ندای لرستان - ورزش 3 /سرمربی سابق ذوبآهن درباره علت جدایی زودهنگام از تراکتور، بازگشتش به لیگ و عملکرد تیمهای ملی بزرگسالان و امید ایران صحبت کرد.
جلال امیدیان که طی سالیان اخیر در کنار مربیان مختلفی ازجمله امیر قلعهنویی، ژوزه مورایس، پاتریس کارترون و ... فعالیت کرده بود، فصل گذشته در کنار سید مهدی رحمتی در خیبر خرمآباد حضور داشت، اما در دور برگشت راهی ذوبآهن شد و هدایت این تیم را برعهده گرفت که در مدت کوتاهی عملکرد خوبی بر جای گذاشت، اما در نهایت همکاری طرفین برای فصل جدید ادامه پیدا نکرد.
امیدیان که فصل جدید را همراه با تراکتور شروع کرده بود، چندی پیش تصمیم به جدایی از جمع سرخ پوشان تبریزی گرفت تا در مسیر جدیدی قدم بگذارد که اکنون باتوجه به وقفه بازیهای لیگ برتر، دو دیدار تدارکاتی تیم ملی ایران، عملکرد تیم امید ایران در ناگویا و ... با خبرنگار ما به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانید:
* فصل قبل بعد از قطع همکاری و جدایی از کنار سید مهدی رحمتی، بلافاصله به شهر خودتان رفتید. تجربه سرمربیگری و شروع کارتان در راس کادر فنی ذوبآهن چطور پیش رفت؟
در آن مقطع مهم بود که از فضای فوتبال دور نمانم، چون بعد از سالها تجربه و کار در کنار مربیان مختلف، احساس میکنم زمان آن رسیده که شانس خودم را بهعنوان سرمربی بیشتر امتحان کنم و مسئولیت یک تیم را بر عهده بگیرم.
* در ماههای اخیر شرایط متفاوتی داشتید. ابتدا بحث سرمربیگری ذوبآهن و ادامه حضورتان در این تیم مطرح بود، اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و بعد به تراکتور رفتید. درباره این موضوع صحبت میکنید؟
تا آخرین لحظه احتمال ادامه حضورم روی نیمکت ذوبآهن مطرح بود و واقعا این انتظار وجود داشت که همکاری شکل بگیرد، اما در نهایت شرایط به شکلی پیش رفت که این اتفاق نیفتاد. بعد از آن نیز دو، سه پیش نهاد برای همکاری داشتم و در نهایت تصمیم گرفتم تراکتور را انتخاب کنم.

* چه اتفاقی افتاد تصمیم به جدایی از تراکتور گرفتید؟
در تراکتور هم بعد از اتفاقاتی که برای آقای ربیعی افتاد که جا دارد از اعتماد ایشان تشکر کنم، هم باشگاه و هم آقای نکونام خواستند در کنار کادر فنی بمانم و کمک کنم و من هم با احترام پذیرفتم. مدتی در کنار تیم بودم و صبر کردم تا کادر فنی جدید و ساختار مجموعه کامل شود، اما وقتی کادر تکمیل شد، احساس کردم زمان مناسبی است که جدا شوم و مسیر خودم را ادامه بدهم.
* آیا مشکلی با جواد نکونام داشتید که جدا شدید؟
به شخصه برای باشگاه تراکتور و جواد نکونام احترام زیادی قائلم و رابطه دوستانهای هم با ایشان دارم. جدایی هم به هیچ عنوان از جنس اختلاف یا دلخوری نبود؛ بیشتر یک تصمیم حرفهای بود، چون احساس کردم در این مقطع باید بیشتر برای هدف اصلی خودم، یعنی فرصت سرمربیگری، تلاش کنم.
* بیشتر توضیح می دهید؟
میدانید که سالهاست در فوتبال بهعنوان دستیار فعالیت داشتم و کسب تجربه کردهام. طبیعتا در شرایط فعلی اولویت و علاقه شخصیام این است که فرصت سرمربیگری داشته باشم و بتوانم یک تیم را با تفکرات و مسؤولیت خودم هدایت کنم. به عبارت بهتر سالهای دستیاری مثل یک دانشگاه بود و از نظر کار فنی، طراحی تمرین، شناخت بازیکن، مدیریت تیم و شرایط مسابقه تجربه زیادی به دست آوردهام و احساس کردم شانس خودم را بهعنوان نفر اول کادر فنی و سرمربی امتحان کنم. اولویتم طبیعتا سرمربیگری است، اما فوتبال حرفهای است و شرایط و پروژهها متفاوت هستند. بنابراین، هر پیشنهاد مناسبی را با نگاه حرفهای بررسی میکنم.
* پس از قطع همکاری با تراکتور، بازیهای این تیم را دنبال کردید؟
نه فقط تراکتور، بلکه تمام مسابقات لیگ برتر را از ابتدای فصل تا هفته هفتم را دوباره به دقت نگاه کردم و حتی در این تعطیلی در کنار مسابقات تیم ملی و لیگ ملتهای اروپا، برخی دیدارهای تدارکاتی تیمهای لیگ برتر و لیگ یک در تهران را از نزدیک دیدم تا در جریان شرایط باشگاههای مختلف باشم.
* از این بحث که بگذریم، به تیم ملی میرسیم که پس از دو شکست در فیفادی برابر تیمهای ازبکستان و روسیه مورد انتقاد فراوانی قرار گرفته و منتقدان به شدت علیه امیر قلعهنویی موضع گرفتهاند که باتوجه به حضور چند ساله شما در کنار قلعهنویی در عرصه باشگاهی، میخواهیم نظر شما را در این ارتباط بدانیم؟
به نظرم باید منصفانه درباره تیم ملی صحبت کنیم. اینکه مردم نسبت به بعضی انتخابها یا بازی کردن بعضی بازیکنان انتقاد داشته باشند، طبیعی است. شکی وجود ندارد و معتقدم تیم ملی در بعضی مقاطع میتوانست تصمیمات متفاوتی بگیرد و شاید به بعضی بازیکنان جوانتر فرصت بیشتری داده شود، اما در کنار این انتقادها باید شرایطی را که تیم ملی در مقطع قبل و در جریان جام جهانی داشت هم در نظر بگیریم. آمادهسازی تیم تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گرفت و طبیعتا تیم نتوانست آن آمادهسازی ایدهآلی را که برای حضور در یک تورنمنت بزرگ لازم است داشته باشد. با این حال، با توجه به همان شرایط، به نظرم عملکرد و نتایج تیم ملی قابل قبول و قابل دفاع بود و نباید این بخش از واقعیت را نادیده گرفت و شاید اگر یک سرمربی خارجی مقابل بلژیک و مصر آن طور بازی میکرد و نمیباخت، نوع رفتارها متفاوت بود!

* شما با این جمله می خواهید از عملکرد امیر قلعهنویی و تیمش در جام جهانی دفاع کنید؟
حرفهایم به این معنی نیست که تیم هیچ ایرادی نداشته یا نباید نقد شود. اتفاقاً از دل همین مسابقات باید نقاط ضعف را پیدا کرد و قبول کرد ایراد وجود داشته و برای جام ملتها برطرف کرد. با توجه به شناختی که از آقای قلعهنویی و تفکرات فنیشان دارم، فکر میکنم برای جام ملتها ایدههایشان را بیشتر و کاملتر در تیم پیاده خواهند کرد. به نظرم آنجا تیم ملی میتواند بیشتر شبیه تیمی باشد که خودش در ذهن دارد. پیش بینی میکنم در بعضی انتخابها هم تغییراتی ایجاد خواهد شد و بازیکنان جوانتر و باکیفیت میتوانند فرصت بیشتری پیدا کنند. فکر می کنم باید هم فرصت داد و هم نقد کرد چون این دو موضوع منافاتی با هم ندارند.
اگر تیم ایرادی دارد، باید گفته شود، اگر انتخابی قابل نقد است، باید دربارهاش صحبت کرد، اما در نهایت باید به کادر فنی فرصت داد که از تجربیات گذشته استفاده کند و تیمی را که مدنظر دارد برای جام ملتها آماده کند. احساس می کنم تیم ملی ایران با آقای قلعهنویی در جام ملتهای آسیا موفق خواهد شد. البته اگر اصلاحات درست و هوشمندانه که مدنظر هست، انجام شود.
* تیم ملی ایدهآل از نگاه جلال امیدیان چه تیمی است؟
مهم این است که تیم ملی در هر سه فاز بازی هویت مشخصی داشته باشد؛ وقتی توپ را در اختیار دارد، وقتی توپ را از دست میدهد و وقتی در فاز دفاعی قرار میگیرد. در بعضی بازیهای جام جهانی، بهخصوص بعد از بازیهای نیوزیلند، به نظرم ساختار 1-2-4-3 شکل بهتری پیدا کرد و تیم نظم بیشتری داشت، اما خود سیستم به تنهایی تعیینکننده نیست. مهم این است که پرس تیمی هماهنگ باشد، فاصله خطوط حفظ شود، نفر دوم و سوم در پرس به موقع حمایت کنند و تیم بعد از از دست دادن توپ واکنش مناسبی داشته باشد که این موارد در جام جهانی و در دو بازی با مصر و بلژیک و گاها نیوزیلند دیده شد. به نظرم اگر این جزئیات در کنار انتخاب درست بازیکنان قرار بگیرد، تیم ملی میتواند در جام ملتها تیم باکیفیتتری باشد.
* شما هم معتقدید جوانگرایی در این تیم ملی ضروری است؟
اگر بازیکن جوان کیفیت لازم را داشته باشد، نباید صرفاً بهخاطر سنش از تیم ملی دور بماند. به نظرم در مسیر جام ملتها باید بازیکنانی که در لیگ عملکرد خوبی دارند بیشتر دیده شوند. در عین حال تجربه بازیکنان بزرگ هم برای تیم ملی ضروری است. مسئله، پیدا کردن تعادل بین تجربه و جوانی است. اگر این اتفاق درست انجام شود، هم تیم برای جام ملتها قویتر میشود و هم پشتوانه بهتری برای سالهای آینده تیم ملی خواهیم داشت.
* از تیم ملی بزرگسالان که بگذریم، به تیم فوتبال امید ایران میرسیم. ارزیابی شما از شکست فاجعهآمیز 4 بریک مقابل کره شمالی و حذف تیم امید ایران در مرحله گروهی بازیهای آسیایی 2026 ناگویا چیست؟
تیم امید، فقط یک تیم نتیجهگرا نیست. این تیم باید علاوه بر نتیجه، بخشی از مسیر آمادهسازی بازیکنان برای تیم ملی بزرگسالان هم باشد. تیم امید باید هویت فنی مشخصی داشته باشد. باید بدانیم وقتی توپ را داریم چه میخواهیم، وقتی توپ را از دست میدهیم چه واکنشی داریم و در فاز دفاعی چگونه میخواهیم فضاها را کنترل کنیم؛ بهخصوص در پرسینگ. فقط اینکه مهاجم اول برود، پرس کند کافی نیست. نفر دوم باید حمایت کند، خطوط باید بههم نزدیک باشند و تیم بعد از از دست دادن توپ واکنش سریع و هماهنگ داشته باشد. این جزئیات در رده امید خیلی مهم است و در این بازیها دیده نشد چون بازیکن باید از همین مرحله با اصول مشخص وارد فوتبال حرفهای شود. معتقدم یکی از مهمترین وظایف تیم امید، ساختن بازیکن برای تیم ملی بزرگسالان است. اگر بازیکنی در تیم امید رشد کند و بعد بتواند به تیم ملی بزرگسالان برسد، آن وقت میتوان گفت این تیم کار خودش را درست انجام داده است.
* پس شما معتقدید نتیجه در تیم امید مهم نیست؟!
نتیجه مهم است، اما نباید همه چیز را فقط با نتیجه سنجید. باید ببینیم چه بازیکنانی ساختهایم، چه هویتی به تیم دادهایم و آیا بازیکنان بعد از حضور در تیم امید از نظر فنی و شخصیتی آماده ورود به سطح بالاتر و کمک به تیم بزرگسالان شدهاند یا نه؟
* در پایان بگویید که اگر پیشنهاد دوبارهای برای سرمربیگری در لیگ برتر داده شده، دوباره به کارتان برمیگردید؟
از برنامه و اهداف صحبت کردم، اما عجلهای ندارم. سعی میکنم کارم را ادامه بدهم، شرایط فوتبال را دنبال کنم و وقتی فرصت مناسب ایجاد شد، بتوانم از آن استفاده کنم. فوتبال زمان خودش را دارد و مهم این است که وقتی آن فرصت رسید، آماده باشید.