چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

چنگ شیطان بر سفره مردم

چنگ شیطان بر سفره مردم
ندای لرستان - خراسان /ترامپ در تازه ترین اظهارات خود به صراحت تحریم و محاصره اقتصادی را موثرتر از بمباران ایران عنوان کرده است. آمریکا چه در سر دارد و ما باید چه کنیم؟ در ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - خراسان /ترامپ در تازه ترین اظهارات خود به صراحت تحریم و محاصره اقتصادی را موثرتر از بمباران ایران عنوان کرده است. آمریکا چه در سر دارد و ما باید چه کنیم؟ 
در حالی که آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ و تنش‌های اخیر بر اقتصاد ایران سنگینی می‌کند، دونالد ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود جمله‌ای گفت که بیش از هر تحلیل دیگری ماهیت راهبرد واشنگتن را آشکار می‌کند: «تحریم ثابت کرده است که ابزاری بسیار مؤثرتر از بمباران است.» او حتی پا را فراتر گذاشت و مدعی شد اگر آمریکا بخواهد می‌تواند ایران را بمباران کند، اما چنین اقدامی هم تلفات انسانی خواهد داشت و هم ممکن است تنگه هرمز را برای ماه‌ها ببندد؛ معنای دقیق این اظهارات و راهبرد خروج از این وضعیت برای ایران چیست؟ 
ترامپ دلسوز ایرانیان؟
به گزارش خراسان، اظهارات ترامپ نشان می دهد به‌زعم او ترکیب فشار نظامی اولیه و سپس تحریم و محاصره اقتصادی ابزار کارآمدتری برای وادارکردن ایران به امتیازدهی است. در ظاهر ممکن است این سخنان نوعی پرهیز از جنگ و حتی دلسوزی برای مردم ایران تلقی شود، اما واقعیت چیز دیگری است. دولتی که در سال‌های گذشته سیاست «فشار حداکثری» را طراحی و اجرا کرده است و در جریان جنگ و تحریم، هزاران ایرانی قربانی سیاست‌های آن شده‌اند، ناگهان دلسوز مردم ایران نشده است. آنچه در این سخنان دیده می‌شود نه ترحم، بلکه اعتراف به ناکارآمدی جنگ مستقیم و تکیه بر راهبرد فرسایش اقتصادی است. به بیان دیگر، واشنگتن دریافته است که با بمباران لزوماً به اهداف سیاسی‌اش نمی‌رسد، اما فشار اقتصادی می‌تواند جامعه را از درون تحت فشار قرار دهد.
بازار
«ریچارد نفیو» منطق پنهان سخنان ترامپ را توضیح می دهد
برای فهم دقیق‌تر این رویکرد، باید به نوشته‌های «ریچارد نفیو»، یکی از طراحان اصلی تحریم‌های ایران در دهه گذشته، مراجعه کرد.وی اخیراً در مقاله‌ای در نشریه فارن افرز استدلال می‌کند که دوره تحریم‌های نمادین و بیانیه‌های سیاسی گذشته است و آمریکا باید فشار اقتصادی را «هوشمند» و «کیفی» کند. او چهار محور برای این راهبرد پیشنهاد می‌دهد:
نخست، تمرکز بر انسداد عملیاتی به جای تصویب تحریم‌های جدید. به باور نفیو، تقریباً همه بخش‌های اقتصاد ایران از قبل تحریم شده‌اند و آنچه اهمیت دارد، اجرای سختگیرانه و رهگیری شبکه‌های دور زدن تحریم است؛ به‌ویژه شبکه صادرات نفت ایران و ناوگان موسوم به «کشتی‌های سایه».دوم، بهره‌برداری از شکاف‌های اقتصادی داخلی. او می‌نویسد فشار خارجی زمانی بیشترین اثر را دارد که با مشکلات ساختاری داخلی ترکیب شود و حاکمیت را در برابر انتخاب‌های دشوار قرار دهد؛ مانند تأمین بودجه نظامی، پرداخت یارانه‌های داخلی یا مهار تورم.سوم، مهار نظامی به جای جنگ مستقیم. نفیو معتقد است تلاش برای سرنگونی سریع حکومت نتیجه معکوس دارد و موجب انسجام داخلی می‌شود؛ اما فشار نظامی محدود و مستمر می‌تواند منابع اقتصادی کشور را درگیر کند.چهارم، مدیریت چین. به اعتقاد او آمریکا باید از طریق فشارهای بانکی و مالی، هزینه خرید نفت ایران برای پکن را بالا ببرد تا چین به‌طور طبیعی خرید خود را محدود کند.
این توصیه‌ها نشان می‌دهد که آنچه امروز در سیاست آمریکا دیده می‌شود، دقیقاً همان راهبرد فشار هوشمند و فرسایشی است که نفیو پیشنهاد داده بود.
محاصره و فشار اقتصادی؛ واقعیت‌های آماری
داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد که بخش مهمی از این فشار از طریق محاصره دریایی و محدودیت در صادرات نفت اعمال می‌شود. طبق ادعای بلومبرگ، صادرات نفت ایران از مسیر خلیج‎فارس و تنگه هرمز به دلیل محدودیت‌های ایجادشده تا حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. البته این به معنای توقف کامل صادرات نیست؛ زیرا ایران بخشی از نفت خود را از طریق ذخایر نفتی خارج از منطقه و مسیرهای غیرمستقیم همچنان صادر می‌کند و بر اساس گزارش ها بیش از یک میلیون بشکه در روز به چین می‌فروشد. با این حال همین رقم نیز در ماه‌های اخیر حدود ۴۰۰ هزار بشکه کاهش نشان داده است.
کاهش درآمدهای نفتی تنها یک شاخص از فشار اقتصادی است. از سوی دیگر، هزینه‌های ناشی از جنگ و بازسازی نیز فشار مضاعفی بر بودجه کشور وارد کرده است. برخی برآوردها خسارت جنگ را تا ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام کرده‌اند، اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد خسارت مستقیم احتمالاً حدود ۳۰ میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که همچنان برای اقتصادی تحت فشار تحریم بسیار سنگین محسوب می‌شود.
این شرایط در شاخص‌های کلان اقتصادی نیز بازتاب یافته است. بنا بر داده‌های بانک مرکزی، تورم نقطه‌ای به بیش از ۷۷ درصد رسیده و تورم سالانه حدود ۵۴ درصد برآورد می‌شود. در بخش کالاها، تورم نقطه‌ای حتی به بیش از ۱۱۳ درصد رسیده است؛ رقمی که به‌روشنی نشان می‌دهد فشار اقتصادی مستقیماً سفره مردم را هدف گرفته است. در چنین شرایطی پرسش اصلی این است: راه خروج چیست؟
مفروضات سیاسی؛ پرهیز از سراب‌های گذشته
پیش از هر راهکار اقتصادی، باید به یک واقعیت سیاسی توجه کرد. تجربه بیش از یک دهه گذشته نشان داده است که برخی تصورات درباره رابطه با آمریکا بیش از حد خوش‌بینانه بوده است. مهدی خراتیان، تحلیلگر و مدیر اندیشکده احیای سیاست، در یادداشتی موارد متعددی از سراب های موجود در نگاه برخی سیاستمداران ایرانی در سال های گذشته را برشمرده است. بر این اساس، تصور این که مشکل اصلی واشنگتن صرفاً نوع حکومت در ایران است، یا این که با دادن امتیازات حداکثری یا اثبات حسن نیت می‌توان دشمنی‌ها را پایان داد، در عمل بارها با واقعیت‌های تلخ مواجه شده است.در نتیجه باید گفت سیاست‌گذاری باید بر مبنای یک فرض واقع‌بینانه شکل گیرد: فشار خارجی بخشی پایدار از محیط امنیتی ایران است و نمی‌توان تمام راهبرد اقتصادی کشور را بر امید به رفع کامل آن بنا کرد.
هرمز؛ دارایی راهبردی و ابدی
در این میان، مسئله تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای دارد. برخی تحلیل‌ها ممکن است چنین القا کنند که اگر محاصره اقتصادی شدت گرفته، باید در مقابل آن از کارت هرمز عقب نشست. اما به گفته ظفریان، عضو هیئت علمی مرکز پژوهش‌های مجلس، چنین نگاهی یک خطای راهبردی است.
او در گفت وگو با تمام رخ مدیا تأکید می‌کند: «آمریکا تلاش می‎کند محاصره را در برابر تنگه هرمز قرار دهد. ما نباید محاصره را در برابر هرمز تاخت بزنیم.» از نظر او هرمز صرفاً یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی پایدار برای ایران است؛ دارایی‌ای که نمی‌توان آن را در برابر فشارهای کوتاه‌مدت معامله کرد.
ظفریان در عین حال میان دو مفهوم تفاوت قائل می‌شود: شکستن محاصره و کم‌اثر کردن محاصره. حتی اگر شکستن کامل محاصره ممکن نباشد، می‌توان با تغییر ساختار تجارت و افزایش تاب‌آوری اقتصادی، اثر آن را کاهش داد.
او برای توضیح این منطق به مثال چین اشاره می‌کند؛ کشوری که با وجود امکان واردات ارزان انرژی از دریا، برای کاهش وابستگی به تنگه مالاکا هزاران کیلومتر خط لوله زمینی احداث کرده است. این یعنی گاهی کشورها هزینه بیشتر کوتاه‌مدت را می‌پذیرند تا امنیت بلندمدت خود را تضمین کنند.
اقتصاد مقاومتی؛ راهبرد بقا و پیشرفت
اگر این مفروضات را بپذیریم، نتیجه طبیعی آن رسیدن به همان راهبردی است که سال‌هاست در ادبیات سیاست‌گذاری ایران مطرح می‌شود و امسال هم در شعار سال به دقت توسط رهبر معظم انقلاب تعیین شده است: اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت و امنیت ملی.
در این راستا، در حوزه اقتصادی، موارد متعددی از جمله موارد زیر برای تقویت تاب‌آوری وجود دارد. نخست، پشتیبانی از تولید داخلی و بازسازی صنایع آسیب‌دیده از جنگ. پیشنهاد ایجاد صندوق‌های مردمی برای بازسازی واحدهای صنعتی یکی از راهکارهایی است که در مجلس مطرح شده است؛ به‌گونه‌ای که مردم با سرمایه‌گذاری در این صندوق‌ها به سهامداران واحدهای بازسازی‌شده تبدیل شوند.
دوم، استفاده از منابع ارزی و دارایی‌های مردمی برای توسعه زیرساخت‌های انرژی، از جمله پروژه‌های پتروپالایشگاهی. چنین پروژه‌هایی می‌تواند هم ارزش افزوده ایجاد کند و هم وابستگی اقتصاد به صادرات خام را کاهش دهد.
سوم، مدیریت مصرف و صرفه‌جویی انرژی. نمونه‌هایی مانند توسعه شرکت‌های خدمات بهره‌وری انرژی یا اتصال سهمیه سوخت به کارت بانکی برای کاهش قاچاق سوخت می‌تواند بخشی از فشار منابع ارزی را کاهش دهد.
در کنار این اقدامات، همان‌گونه که ظفریان اشاره کرده است، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت نیز اهمیت حیاتی دارد؛ از تقویت مسیرهای زمینی و همکاری با همسایگان گرفته تا توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی.
مطالبه برای شکستن محاصره
در کنار این راهکارهای اقتصادی، یک مطالبه دیگر نیز مطرح است: تلاش برای شکستن یا کاهش محاصره در حوزه سخت. این موضوع در اظهارات اخیر قالیباف رئیس مجلس نیز دیده می‌شود و نشان می‌دهد برنامه‌ریزی‌هایی برای مقابله با فشارهای دریایی (با در نظر گرفتن قیود متعدد) در حال انجام است.هدف چنین اقداماتی، نه الزاما ورود به جنگی پرهزینه، بلکه کاهش توان دشمن در اعمال محاصره و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است.
در مجموع باید گفت سخنان اخیر ترامپ شاید ناخواسته یک حقیقت مهم را آشکار کرده باشد: جنگ اقتصادی علیه ایران، آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده طراحی شده است. راهبردی که بر فشار تدریجی، فرسایش اقتصادی و بهره‌برداری از ضعف‌های داخلی تکیه دارد. در چنین شرایطی پاسخ ایران نمی‌تواند صرفاً واکنشی یا مقطعی باشد. آنچه لازم است، ترکیبی از تاب‌آوری اقتصادی، حفظ دارایی‌های راهبردی مانند تنگه هرمز و تقویت وحدت و امنیت ملی است. به بیان ساده، اگر هدف فشار خارجی ضربه زدن به اقتصاد و سفره مردم است، راه مقابله با آن تنها یک چیز است: اقتصادی مقاوم، جامعه‌ای منسجم و راهبردی بلندمدت که دارایی‌های ژئوپلیتیکی کشور را حفظ کند.


نظرات شما