چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله فرهیختگان/ جهاد سازندگی الگوی الهام‌بخش تولید و آبادانی ایران

سرمقاله فرهیختگان/ جهاد سازندگی الگوی الهام‌بخش تولید و آبادانی ایران
ندای لرستان - فرهیختگان / «جهاد سازندگی الگوی الهام‌بخش تولید و آبادانی ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم محسن باقری که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - فرهیختگان / «جهاد سازندگی الگوی الهام‌بخش تولید و آبادانی ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم محسن باقری که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
اوضاع کشور نابسامان بود. هیاهوی انقلاب بعد از اخراج رژیم ستم‌شاهی فروکش کرده بود و باید در میدان کاری و حرکتی انجام می‌شد. روستاها معمولاً در نظر گرفته نمی‌شدند یا در آخر دیده می‌شدند. اما در این نهضت مردمی قضیه فرق می‌کرد، البته سروسامان دادن به روستاها با کارهای معمولی و اداری به نتیجه نمی‌رسد. سال‌ها بی‌توجهی به روستاها و کشاورزان و رنج‌دیدگان، زخم کهنه آن‌ها را ریشه‌دار کرده بود. نهضت داغشان را خنک کرد؛ ولی هنوز کامل التیام نیافته بود. مطالبه‌ای در فضای جامعه برای کمک‌رسانی شکل گرفته بود. در این شرایط، امام مردم، پیامی در فضای عمومی منتشر کردند که یکایک مردم را بیش‌ازپیش به حرکت واداشت: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت. ملتی که- بحمدالله- مهیا برای کمک و فداکاری بوده و هستند. با فداکاری ملت- بحمدالله- مراحلی را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم... ناچاریم که به ملت متوجه بشویم برای سازندگی... امروز ثوابی بالاتر از اینکه به برادرهای خودتان کمک کنید [نیست‏] و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادرهای خودتان نجات پیدا بکنند.» (صحیفه امام، ج‏۸: صص ۱۷۹ و ۱۸۰)
پس از آن بود که حرکت پیر و جوان، کوچک و بزرگ، قشرهای مختلف مردم و متخصصان برای ساخت ایران و تولید بسیج شد. ساختی که حاصل جوشش مردم در اطاعت از فرمان امام بود.
بازار
جهاد سازندگی خودش بود
جهاد سازندگی به فرمان امام راحل در 27 خرداد 1358 شکل گرفت. امام متناسب با شرایط آن روز و در خشت خام، با بلندبینی مبتکرانه خود، ضرورت چنین نهادی را با مؤلفه جهادی و مردمی تشخیص داد.برای سازندگی و جبران خرابی‌ها، راهی جز این وجود نداشت. سازوکاری برای میدان دادن به مردم داوطلب برای خدمت‌رسانی. ضرورت تشکیل جهاد صرفاً برای آن روزگار نبود و طبعاً پایان آن هم نباید به‌این‌ترتیب رقم می‌خورد؛ چراکه هنوز هم کارهای عقب مانده زیاد است. جهاد سازندگی یک نسخه منحصربه‌فرد بود. در مورد فرازوفرودهای جهاد صحبت‌های مختلفی بیان شده است. به نظر می‌رسد در یک جمله می‌توان گفت که جهاد سازندگی، نهادی برآمده از بطن انقلاب اسلامی ایران بود و آمده بود که با جنس ورود خودش مسئله سازندگی ایران را حل کند. نه اینکه ساختار اداری کشور اراده حل آن را نداشت! در توان این ساختار این حجم گسترده اقدامات نبود. مسئله از جایی شروع شد که برخی گمان کردند جهاد می‌تواند در قالب یک سازمان یا وزارتخانه مثل سایر سازمان‌ها باشد و تلاش کردند آن را در همین قالب بگنجانند. ابتدا این نهاد را به‌عنوان وزارت جهاد سازندگی شکل دادند و بعد آن را با وزارت کشاورزی ادغام کردند و متأسفانه به‌این‌ترتیب جهاد سازندگی منحل شد. در اینجا خوب است به برخی تفاوت‌های جهاد سازندگی با وزارت به‌اصطلاح جهاد کشاورزی اشاره شود:
1- جهاد سازندگی به فرمان امام و تحت‌نظر ایشان شکل گرفت. در نسبت بین امام امت و مردمی که با اطاعت از امام خود، تشنه خدمت و کار بودند؛ اما وزارت کشاورزی در ساختار دولتی شکل گرفت.
2- جهاد سازندگی با نقش‌آفرینی اقشار مختلف مردم شروع به کار کرد و تا مدت‌ها با همین ظرفیت ادامه یافت؛ اما وزارت کشاورزی در نظام کارمندی است که همیشه در کشاکش کمبود نیرو و بودجه است.
3- جهاد سازندگی در ساختاری انقلابی و منعطف فعالیت داشت؛ اما وزارت کشاورزی گرفتار ساختار بوروکراتیک است. وزارتخانه‌ای که در شرایط جنگ تعطیل است و در شرایط ناترازی انرژی در تابستان نیمه‌تعطیل، چگونه قرار است مشکل روستا و حتی کشاورزی را حل کند؟!
4- جهاد سازندگی نهادی فراحوزه‌ای برای سازندگی و پیشرفت منطقه‌ای بود. وزارت کشاورزی به‌صورت نقطه‌ای و تخصصی به مسائل می‌پردازد؛ مسائلی که همه باور داریم چندبعدی است و صرفاً فنی نیست.
5- جهاد سازندگی در کل پهنه سرزمینی و دورترین نقاط کشور فعال بود و به‌صورت میدانی تصمیم‌گیری و اقدام می‌کرد. اما وزارتخانه در محدودیت بودجه و نیرو است و تمرکز تصمیم‌گیری آن در پایتخت و نهایتاً مراکز استانی است.
6- جهاد سازندگی خودش سراغ آحاد کشاورزان و روستاییان در مناطق محروم می‌رفت؛ اما اکنون کشاورزان برای حل مسائل تولیدی خود به وزارت کشاورزی و اداره‌های آن مراجعه می‌کنند. 
7- جهاد سازندگی در مقام تربیت و تعالی، انسان‌های بزرگی همچون حسینعلی عظیمی را رشد و پرورش داد. اساساً فتح‌الفتوح جهاد همین انسان‌ها هستند که هنوز هم این چهره‌ها در دیگر ساختارهای کشور منشأ اثرند. وزارت کشاورزی اگرچه نیروهای خدوم و دلسوزی دارد؛ اما ظرفیت انسان‌سازی آن بسیار محدودتر است. طبعاً قصد نداریم جهاد سازندگی را الگوی بی‌نقص معرفی کنیم، کمااینکه همه می‌دانیم به‌لحاظ نحوه کار ایرادهایی به آن وارد است که در مسیر خود قابل‌اصلاح بود. سایر نهادهای انقلابی هم که در ساختار بوروکراتیک دولتی وارد نشدند، در مقایسه با سال‌های ابتدایی انقلاب تغییر و تحولاتی داشته‌اند؛ اما آیا روا بود که این «اصل جنس» به ثمن‌بخس و به بهانه «بهره‌وری» و عدم موازی‌کاری به تاراج برود؟!
نهضت سازندگی و تولید
بدین ترتیب بود که جهاد سازندگی به‌صورت یک نهاد مردمی با فرمان امام خمینی (ره) در خرداد ۱۳۵۸ تشکیل شد و از همان آغاز توانست خیل عظیم نیروهای دلسوز و جوان و نیز متخصصان متعهد را در رشته‌های گوناگون برای سازندگی و کشاورزی در مناطق مختلف کشور و به‌خصوص روستاها و بخش‌های محروم به‌خط کند. حال در میانه جنگ و با بعثت دوباره مردم، این ظرفیت عظیم باید در جهت تولید و آبادانی کشور مورداستفاده قرار بگیرد. این مسیر با الهام‌گرفتن از رویکرد جهاد سازندگی و تلاش در صحنه‌های مختلف اقتصادی - اجتماعی با مشارکت فعال مردم موردانتظار است. به عنایت الهی باتکیه‌بر نیروهای مردمی و جهادی و در ساختاری انقلابی و منعطف برای حل مشکلات و نهضت سازندگی و تولید در همه عرصه‌ها به‌خصوص کشاورزی و غذا، در بازه‌ای نه‌چندان طولانی می‌توان ایران قوی را ساخت.


نظرات شما