالش «ناترازی» دست بهگریبانند و اساسا مردم از رهگذر انتخاب رئیسجمهور، مدیران اجرائی کشور را منصوب میکنند تا همین چالشها را برایشان مدیریت کرده و به سرانجام برسانند. اما شاید فقط در ایران باشد که گاهی مدیران اجرائیای که با وعده حل مشکلات کشور خود را در معرض انتخاب مردم گذاشتهاند، بیشتر از مردم از وجود مشکلات غر میزنند! و شاید باز هم فقط در ایران باشد که برخی مدیران اجرائی برای انجام در دسترسترین اقدامات داخلی نیز به دنبال مذاکره با آمریکا و سه کشور اروپایی هستند!
«مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» سؤال مدیری است که زاویه دیدش آنقدر تنگ شده که جز مذاکره با اروپا و آمریکا افق دیگری پیش چشمش نمیبیند. چنین مدیری نسبت به گستره وسیع امکانات و ظرفیتهای داخلی بیتفاوت است چون آنها را ندیده و شناسایی نکرده است. رهبر انقلاب 5 تیر 1403 در نقد چنین مدیرانی فرمودند: «بعضی از سیاسیّون در کشور ما تصوّر میکنند که باید آویزان به این قدرت و آن قدرت بشوند؛ و بدون آویزان شدن به فلان قدرت معروف و بزرگ، در کشور نمیشود پیش رفت؛ بعضیها اینجور فکر میکنند. یا خیال میکنند که همه راههای پیشرفت از آمریکا میگذرد؛ نه، اینها نمیتوانند [کشور را پیش ببرند].... اینکه ما میگوییم چشمتان به خارج نباشد، یک علّتش این است که وقتی چشم به خارج نبود، انسان قادر میشود که این ظرفیّتهای درونی را ببیند، بفهمد، بشناسد.»
ایران ما تشنه است اما بیش از آنکه تشنه آب، برق، گاز و... باشد، تشنه بهکارگیری مدیرانی در دولت آقای پزشکیان است که امیدوار، خودباور، پرتلاش و با افق دیدی گسترده باشند که عمیقا به این باور رسیده باشند هیچ بنبستی در مسیر اجرای امور کشور وجود ندارد. مدیرانی که با تمام وجود به این کلام امام عزیزمان ایمان داشته باشند: «قطع رابطه و تحریم اقتصادی و لیستهای دروغین آنها [آمریکا] دنیا را بر کشوری تنگ نخواهد کرد.»