ندای لرستان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مأموریت ناکام عاصم منیر در تهران برای نجات ترامپ از بنبست انرژی و انتخابات، با پاسخ قاطع مقامات جمهوری اسلامی ایران روبهرو شد و قیمت نفت را به ۱۱۱ دلار رساند.
دونالد ترامپ، قمارباز کاخسفید، این روزها که قافیه جنگ را کاملاً باخته، با دستپاچگی آشکار تلاش میکند سرود پیروزی سر دهد. وزیر خزانهداری آمریکا چند هفته پیش با طمطراق اعلام کرده بود که اقتصاد ایران ظرف ۱۴ روز دچار فروپاشی کامل خواهد شد؛ پروژهای که برای تحقق آن دست به هر اقدامی زد؛ از تشدید محاصره اقتصادی گرفته تا کلید زدن محاصره هوائی به عنوان مکمل فشار دریایی. اما پاسخ موشکی و آتش قدرتمند نیروهای مسلح بر کشتیهای متخلف در تنگه هرمز، تمام محاسبات واشنگتن را دود کرد. اقتدار نظام اسلامی به جهان ثابت کرد که تنگه هرمز هرگز به شرایط پیشین بازنمیگردد و قدرتهای منطقه و ارباب آنها چارهای جز سلام به آقایی ایران و تعظیم در برابر نظم جدید منطقهای ندارند.
در نبرد همهجانبه میان ایران و آمریکا که در چهار محور نظامی، اقتصادی- تابآوری، دیپلماتیک و شناختی- روانی جریان دارد، محور اخیر به ستون فقرات استراتژی واشنگتن تبدیل شده است. دولتمردان ترامپ که در میدان واقعیت ناکام ماندهاند، به ازای هر یک واحد اقدام عملیاتی، حداقل ۱۰ واحد عملیات روانی و شناختی سنگین اجرا میکنند. تحرکات نظامی اخیر آمریکا اگرچه نمایشی از تدارک جنگ است، اما هدف اصلی آن گشودن چتر «عملیات فریب مذاکره» است؛ حیلهای که میکوشد با ایجاد خطای محاسباتی در میان مسئولان و افکار عمومی در دیالکتیک جنگ و مذاکره، کشور را مهیای ضربه کاری کند. تجربه تفاهم اسلامآباد که با بدعهدی و نقض مکرر بندهایش توسط واشنگتن شرحهشرحه شد و در نهایت ترامپ آن را مرده اعلام کرد، سند زندهای است که ثابت میکند آمریکا هرگز به دنبال مذاکره واقعی و اعطای امتیاز نیست.
ایران بازی مهرهها را خوب بلد است
جمهوری اسلامی ایران اما با قاطعیت و پافشاری بر اصول خود، این پیام صریح را به کاخسفید مخابره کرد که نسیهفروشی نخواهد کرد و اعتمادی به آمریکا خود ندارد.
ترامپ و نتانیاهو این روزها بیپرده، پروژه نابودی ایران را فریاد میزنند و تنها عاملی که ترامپ را تحت فشار ملموس قرار داده، صعود افسارگسیخته قیمت انرژی است.
همین اوجگیری بهای سوخت باعث شده تا با بالا رفتن قیمت نفت، ترافیک دیپلماتیک میانجیها به مقصد تهران سنگین شود. سفر اخیر «عاصم منیر»-که پیشتر نیز ماهیت وابسته او به عنوان مهره سفارشی آمریکا افشا شده بود- تنها با هدف تنظیم بازار نفت و ایجاد تنفس مصنوعی برای ترامپ در آستانه انتخابات طراحی شد تا شاید قمارباز کاخسفید را از موج انتقادات مردمی و رسانهای پای صندوقهای رأی نجات دهد. با این حال، پاسخ یکپارچه و صلابت کارگزاران نظام از رؤسای قوا تا فرماندهان ارشد نظامی، پیام روشنی به همراه داشت؛ ایران بازی مهرهها را خوب بلد است و عاصم منیر این بار نیز دستخالی و ناکام به مقصد بازگشت.
زلزله محاسباتی در واشنگتن
ترافیک فشرده فرستادگان بینالمللی در تهران طی روزهای اخیر، تجلی عینی یک زلزله محاسباتی در اتاقهای فکر و مراکز مطالعات امنیت ملی آمریکاست. ورود عاصم منیر به ایران، آن هم درست در امتداد رایزنیهای راهبردی سرگئی لاوروف و همزمانی آن با پیامهای مداوم از دوحه و مسقط، پرده از یک واقعیت بزرگ برمیدارد؛ دکترین ۱۰ ساله غرب برای انزوای ژئوپلیتیک ایران رسماً به تاریخ پیوسته است.
در این صحنه، اگرچه رسانههای جریان اصلی غرب تلاش میکنند آمد و شد میانجیها را به عنوان تمایل ایران برای فرار از تنش تصویر کنند، اما رصد عمیق تازهترین مقالات و بولتنهای محرمانه در اندیشکدههای تراز اول غرب نشان میدهد نخبگان استراتژیک پنتاگون، ماجرا را کاملاً وارونه و از زاویه استیصال همهجانبه آمریکا ارزیابی میکنند.
بهای نفت میلی به کاهش ندارد!
در حالی که رئیسجمهور دروغگوی آمریکا مدام تبلیغ میکند که رشد قیمت سوخت ربطی به نبرد با ایران و بستن تنگه هرمز ندارد و ناشی از جنگ ناتو علیه روسیه است، اما افکار عمومی دیدند که با سفر عاصم منیر به تهران و زمزمههای مذاکره، بهای نفت ابتدا از ۱۱۳ به ۱۰۷ دلار کاهش یافت و بلافاصله پس از پاسخ قاطع و دست رد ایران به سینه فرمانده ارتش پاکستان، دوباره به ۱۱1 دلار جهش کرد و در مسیر قیمتهای به مراتب بالاتری قرار گرفت. از سوی دیگر، برخلاف ادعاهای تبلیغاتی فرستاده پاکستان، مرزهای تجاری ایران و پاکستان هنوز بازگشایی نشده است.
جمهوری اسلامی ایران معادله جدیدی بر پایه «امنیت برای همه یا هیچکس» تعریف کرده که تحمیل هزینه بر تهران را جهانی و بازدارندگی واقعی ایجاد میکند. افزایش ۳۰ برابری هزینه حملونقل دریایی، هشدار غولهای نفتی درباره سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری و عقبنشینی تاکتیکی واشنگتن از تعرفههای ضدروسی، همگی نشاندهنده ناگزیر بودن نظام انرژی جهانی از حکمرانی ایران بر تنگه هرمز است؛ گلوگاهی که هیچ جایگزین کاملی ندارد.
بازتاب بینالمللی این سفر نیز استیصال دشمن را افشا کرد؛ شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی اعتراف کرد با وجود سفر عاصم منیر و ارائه پیشنهاد مصالحه، دستیابی به توافق دور از دسترس است.
روزنامه لبنانی «الاخبار» نیز ادعا کرده عاصم منیر در سفر ۲۰ اکتبر خود حامل «هشدار نهائی» واشنگتن بوده که ایران باید در پرونده هستهای امتیاز دهد، وگرنه با حمله گسترده به تأسیسات هستهای «کوه کلنگ» مواجه میشود.
اما محاسبات ترامپ کاملاً اشتباه از آب درآمد. انسداد تنگه هرمز شریان نفت، فرآوردههای سوختی، گاز و پتروشیمی به خلیجفارس را مسدود میکند و تهران معتقد است تا زمانی که این اهرم حیاتی را در اختیار دارد، در ازای هرگونه گشایش، چندین امتیاز بزرگ طلب میکند بدون آنکه ذرهای امتیاز هستهای بدهد.
همچنین در پاسخ به تهدید علیه «کوه کلنگ»، مقامات ایران صراحتاً اعلام کردند زمان تکعملیات و عقبنشینی گذشته و در صورت هرگونه حماقت، تمام زیرساختهای دیجیتال، منافع و مواضع واشنگتن در منطقه بهصورت گسترده هدف قرار خواهد گرفت. تجربه نبرد ۴۰ روزه اثبات کرد تنها ضربه مهلک، تحقیر و بسته نگهداشتن تنگه هرمز، قمارباز کاخسفید را مهار کرده و به پای میز آتشبس میکشاند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران در دیدار با عاصم منیر، با رد قاطع ترفندهای دیپلماتیک و فشارهای واشنگتن، بر لغو تحریمها، حفظ ثروتهای هستهای و پایبندی کامل به شروط اقتدارآفرین ایران تأکید کردند.