ندای لرستان - آرمان امروز / «ایران و انتخابات کنگره» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم حسن بهشتی پور است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
برای ایران، نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا باید با دقت نهادی خوانده شود. از دستدادن اکثریت کنگره به این معنا نیست که ترامپ تا پایان دورهاش ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹، تقریباً اول بهمن ۱۴۰۷فاقد امکان اقدام در برابر ایران خواهد بود. سیاست خارجی و امنیتی آمریکا بخش مهمی از خود را از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و نظامی رئیسجمهور میگیرد.
اما این گزاره نیز نادرست است که بدون اکثریت دوسوم، کنگره هیچ ابزار مؤثری برای محدودسازی ندارد. اکثریت در یک یا هر دو مجلس میتواند از راه کنترل بودجه و شروط هزینهکرد، تحقیق و احضار، فشار رسانهای، قانونگذاری، تأخیر یا رد برخی انتصابات و شکلدهی به هزینه سیاسی اقدامات دولت اثر بگذارد. دوسوم عمدتاً برای عبور از وتوی رئیسجمهور لازم است، نه برای همه اشکال نظارت یا اعمال فشار نهادی. نمونه تاریخی روشن این ظرفیت، تصویب قانون CAATSA در سال ۲۰۱۷ است که کنگره با اکثریتی کمتر از دوسوم و حتی در نبود همراهی کامل کاخ سفید چارچوب تحریمی الزامآوری علیه ایران، روسیه و کره شمالی وضع کرد؛ این نمونه نشان میدهد که کنترل کنگره، حتی بدون اکثریت مطلق، میتواند مسیر سیاست ایران را محدود یا شکل دهد.
همچنین باید میان روز انتخابات و انتقال واقعی قدرت تفکیک کرد. کنگره جدید در ۳ ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود؛ بنابراین از نوامبر تا آغاز کنگره تازه یک دوره انتقالی وجود دارد. پس از آن نیز میزان اثرگذاری کنگره بر ایران وابسته به ترکیب هر دو مجلس، انسجام حزبی، نوع اقدام دولت، مبنای قانونی آن و فضای افکار عمومی خواهد بود. نتیجه دقیقتر این است: شکست جمهوریخواهان میتواند هزینه و محدودیت اقدامات دولت را افزایش دهد، اما بهتنهایی تضمینکننده تغییر فوری یا بنیادی در سیاست ایران نیست.
انتخابات ۲۰۲۶ را باید همهپرسی ساده درباره ترامپ ندانست؛ این انتخابات آزمون همزمان اقتصاد، عملکرد دولت در بحران خارجی، قطبیشدن سیاسی، کارآمدی سازمانهای حزبی و قواعد نهادی آمریکا است. دادههای موجود برای دموکراتها فرصت واقعی و نسبتاً محتملتر در مجلس (با آستانه پایینتر سه کرسی) و مسیر دشوارتر اما ممکن در سنا (با آستانه چهار کرسی) ترسیم میکنند. با این همه، پیشبینی معتبر باید به جای اتکا به یک نظرسنجی، یک مدل یا حتی یک بازار پیشبینی، بر همگرایی شاخصهای ملی و محلی استوار باشد.
برای ایران، متغیر تعیینکننده نه صرف نتیجه پیروزی یک حزب، بلکه نوع آرایش قدرت میان کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا و توان هر کدام برای تبدیل ترجیح سیاسی به سیاست عملی است.