دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله فرهیختگان/ مذاکرات برعکس

سرمقاله فرهیختگان/ مذاکرات برعکس
ندای لرستان - فرهیختگان / «مذاکرات برعکس» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سید مهدی طالبی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: روز گذشته (یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - فرهیختگان / «مذاکرات برعکس» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سید مهدی طالبی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
روز گذشته (یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶)، ژنو سوئیس شاهد برگزاری دومین نشست میان هیئت‌های عالی‌رتبه ایران و آمریکا پس از پایان جنگ رمضان بود. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ریاست هیئت ایرانی را برعهده داشت و در کنار وی، مقاماتی مانند سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی حضور داشتند. در طرف آمریکایی، جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ریاست هیئت را برعهده داشت و پس از او استیو ویتکاف، فرستاده رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور قرار گرفته بودند. از طرف پاکستانی، شهباز شریف، نخست‌وزیر و عاصم منیر، فرمانده ارتش خود را به سوئیس رسانده بودند تا در بالاترین سطح، از تلاش‌های میانجی‌گرانه خود در این مدت حفاظت کنند. کلیات این ترکیب مشابه نشست نخست در اسلام‌آباد است. نشست دوم که روز گذشته در ژنو برگزار شد، قرار بود مدتی قبل تحت‌عنوان اسلام‌آباد-۲ برگزار شود که اختلافات مانع از آن شد. به گفته اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و عضو تیم اعزامی، این نشست برای یک روز برنامه‌ریزی شده است. مهم‌ترین اتفاق مذاکرات یکشنبه تهدیدهای ترامپ علیه ایران بود که نقض فاحش بند دوم تفاهم نامه ۶۰ روزه به حساب می‌آمد؛ طبق این بند طرفین باید از تهدید یکدیگر خودداری کنند. در واکنش به سخنان ترامپ که شامل تهدید به جنگ و ترور می‌شد، هیئت ایرانی مذاکرات را متوقف کرد تا به گزینه‌ای مناسب برای پاسخ به وی برسد.
بازار
انتقال از پاکستان به سوئیس
انتقال گفت‌وگو‌ها از اسلام آباد، پایتخت پاکستان به شهر ژنو سوئیس عوامل متعددی دارد. یک عامل مهم لجستیک و حمل و نقل است. پیش از جنگ نیز مذاکرات از عمان در غرب آسیا به ایتالیا در اروپا منتقل شده بود. مدت زمان پرواز از واشنگتن به ژنو ۷.۵ ساعت و به اسلام‌آباد ۱۴ ساعت است که برای هیئت آمریکایی دشواری‌هایی دارد. از نظر لجستیکی، زیرساخت استقرار هیئت‌های سیاسی خاص و تیم‌هایشان در سوئیس فراهم‌تر است. عامل دیگر امنیت محل برگزاری است. ناامنی‌های مختلف پاکستان مانع از تداوم گفت‌وگو‌ها در آن می‌شد. در خصوص کشور‌های دیگر نیز مسائل زیادی وجود داشت. دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس یا اعضای اروپایی ناتو خود بخشی از منازعه بودند، اما سوئیس کشوری بی‌طرف است.
ونس- قالیباف
ایران خط قرمزی برای دیدار با شخص ترامپ دارد، اما ونس با توجه به وجود اخباری درباره مخالفت اولیه‌اش با جنگ، این‌گونه نیست. دستور ترور سردار سلیمانی و آغاز جنگ توسط ترامپ صادر شده، اما ونس نه در دولت اول حضور داشت و نه در دولت دوم، چهره‌ رادیکال خود را در رسانه‌ها بروز داده است. از طرف ایران به‌خاطر سطح مذاکرات، باید یکی از سران کشور در گفت‌وگو‌ها شرکت می‌کرد. از آنجا که مذاکرات در سطح رؤسای جمهور نیست، حضور رئیس‌جمهور منتفی بود. اگر قرار بر حضور هم رده‌ها بود، گزینه بعدی معاون اول رئیس‌جمهور بود. با این حال نوع فعالیت‌های رئیس‌جمهور و معاون اول دولت کنونی متفاوت از شرکت در مذاکراتی با مختصات کنونی است. با توجه به ورود رئیس مجلس به امور اجرایی از جنگ ۱۲ روزه، شخصیت مورد اعتماد و محکم وی و رضایت خاطر دولت مستقر، او به عنوان یکی از سران، رهبری گفت‌وگو‌ها را برعهده گرفت. حضور قالیباف در امور از دو دریچه قابل تفسیر است؛ شورای سران قوا متشکل از رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه و همچنین جایگاه دوم، شورای عالی امنیت ملی. مدیریت کشور در شرایط خطیر در قالب شورای عالی امنیت ملی عمل می‌کند و حاکمیت برای ورود لاریجانی به این عرصه پس از جنگ ۱۲ روزه، وی را به سمت دبیری شورا منصوب کرده و شورای عالی دفاع را نیز ذیل ساختار شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادند.این مسئله نشان می‌دهد قالیباف به عنوان نماینده‌ای از اعضای اصلی شورای عالی امنیت ملی به عنوان اداره‌کننده امور کشور در مذاکرات حضور می‌یابد. شاید میان پست‌های قالیباف و ونس همتایی وجود ندارد؛ اما تناسب برقرار است. باید توجه داشت که مذاکرات پیش از این نیز قالبی غیرهمتایی به خود گرفته بود؛ از ایران وزیر خارجه در مذاکرات حضور داشت و از طرف آمریکا فرستاده ویژه رئیس‌جمهور به همراه مشاورش به گفت‌وگو‌ها می‌آمدند.
هیئت ایران
هیئت ایران متشکل از چهار تیم است؛ تیم تخصصی وزارت خارجه، تیم رئیس مجلس‌، تیم شورای عالی امنیت ملی و تیم دولت در قالب کمیته اقتصادی که ریاست آن برعهده رئیس کل بانک مرکزی بوده و رئیس شرکت ملی نفت در آن عضویت دارد؛ این تیم‌ها شامل مقامات‌، مشاوران و کارشناسان در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی هستند که از بازوی رسانه‌ای بهره می‌برند. این تیم با تیم اعزامی برای مذاکرات برجام تفاوت اساسی دارد که دلیل آن تفاوت حوزه‌هاست. برجام متمرکز بر قضیه هسته‌ای بود. علاوه بر تیم وزارت خارجه، تیم سازمان انرژی اتمی به ریاست علی‌اکبر صالحی، رئیس وقت حضور داشت و رئیس‌جمهور، به ویژه برای اطلاع از امتیازات اقتصادی حاصل از مذاکرات، برادر خود را به‌عنوان نماینده‌اش به گفت‌وگو‌ها اعزام می‌کرد. از این رو ترکیب برجام متشکل بود از تیم وزارت‌ خارجه، در حدی بسیار محدودتر تیم سازمان انرژی اتمی و سوم، برادر رئیس‌جمهور به عنوان نماینده وی. تعداد موضوعات و سطح کلی مذاکرات کنونی از برجام وسیع‌تر بوده و به همین دلیل تیم مذاکره‌کننده اعضای بیشتری دارد.
استفاده منعطف از تنگه
با تداوم نقض بند اول تفاهم نامه ۶۰ روزه توسط رژیم صهیونیستی، ایران روز شنبه اعلام کرد تنگه هرمز مسدود شده است‌. ساعاتی بعد و بلافاصله، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دستور توقف عملیات نظامی و پیش روی در جنوب لبنان را صادر کرد. تهران نیز به‌مرور به کشتی‌ها اجازه عبور از هرمز را داد. ایران در برابر اقدامات مختلف دشمن از اهرم تنگه هرمز استفاده می‌کند. این امر به خودی خود فاقد اشکال است، زیرا این اهرم کارایی بالا و قاطعی دارد؛ اما تحولات، فضایی جدید ایجاد کرده که همان استفاده منعطف‌تر از تنگه است. در استفاده جدید لازم نیست تنگه به طور کامل و چند روزه مسدود شود، بلکه می‌توان آن را برای ساعاتی بست یا به جای انسداد کامل، ترافیک عبوری را کاهش داد. راه بعدی، عدم انسداد و کاهش ترافیک اما طولانی ساختن زمان عبور کشتی‌هاست.
میانجی‌گران
نشست سوئیس در قالب یک نشست چهارجانبه میان ایران، آمریکا، پاکستان و قطر انجام شد. قبل از این تنها پاکستان به طور مستقیم در گفت‌وگو‌ها حضور داشت. 
پیش از جنگ، عمان و قطر دو میانجی‌گری بودند که به شکل مستقل فعالیت می‌کردند؛ عمان مسیر قدیمی رد و بدل کردن پیام‌های هسته‌ای بود و قطری‌ها بر پرونده‌های منطقه‌ای و گروه‌های فعال متمرکز بودند که در سایه نگرانی از تبدیل قضیه هسته‌ای به جنگ، وارد ماجرا شدند. 
با وقوع جنگ، انتقادات صریح عمان از آمریکا باعث شد این کشور توسط واشنگتن کنار گذاشته شود. قطری‌ها نیز به دلیل استفاده آمریکا از خاک این کشور برای تهاجم به خاک ایران، وضعیت مناسبی نداشتند و تهران نیز متقابلاً ضرباتی به پایگاه‌ها و تأسیسات اقتصادی مرتبط با واشنگتن در قطر وارد کرده بود. با این حال قطری‌ها ادعا دارند درباره پایگاه‌های آمریکایی در خاک خود توانایی کار خاصی ندارند، از سوی دیگر آن‌ها به جای پیگیری مسیر تخاصم، درصدد کنترل منازعه هستند، زیرا زیان‌های آن را پیش‌بینی می‌کردند و در طول جنگ با آن مواجه شدند.
مسئولان دقت کنید
تفاوت نظرات و پویایی‌های صحنه داخلی یکی از نقاط قوت ایران است، اما باید برخی جوانب منفی آن را هم در نظر گرفت. در دوره مذاکرات برجام و در حین گفت‌وگو‌ها، رئیس‌جمهور وقت از خالی بودن خزانه و ربط داشتن آب شرب به تحریم صحبت می‌کرد. کسی منکر دست و پاگیری تحریم‌ها نبود و اساساً اجازه مذاکره برای همین صادر شد، اما لیست کردن، برشمردن و تکرارشان در حین گفت‌وگو‌ها کار درستی نبود؛ چه اینکه تلاش می‌شد با اشاره به تأمین آب شرب، مشکلات تحریم بزرگنمایی شود. این اتفاق در دوره کنونی به شکل سابق تکرار نشد، اما برخی سخنان می‌رفت تا شباهتی با آن دوره برقرار شود. صحبت از کمبود پول، زیان‌های جنگ، مبالغی که دولت به نیرو‌های مسلح پرداخت کرده آن هم در همان روز مذاکرات، نشانه‌ای از بی‌دقتی است.
2 دور گفت‌وگو
به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، مذاکرات روز گذشته شامل دو نوبت صبح و عصر بود که نوبت اول مختص مذاکره با میانجی‌گران و مذاکرات نوبت عصر، نشست میان چهار دولت بود. نشست جداگانه یا میانجی‌گران از آن رو اهمیت دارد که هرکدام مسئول بخش‌های خاصی از تفاهم‌نامه هستند. قطری‌ها احتمالاً بنابر نقش پیشین این کشور در انتقال منابع مالی بلوکه شده ایران و میانجی‌گری در خصوص لبنان، بر این موارد متمرکز هستند و پاکستان بر مسائلی مانند تنگه هرمز، محاصره دریایی و پرونده هسته‌ای.
هدف آمریکا و دورنما
اهداف آمریکا در مذاکرات رسیدن به نتایج حداکثری شامل بازگشایی بی قید و شرط تنگه هرمز، عدم غنی‌سازی و نابودی مواد غنی شده است. آمریکا با ناکامی از دست‌یابی به این نتایج در میز مذاکره، دو جنگ به راه انداخت. با ناکامی در جنگ رمضان، واشنگتن درصدد دستیابی به اهدافی است که قصد داشت با جنگ کسب کند؛ به عنوان نمونه اگر عملیات اصفهان با آن فضاحت شکست خورد و دشمن نتوانست به مواد غنی‌شده دست یابد، حالا قصد دارد با سهولت و در میز مذاکره به آن‌ها دسترسی پیدا کرده و این برگه را از دستان ایران خارج کند. به طور آشکاری ایران زیربار چنین شرایطی نمی‌رود چه اینکه با وجود روبه‌رو شدن با جنگ و تحمل خسارت‌ها، به دلیل مقاومت موفق و منطقه‌ای شدن جنگ، اعتماد به نفس بیشتری یافته است. پاسخ به حملات آمریکا در دوره آتش‌بس و اجرای عملیات نصر علیه رژیم صهیونیستی، این تحول را نشان می‌دهند. آمریکایی‌ها برای آنکه ایران را در میز مذاکره وادار به قبول شرایط خود کنند، اقداماتی انجام داده‌اند؛ تلاش برای فرسایش ابزار‌های راهبردی محور مقاومت مانند پیش بردن خلع سلاح در عراق، پیش روی رژیم صهیونیستی در لبنان و تلاش برای تقویت نیرو‌های نظامی در منطقه و حفظ سایه جنگ، از این مواردند. تهران متقابلاً کوشیده از فرسایش ابزار‌های مقاومت به ویژه در لبنان جلوگیری کرده و از سوی دیگر با اعلام آمادگی برای هرگونه درگیری دیگر، تهدیدها را بی‌اثر نشان دهد.
پرنده هسته‌ای
آمریکا عجله زیادی برای حل‌وفصل قضیه هسته‌ای در قالب توقف غنی‌سازی و خروج مواد هسته‌ای دارد، اما ایران با تغییر شرایط دنبال مسائل دیگری است که واشنگتن چاره‌ای جز حرکت در همان مسیر ندارد. فعلاً جنگ و انسداد تنگه هرمز مسائل مهم‌تری برای طرفین درگیری و دولت‌هاست و از این رو مسئله هسته‌ای اهمیت سابق را ندارد. برای جامعه جهانی باز شدن تنگه هرمز مسئله فوری است و هیچ دولتی کاری با غنی‌سازی ندارد‌. در منطقه نیز برای عربستان یا امارات مسئله تنگه مهم‌تر است. ایران هنگامی که برگه تنگه هرمز را در اختیار دارد که می‌تواند از آن برای امتیازگیری و تضمین در عرصه‌های متعددی استفاده کند و تمایلی به امتیاز دادن در حوزه هسته‌ای ندارد. آمریکا حوزه هسته‌ای را به صحنه‌ای نمادین تبدیل کرده و می‌خواهد با اقداماتی، نتایج پرونده هسته‌ای را به نتیجه جنگ پیوند بزند. در آخرین روز‌های جنگ، ترامپ با عملیات اصفهان برای خارج‌سازی اورانیوم‌ها قصد ساخت نمایش پیروزی برای پایان جنگ را داشت؛ همانگونه که اواخر جنگ ۱۲ روزه به سه مورد از تأسیسات هسته‌ای حمله کرد. ایران برای جلوگیری از ایجاد این صحنه و برعکس‌سازی‌اش، اعلام کرده فعلا وارد موضوع هسته‌ای نمی‌شود. علی‌رغم اعلام ایران، آمریکا با فشار‌ها و اقدامات مختلف و گنجاندن مسئله هسته‌ای در پیام‌هایی که به وسیله میانجی‌گران منتقل می‌کند، در حال امتحان شانس خود است. ایران تمام این پیام‌ها را بی‌جواب نگذاشته تا راه را بر بهانه‌جویی آمریکا ببندد، اما هیچ گفت‌وگوی عمیقی صورت نگرفته و قرار نیست پیش از حل‌وفصل باقی مشکلات، توافقی در حوزه هسته‌ای نهایی شود. آمریکایی‌ها روز گذشته رافائل گروسی، رئیس سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را بدون هماهنگی و خودسرانه به ژنو کشاندند تا او در موضوعاتی مانند نظارت بر برنامه هسته‌ای و اعلام مکان نگهداری مواد هسته‌ای گفت‌وگو‌ها را شروع کند که با مخالفت ایران، این امر صورت نگرفت.
عصبانیت ترامپ
ترامپ روز گذشته واکنشی عصبی نشان داد که احتمال دارد ناشی از یک رخداد مهم باشد. او به رئیس‌جمهور ایران هشدار داد و هیئت مذاکره‌کننده را به ترور تهدید کرد و خبر از احتمال آغاز مجدد جنگ داد. رئیس‌جمهور در جریان یک سخنرانی، صبح روز گذشته تأکید کرده بود: «ما از حق خود برای غنی‌سازی کوتاه نخواهیم آمد.»ترامپ در واکنش به این سخنان در مصاحبه با فاکس‌نیوز ضمن توهین به رئیس‌جمهور تهدید کرد اگر این موضع اصلاح نشود «بقیه کشور را تصاحب خواهیم کرد.» رئیس‌جمهور آمریکا همچنین تهدید کرد در صورت بستن تنگه هرمز، هیئت ایرانی نمی‌تواند به کشورش بازگردد. سیدمحمد مرندی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و یکی از اعضای سابق تیم ایرانی در خصوص واکنش عصبی ترامپ معتقد است اعلام انسداد تنگه هرمز- که باعث عقب‌نشینی آمریکا و رژیم در ادامه جنایاتشان در لبنان شد- عامل این عصبی‌شدن است. وی در ادامه توییتش آورده است: «‌تا صبح، ایران به تدریج تنگه را بازگشایی کرد. ترامپ اکنون تهدید‌های توخالی می‌کند تا اعتبار این بازگشایی را از آن خود کند - اما زمان‌بندی چیز دیگری می‌گوید.»
ممنوعیت تصویر
در اجلاس اسلام‌آباد، هیئت‌های دو کشور به شکل مستقیم مذاکره کردند، اما خبری از انتشار تصاویر نبود. این اتفاق به شکلی در ژنو تکرار شد. تیم ایرانی پیشنهاد دست دادن و عکس مشترک را رد کرد و قالیباف نیز پیش از حضور در سالن مذاکره، خواهان خروج دوربین‌ها و خبرنگاران شد تا تصویری از سالن در حین حضور هم‌زمان دو هئیت گرفته نشود‌. البته در این بین یکی از فیلم‌های منتشرشده پیش از حضور هیئت ایرانی و شخص قالیباف، نشان می‌دهد عراقچی برای مدت کوتاهی وارد سالن شده با نخست‌وزیر پاکستان صحبت کوتاهی انجام داده و بدون توجه به هیئت آمریکایی از سالن خارج می‌شود.
راز هواپیمای معراج
قالیباف و هیئت همراه مانند مذاکرات اسلام‌آباد به وسیله یک فروند ایرباس ای-۳۴۰ شرکت هواپیمایی معراج به سوئیس رفته‌اند. دولت در ناوگان تشریفات خود یک فروند آی-۳۴۰ و دو فروند ایرباس از سری ۳۲۰ دارد.سری ۳۲۰ کوچک‌تر و با برد کمتر است، اما هیئت اعزامی شامل مقامات، کارشناسان، تیم رسانه‌ای و خبرنگاران است که نفرات زیادی را دربر می‌گیرد. در خصوص ایرباس ای-۳۴۰ دولت چند احتمال وجود دارد؛ زمین‌گیر بودن به دلیل تحریم‌ها و مشکل در تأمین قطعات، اعزام به خارج از کشور برای در امان ماندن از حملات دشمن یا آسیب دیدگی در جنگ. به نظر می‌رسد مشکل اصلی تأمین قطعات و غیرعملیاتی بودن این هواپیماست. باید توجه داشت ایرباس ای-۳۴۰ هواپیمایی معراج پیش از این جزء هواپیما‌های مورد استفاده سران و مسئولان بوده است. در برخی کشور‌ها معمول است که از هواپیما‌های دولتی حمل سران برای امور تجاری استفاده شده و در زمان نیاز دولتمردان، این هواپیما به وظیفه اصلی خود باز می‌گردد.
لبنان، اولین و اصلی‌ترین موضوع
به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه و اعلام معاون دفتر اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور، لبنان اولین و اصلی‌ترین موضوع گفت‌وگوهاست. این امر ناشی از درک خاص ایران از اتفاقات لبنان است. نخست آنکه لبنان در بند نخست تفاهم‌نامه اولیه به عنوان موضوعی ضروری ذکر شده و اگر دشمن این بند را رعایت نکند، قطعاً خبری از رعایت دیگر بند‌ها نخواهد بود. دوم آنکه، هدف از پیش روی در جنوب لبنان ر‌هایی از مزاحمت مقاومت برای رژیم صهیونیستی و شمال سرزمین‌های اشغالی است تا تل‌آویو بتواند روی ایران تمرکز کند. بر این اساس ایران، تحولات لبنان را زمینه‌سازی برای جنگ آتی می‌داند و در صورت تداوم، مذاکره بی معنی خواهد بود. سخنگوی وزارت خارجه و مقامات ایرانی تأکید کرده‌اند طبق بند اول تفاهم‌نامه که صراحت دارد قلمرو لبنان نباید در اشغال هیچ طرف بیگانه‌ای باقی بماند. بر این اساس، رژیم نه تنها باید جنگ را متوقف کند که در پایان ۶۰ روز، از جنوب لبنان به طور کامل خارج شود. 


نظرات شما