ندای لرستان - شرق / متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در تحلیل علی بیگدلی، هشدار جدی نسبت به شرایط کنونی سیاست خارجی با تأکید بر یک گزاره کلیدی همراه است ناظر بر اینکه: «هنوز همه راهها بسته نشده، اما پنجره تصمیمگیری بهشدت در حال بستهشدن است». از نگاه این استاد دانشگاه: «بحران فعلی نه در سطح هفته و ماه، بلکه وارد مرحله «روزشمار» شده و همین امر، ضرورت بازنگری فوری در شیوه مدیریت دیپلماسی کشور را دوچندان کرده است». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی معتقد است: «یکی از اصلیترین گرههای وضعیت کنونی، ناکارآمدی ساختار تصمیمگیری در حوزه دیپلماسی و بهویژه عملکرد عباس عراقچی در پروندههای حساس اخیر است». او با صراحت تأکید میکند: «کارنامه عراقچی، بهویژه پس از فعالسازی مکانیسم ماشه و ناتوانی در مهار تبعات آن، نشان داده وزارت امور خارجه در شکل فعلی با دیپلماسی توییتری و تلفنی، توان مدیریت بحران پیچیده کنونی را ندارد». به باور بیگدلی: «مسئله صرفا اختلاف نظر سیاسی یا جناحی نیست، بلکه ناتوانی در تشخیص مختصات جدید بحران و فقدان ابتکار عمل دیپلماتیک است».
این کارشناس بر این نکته تأکید دارد: «حتی اگر بعد بازگشت لاریجانی به شعام در عمل بخشی از اختیارات از وزارت خارجه به شورای عالی امنیت ملی منتقل شده باشد، باز ادامه حضور عراقچی در رأس پروندههای دیپلماتیک، پیام مناسبی به خارج مخابره نمیکند و عملا به فرسایش بیشتر ظرفیت چانهزنی ایران منجر میشود.» لذا از نگاه او: «کنارگذاشتن عراقچی از تمام پروندههای حساس دیپلماتیک نه یک تصمیم احساسی، بلکه یک ضرورت فوری برای فریزکردن بحران در نقطه کنونی است». بیگدلی، راهحل جایگرین مد نظرش را در «تشکیل یک تیم جدید، محدود، چابک و کاملا متخصص میبیند؛ تیمی که خارج از ساختار سنتی وزارت امور خارجه و با مأموریتی مشخص برای مدیریت فوری بحران شکل بگیرد». به اعتقاد او: «چنین تیمی باید مستقیما زیر نظر نهادهای بالادستی، بهویژه شورای عالی امنیت ملی و ریاستجمهوری، فعالیت کند و مأموریت اصلیاش نه مذاکره بلندمدت، بلکه مهار فوری تنش و جلوگیری از تصاعد بحران باشد».
این مدرس دانشگاه هشدار میدهد: «تداوم نگاههای کلیشهای و اتکای صرف به الگوهای گذشته سیاست خارجی، در شرایطی که موازنه قدرت تغییر کرده، میتواند کشور را وارد چرخهای پرهزینه و غیرقابل کنترل کند». بیگدلی «این مقطع را نیازمند عقلانیت اضطراری میداند؛ عقلانیتی که بپذیرد زمان بهسرعت در حال از دست رفتن است و فرصت آزمون و خطا وجود ندارد». در جمعبندی نهایی، این تحلیلگر تصریح میکند: «نه میتوان به امید گذر زمان نشست و نه با تصمیمهای شتابزده و فاقد پشتوانه کارشناسی، ریسکهای بزرگتر را پذیرفت». از نگاه او: «اگر قرار است اقدامی برای مهار بحران انجام شود، باید همین حالا و با تغییر واقعی در تیم و شیوه مدیریت دیپلماسی صورت گیرد؛ چراکه فردا ممکن است اساسا فرصتی برای انتخاب باقی نمانده باشد».
بازار ![]()