سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله کیهان/ جنگ چرا آغاز شد؟ چگونه تمام می‌شود؟

سرمقاله کیهان/ جنگ چرا آغاز شد؟ چگونه تمام می‌شود؟
ندای لرستان - کیهان/ «جنگ چرا آغاز شد؟ چگونه تمام می‌شود؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ۱) دشمن چگونه به ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - کیهان / «جنگ چرا آغاز شد؟ چگونه تمام می‌شود؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
۱) دشمن چگونه به این جمع‌بندی موهوم رسید که می‌تواند ایران را به زانو درآورد؟ چه عواملی موجب شد مقامات آمریکایی، توانمندی‌های ایران را دست کم بگیرند و دچار اشتباه محاسباتی شوند؟ قبل از جنگ، این اِدراک غلط در دولت آمریکا ایجاد شد که ایران، تاب‌آوری لازم را ندارد و ظرف دو-سه روز یا حداکثر چهار تا شش هفته تسلیم می‌شود اما روند خیره‌کننده میدان، این تصوّر را ابطال کرد. مشورت‌های گمراه‌کننده و نادرست که بر زبان برخی مدیران ما جاری شد، نقش تعیین‌کننده‌ای در خطای محاسباتی دشمن داشت و باید حلقه‌های تصمیم‌سازی معیوب پالایش شود.
۲) ابتدا برخی ارزیابی‌های آمریکایی-غربی را درباره روند جنگ مرور کنیم:
- ترامپ: هر کس دیگری بود، تا حالا تسلیم شده بود. اما ایرانی‌ها تسلیم نشده‌اند. آنها سرسخت هستند. ایران همیشه قادر است در تنگه‌هرمز شلیک کند یا مین کار بگذارد. هیچ‌کس نمی‌خواهد کشتی چند میلیارد دلاری‌اش را به خطر بیندازد.
- آتلانتیک: اصلی‌ترین خطای دولت ترامپ، عدم درک و غافلگیری درباره میزان تاب‌آوری ایران بود. آنها تصور می‌کردند افزایش فشارها می‌تواند ایران را مجبور به عقب‌نشینی کند. ترامپ در یک باخت متوالی قرار دارد.
- گاردین: ترامپ که روحیات ایرانیان را نمی‌شناخت، به ناامیدی و سردرگمی افتاده است. ایرانی‌ها کسانی نیستند که زانو بزنند. جنگی که ترامپ آن را «گشت‌وگذار کوچک» نامید، شش ماه طول کشیده است.
- اسکات مورفیلد، افسر پیشین سیا: جنگ ایران فقط بزرگ‌ترین اشتباه محاسباتی دوران ترامپ نیست؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین خطاهای راهبردی در تاریخ آمریکاست. واشنگتن، توان ایران را دست‌کم گرفت و حالا
گیر افتاده است.
- استفان والت، استاد دانشگاه هاروارد: آمریکا جنگ را باخته است و پایان آن، صرفاً مستلزم امتیازدهی به ایران است.
- نیوزویک: ایران با داشتن دست برتر و کسب پیروزی کامل، در پی تحمیل شروط خود به آمریکاست.
- فارن افرز: جنگ با ایران، میخ آخر بر تابوت قرنِ آمریکایی بود.
- اکونومیست: این کاخ سفید، گورستان راهبردهای کلان است.
- سی‌ان‌ان: ترامپِ خسته از جنگ، تنها یک راه فرار دارد؛ پذیرش درآمد ایران از تنگه‌هرمز.
- گلن دیسن، تحلیلگر آمریکایی: ایرانی‌ها بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان را شکست دادند. این واقعیت نه فقط برای خاورمیانه، بلکه برای جهان شوک‌آور است و همه باید خود را با آن تطبیق دهند.
۳) هیچ‌کس نمی‌تواند منکر تأثیرات مخرب جنگ و محاصره باشد. همه مدیران را هم نمی‌شود به یک چوب راند. فراوانند مدیرانی که در دولت یا خارج از دولت، با اراده و امید و تدبیر کوشیده‌اند فشارهای دشمن را مهار کنند و باید به همه آنها خدا قوت گفت. در مقابل باید بررسی کرد که ادبیات انفعال و ناتوانی، چقدر در رسیدن دشمن به تصور «مطلوبیت گزینه جنگ» و ترغیب او به خیانت در وسط مذاکرات مؤثر بوده؟ یا چقدر در عهدشکنی‌های پیاپی در ماجرای آتش‌بس و تفاهم‌نامه نقش داشته است؟ ثانیاً همین ادبیات نابه‌جا، پس از این چقدر می‌تواند دشمن درمانده را شارژ کند؟
۴) نُه ماه، از اظهارات نسنجیده یک دولتمرد درباره تخلیه تهران می‌گذرد. حتماً تنش آبی در کشور ما همانند کشورهای دیگر منطقه (و حتی اروپا) مسئله مهمی است که باید برای آن تدبیر کرد اما چاره‌جویی، غیر از هراس‌افکنی است. مقام دولتی ۱۵ آبان ۱۴۰۴ گفته بود: «اگر تا آذر ماه در تهران باران نبارد، باید آب را جیره‌بندی کنیم؛ اگر باز هم نبارید، باید تهران را خالی کنیم»!
۵) نُه ماه پس از آن سخنان درباره تخلیه قریب‌الوقوع تهران، در متن واقعیت، خبری از تصویر سیاه ساخته شده نیست و باید بررسی کرد که چه کسانی این مشورت سیاه را - آن هم در میانه جنگ تحمیلی - ارائه کردند؟ آن اظهارات ناپخته، موجب واکنش‌های اعتراضی بسیار حتی در میان حامیان دولت شد:
- غلامحسین کرباسچی: تخلیه تهران شبیه شوخی است، اصلاً معنا ندارد. من نمی‌دانم منظور آقای [...] از طرح این موضوع چیست؟
- مصطفی‌ هاشمی‌طبا: حرف [...] درباره خالی کردن تهران منطق ندارد. من فکر می‌کنم همکاران به ایشان اطلاعات و توصیه‌های غلط می‌دهند. آب، نیاز به مدیریت دارد و با تخلیه کردن، مشکلی حل نمی‌شود.
- عبدالله رمضان‌زاده: کارشناسان می‌گویند هدررفت ناشی از پوسیدگی شبکه توزیع، ۱۵ تا ۲۰ درصد است. فوراً به اصلاح شبکه بپردازید. سخن از تخلیه تهران، شوخی ناچسبی است.
- حسین سلاح‌ورزی: عده‌ای گفتند [...] حرف دل متخصصان را زده. عده‌ای دیگر اما نشانه شتاب‌زدگی و بی‌برنامگی دانستند؛ گویی به جای آنکه فرمان اقدام بدهد، فرمان اضطراب صادر کرده است... گفتنِ درست کافی نیست؛ باید زمان، لحن و زمینه‌اش هم درست باشد. از بحران گفتن باید با برنامه‌های ملموس همراه باشد. صداقت، اگر تنها به بیان بحران محدود شود، بی‌آنکه نقشه‌ای برای عبور از آن ارائه دهد، ناخواسته به حس درماندگی دامن می‌زند.
۶) انتقادهای گسترده موجب شد تا سخنگوی دولت در توجیه ماجرا بگوید: «گاهی ممکن است جملاتی وجود داشته باشد که در شنونده این احساس را ایجاد کند که واقعاً باید خالی کنیم. منظور [...] درباره تخلیه تهران اشتباه فهمیده شده و نباید به‌طور لفظی تعبیر شود. شاید در شنونده این‌طور القا شود که واقعاً باید خالی کنیم، ولی این‌طور نیست. تصمیمی اجرائی برای تخلیه پایتخت وجود ندارد. صحبت‌ها از جنس هشدار و افزایش آگاهی عمومی بوده است». همچنین معاون اجرائی رئیس‌جمهور توضیح داد: «هدف این بود که درباره تأمین آب هشدار دهیم. با این حال، مسئله تخلیه تهران در دستور کار نیست. مردم می‌توانند با کاهش مصرف، تأثیر قابل توجهی در حل مشکل داشته باشند». متأسفانه با وجود این تجربه تلخ، تکرار برخی اظهارات نسنجیده، دشمن‌شادکن و بعضاً ضدکارشناسی از سوی برخی مدیران ادامه دارد و برای کشور هزینه در بر داشته است. این در حالی است که دولت هر جا همت و تدبیر به خرج داده، توانسته از چالش‌ها عبور کند.
۷) از دیگر عوامل سوءمحاسبه دشمن، پالس‌های نابجا و نابهنگام مذاکره است. این پالس‌ها به دشمن امکان می‌دهد تا بازارهای ملتهب جهانی یا آمریکایی را که پا بر گلویش گذاشته‌اند و توقف فوری جنگ و محاصره را برای بازگشایی تنگه‌هرمز مطالبه می‌کنند، آرام کند و سپس، فشار و تهدید بی‌رمق شده را از سر بگیرد. سیگنال‌های نابجا، آن هم پس از پنج بار شرارت و عهدشکنی ترامپ (برجام، شبیخون نظامی در حین دو دور مذاکره، آتش‌بس و تفاهم‌نامه) بر خلاف ادعای قائلان مذاکره، نه تنها صلح‌طلبی نیست، بلکه موجب احیای دوباره تهدیدها می‌شود. سایه جنگ را باید با تداوم اراده مقاومت عقب راند و محاصره را با ایراد ضربات متقارن و نامتقارن شکست. در غیر این صورت، هر چند ماه یک بار باید شاهد شرارت تازه دشمن باشیم که به خاطر زمزمه‌های سازش‌طلبانه، دچار سوءمحاسبه می‌شود.
۸) منطقاً، فلان مقام ارشد دولت با وجود حجم بالای مشغله‌ها و مسئولیت‌ها، شخصاً پای شبکه ایکس نمی‌نشیند و توئیت نمی‌زند. بنابراین باید پرسید این توئیت، دو هفته قبل از سوی چه کسانی پخت و پز و منتشر شد: «تفاهم‌نامه، مرکز ثقل روابط خارجی ما در آینده خواهد بود». تفاهم‌نامه‌ای که همانند «برجام، دو توافق قبل از حملات خرداد ماه و اسفند ماه آمریکا، و توافق آتش‌بس»، توسط دولت آمریکا پایمال شده و از همان روزهای آغازین اجرا، توسط ترامپ به عنوان «یک تکه کاغذ قابل نقض» معرفی گردید، چگونه می‌تواند مرکز ثقل روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران باشد؟!
منطق درست و مبتنی بر واقعیت، همان است که رهبر عزیز انقلاب، ۲۷ تیر ۱۴۰۵ بیان فرمودند: «نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهم‌نامه امضا شده بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیس‌جمهور آمریکا چقدر بی‌ارزش و نامعتبر است و زورگویی، تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی می‌باشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهره واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربه تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیرقابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد».
۹) کشور ما قبل از دولت فعلی، دو تجربه مدیریتی متفاوت را تجربه کرد که یکی تبدیل به عبرت و دیگری الگو شد. منطقاً امروز نباید عبرت گذشته را از نو تکرار کرد. برخی مدیران وقت، بعد از به بن‌بست خوردن توافق برجام، وانمود می‌کردند که بدون مذاکره و توافق دوباره (با اوباما، ترامپ و بایدن) امکان اداره کشور وجود ندارد. برخی از آنها طوری مدیریت کردند که به مردم فشار بیاید و همه شیرفهم شوند که کشور بدون برجام و FATF و مذاکره اداره نمی‌شود. به نظر می‌رسد این طیف، امروز هم اصرار دارند با قفل کردن کارها و عدم پاسخگویی به مردم و رسیدگی به مشکلات قابل حل، چنین جا بیندازند که بدون مذاکره و توافق به هر قیمت، نمی‌توان مشکلات را حل کرد! شبکه رسانه‌ای و سیاسی آلوده اصرار دارند در پوشش عنوان غلط‌انداز و دروغین «صلح شرافتمندانه»، به مردم و نظام بقبولانند که استفاده از اهرم بازدارنده تنگه‌هرمز، اشتباه است و چاره کار، تسلیم شدن در مقابل زیاده‌خواهی‌های دشمن سیری‌ناپذیر و غدّار است!
۱۰) پیشینیان این طیف نفوذزده -و بعضاً بی‌کفایت-، در اواخر دولت آقای روحانی گفتند که قادر نیستند حتی یک قطره نفت بفروشند، خزانه خالی است، واکسن کرونا سوهان قم نیست و تا مشکلات با آمریکا حل نشود، هیچ کاری نمی‌شود کرد! آنها وعده کرده بودند همه تحریم‌ها را یک‌جا لغو کنند، اما دو برابر کردند. ادعا کردند چنان جیب مردم را سرشار از درآمد می‌کنند که بی‌نیاز از پول ناچیز یارانه باشند اما تورم ۵۰ درصد را سر سفره مردم آوردند. با وعده‌ای دروغین، هم چرخ سانتریفیوژها را از کار انداختند و هم چرخ ۸۰۰۰ کارخانه را. معدل رشد اقتصادی در این دوره ۸ ساله، به ۶ دهم درصد (نزدیک به صفر) سقوط کرد و رکود تورمی بر اقتصاد غالب شد.
۱۱) در این دوره، تراز خزانه منفی شد و رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور، در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۰ در پاسخ درخواست بودجه از سوی رئیس سازمان برنامه و بودجه، از قول مافوق خود نوشت: «همه موجودی خزانه بر اساس درخواست‌های جناب‌عالی تخلیه شده است؛ موجودی وجود ندارد». معاون اول و دیگر اعضای دولت آقای روحانی، در اولین جلسه پس از انتخاب آیت‌الله رئیسی، گزارش دادند که خزانه خالی است و قادر نیستند حقوق سر ماه کارمندان دولت را بدهند. آقای جهانگیری در همان جلسه گفته بود: «آقای رئیسی در شرایطی مسئولیت اداره دولت را برعهده گرفته که فشار آمریکایی‌ها و مسائل منطقه، بسیار سخت شده است. این شرایط کرونا، این شرایط خشکسالی؛ منابع کشور هم که ته کشیده است». وزیران نیرو و کشاورزی هم، گزارش‌هایی درباره ناترازی‌های برق و نبود بودجه ارزی ۳.۲ میلیارد دلاری برای واردات گندم و روغن ارائه کرده بودند.
۱۲) مدیران دولت «مذاکره و دیگر هیچ»، کاشته خود را درو کردند، اما این محصول شوم را به مقاومت کشور در برابر دشمن زورگو نسبت دادند. آنها ادعا کرده بودند «پالایشگاه‌سازی کثافت‌کاری است»، «به خاطر ۲۰۰ مگاوات برق زیر بار مافیای نیروگاه‌سازی نمی‌رویم»، «خودکفایی گندم مزخرف است» و «مسکن مهر مزخرف است... کار دولت مسکن‌سازی نیست». اما در عین حال، ناترازی‌های ناشی از سوءمدیریت خود را به تسلیم‌ناپذیری ملت نسبت می‌دادند!
۱۳) نوعِ این گزاره‌ها، دو سال بعد با روی کار آمدن آقای رئیسی باطل شد. دولت شهید رئیسی توانست صادرات نفت را بی‌اعتنا به تحریم‌ها و مذاکرات، از ۳۰۰ هزار بشکه به بیش از یک و نیم میلیون بشکه برساند، روابط غالباً مختل با همسایگان و شرکای تجاری را بازسازی کند، با واردات انبوه واکسن، کشور را از قتل‌عام روزانه
۷۰۰ نفری کرونا نجات دهد، خودکفایی را احیا و واردات ۸ میلیون تن گندم را متوقف کند، قطع گسترده برق در تابستان و زمستان را به شکل چشمگیری کاهش دهد،
۸ هزار کارخانه تعطیل و نیمه‌تعطیل را به چرخه تولید برگرداند، رشد اقتصادی
۵ درصد را به ثبت برساند و امید را به فضای کسب‌وکار و تولید برگرداند. ساخت بیش از ۲ میلیون و ۵۱۸ هزار واحد مسکونی در کمتر از سه سال به اجرا درآمد. فقط در آخرین سال دولت شهید رئیسی، ۱۱۰۰ پروژه عمرانی به ارزش بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به بهره‌برداری رسید.
۱۴) این، آزمون دو الگو بود. تفاوت مدیریت شهید رئیسی با ماقبل خود، آن قدر فاحش بود که نشریه آمریکایی فارن افرز، اواخر اسفند ۱۴۰۴ نوشت: «اختلاف رئیس‌جمهور فعلی ایران با سَلَف خود، چشمگیر است. سیاست خارجی بر بهبود روابط با منطقه و همسایگان، متمرکز شده، نه آمریکا و اروپا. رئیسی، اقتصاد ایران را وابسته نمی‌کند و اقتصاد مقاومتی مد نظر رهبر ایران را پیگیری می‌کند... ایران با باور اینکه واشنگتن بر پایه فریب و بی‌احترامی رفتار می‌کند، بر اهرم‌سازی اقتصادی و نظامی متمرکز شده است».


نظرات شما