دوشنبه ۱۵ دي ۱۴۰۴
سیاسی

دیپلماسی تهدید در سایه اختلافات پنهان

دیپلماسی تهدید در سایه اختلافات پنهان
ندای لرستان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نوشین محجوب| روزنامه اعتماد با هدف واکاوی ابعاد سفر نتانیاهو به امریکا با ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نوشین محجوب| روزنامه اعتماد با هدف واکاوی ابعاد سفر نتانیاهو به امریکا با رحمن قهرمانپور، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل گفت‌وگو کرده است.
بازار
رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرایی سفر بنیامین نتانیاهو به ایالات‌متحده در مقطع کنونی، این سفر را در پیوند با چند پرونده عمده میان واشنگتن و تل‌آویو ارزیابی کرد و توضیح داد که محور نخست این سفر، نحوه پیشبرد فرآیند صلح در غزه است؛ ازجمله بحث استقرار یا عدم استقرار نیروهای بین‌المللی، تشکیل یا عدم تشکیل دولت تکنوکرات در غزه، چگونگی خلع سلاح حماس و تعیین تکلیف اجساد گروگان‌ها که در چارچوب روند صلح غزه مطرح شده و برای اسراییل و دولت دونالد ترامپ جنبه حیاتی دارد. به باور قهرمانپور این موضوع از این منظر با اهمیت است که رییس‌جمهوری امریکا اعتبار جهانی خود را به پایان جنگ غزه و تثبیت نظمی جدید در منطقه گره زده و مایل نیست شعله جنگ دوباره زبانه کشیده و این اعتبار مخدوش شود. به گفته او، در همین حال نتانیاهو در داخل با فشار شدید روبه‌رو است تا در برابر پیشنهادهای واشنگتن در پرونده غزه کوتاه نیاید و بر خلع سلاح کامل حماس اصرار بورزد. قهرمانپور موضوع دوم اختلاف میان دوطرف را مساله حزب‌الله لبنان و ضرب‌الاجل تعیین‌ شده برای خلع سلاح این گروه می‌داند؛ مهلتی که تا ۳۱ دسامبر تعیین شده و اسراییل تهدید کرده در صورت عدم تحقق آن، حملات به مواضع حزب‌الله را از سر خواهد گرفت، درحالی که عربستان‌سعودی و فرانسه خواستار تمدید دو ماهه فرآیند آتش بس شده‌اند و ایالات‌متحده راه‌حلی میانه پیشنهاد کرده که براساس آن، تسلیحات سنگین تحویل داده شود و سلاح سبک برای جلوگیری از جنگ داخلی باقی بماند، اما حزب‌الله قاطعانه با اصل خلع سلاح مخالف است. این کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل در ادامه افزود: پرونده سوم، ایران است؛ هر چند تهران از نظر زمانی در اولویت فوری قرار ندارد، اما برای ترامپ و نتانیاهو اهمیت راهبردی دارد، به‌ویژه آنکه ترامپ می‌کوشد نشان دهد تهدید ایران مهار شده، نظم موردنظر امریکا در منطقه برقرار است و تهران تضعیف شده، درحالی که نتانیاهو بر تداوم تهدید ایران، بازسازی توان موشکی و پیامدهای آن برای موجودیت اسراییل انگشت می‌گذارد. به تعبیر قهرمانپور، جلسه نتانیاهو و ترامپ در اقامتگاه شخصی رییس‌جمهوری امریکا در مارالاگو نشان داد که واشنگتن تا حد قابل‌توجهی با ارزیابی تل‌آویو همراه است؛ چنان‌که ترامپ صریحا هشدار داد در صورت بازسازی برنامه موشکی ایران، امریکا به این کشور حمله خواهد کرد و درباره برنامه هسته‌ای نیز تاکید کرد اگر تهران بخواهد سطحی مشابه چنین فعالیتی بسان دوره پهلوی را احیا کند، واکنش نظامی فوری در دستور کار قرار خواهد گرفت.
از نگاه او، این مواضع نشان می‌دهد که پرونده ایران برای دوطرف بسیار مهم است و نتانیاهو در همین چارچوب برای مذاکره درباره سه محور غزه، حزب‌الله و ایران به دیدار ترامپ رفته؛ هرچند در هر سه محور اختلاف‌نظرهایی میان واشنگتن و تل‌آویو باقی است، اما لحن ترامپ درباره ایران حاکی از آن است که او تا حد زیادی با نخست‌وزیر اسراییل هم‌نظر شده و با برجسته کردن برنامه موشکی ایران به عنوان خط قرمز جدید، خطر سخت‌تر شدن معادلات مذاکراتی و کاهش بیشتر امید به توافق را تقویت کرده است. قهرمانپور در ادامه و درباره اجماع نسبی رهبران دو بازیگر درباره ایران تاکید کرد، باید با احتیاط به این ادعاها نگریست. در نگاه نخست به نظر می‌رسد ترامپ با بخش مهمی از مواضع اسراییل همراهی کرده، اما ارزیابی کاخ سفید و شخص رییس‌جمهوری این است که در میان سه پرونده غزه، حزب‌الله لبنان و ایران، موضوع ایران از نظر زمانی فوریت عملیاتی ندارد، هرچند همچنان در سطح راهبردی اولویت بالایی دارد. او توضیح داد که همین عدم فوریت زمانی می‌تواند در ادامه و تحت تاثیر تحولات مربوط به حزب‌الله و حماس زمینه را برای بازنگری سیاست‌های امریکا در ارتباط با اسراییل هموار کند؛ برای مثال، اگر تل‌آویو نتواند در خلع سلاح حزب‌الله به اهداف خود دست یابد، احتمال دارد واشنگتن از میزان حمایت خود از یک اقدام نظامی اسراییل علیه ایران کاسته و بدین ‌ترتیب، عامل زمان به متغیر کلیدی در این معادله بدل شود.
قهرمانپور در ادامه خاطرنشان کرد: از لحن و فحوای سخنان ترامپ می‌توان دریافت که او درباره همراهی با اسراییل در سناریوی حمله احتمالی به ایران نوعی موافقت اصولی را اعلام کرده، اما این بدان معنا نیست که واشنگتن در هر زمان و تحت هر شرایطی به خواست تل‌آویو برای اقدام نظامی پاسخ مثبت خواهد داد، زیرا امریکا همزمان می‌کوشد از آغاز یک منازعه تازه و گسترده در منطقه جلوگیری کند. این کارشناس مسائل بین‌الملل یادآور شد که ایران نیز صراحتا هشدار داده در صورت حمله مجدد اسراییل، دامنه درگیری در سطح منطقه‌ای را گسترش خواهد داد؛ موضعی که برای محاسبات امریکا اهمیت دارد، زیرا اگر اسراییل بخواهد واشنگتن را به همراهی در اقدام نظامی علیه ایران متقاعد کند، باید تضمین دهد این اقدام به جنگی منطقه‌ای تبدیل نشود و منافع متحدان امریکا در منطقه را به صورت جدی به خطر نیندازد. قهرمانپور در ادامه تاکید کرد که چارچوب رفتاری رییس‌جمهوری امریکا همچنان بر «دیپلماسی اجبار» استوار است؛ به این معنا که او هم در پرونده هسته‌ای ایران و هم در موضوع برنامه موشکی، از تهدید جدی به استفاده از نیروی نظامی به عنوان اهرم فشار برای دستیابی به توافق بهره می‌گیرد.
قهرمانپور بر این باور است که ترامپ همچنان معتقد است راه رسیدن به توافق با ایران از مسیر تضعیف موقعیت این کشور و استفاده ترکیبی از قدرت نظامی و فشار حداکثری می‌گذرد و همین نگاه، فاصله میان تصویر «صلح‌ساز» ادعایی و واقعیت سیاست عملی او را آشکار می‌کند. این کارشناس مسائل بین‌الملل درباره محور دوم رایزنی دو رهبر، یعنی صلح غزه و اختلاف جدی ترامپ و نتانیاهو بر سر مرحله دوم اجرای این صلح و بحث الحاق کرانه باختری به اسراییل، بر آن است که شکاف میان دوطرف در این زمینه آشکار و عمیق است. او توضیح داد که ایالات‌متحده بارها با صراحت اعلام کرده با الحاق کرانه باختری مخالف است و کشورهای عربی، از امارات و عربستان‌سعودی گرفته تا دیگر دولت‌های عربی، این مساله را خط قرمز خود دانسته‌اند؛ حتی برخی کشورهایی که روابط خود را با اسراییل عادی‌سازی کرده‌اند هشدار داده‌اند در صورت پیش رفتن طرح الحاق، روند عادی‌سازی را متوقف و روابط را قطع خواهند کرد. به گفته قهرمانپور، در نظم منطقه‌ای مطلوب واشنگتن، این موضوع جایگاهی اساسی دارد و همزمان نهادهای اقتصادی و مالی امریکا نیز تشکیل دولت فلسطینی یا دست‌کم ترسیم افقی روشن برای آن را پیش‌شرط افزایش سرمایه‌گذاری امریکا در منطقه و نیز سرمایه‌گذاری کشورهای عربی در ایالات‌متحده می‌دانند. قهرمانپور یادآور شد که در طرح بیست‌ ماده‌ای ترامپ برای غزه، تصریح شده اقدامات مرتبط با صلح باید درنهایت به ایجاد افقی برای تشکیل دولت فلسطینی بینجامد و همین بند به یکی از حساس‌ترین نقاط اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شده، در حالی که جناح راست و تا حدی جریان چپ اسراییل تشکیل دولت فلسطینی را بزرگ‌ترین تهدید علیه امنیت ملی خود تلقی کرده و حاضرند حتی با هزینه تقابل با امریکا، با آن مخالفت کنند.
قهرمانپور در مقابل، موضع کاخ سفید و تیم ترامپ را چنین توصیف می‌کند که تشکیل دولت فلسطینی یا حداقل ایجاد امید جدی به تحقق آن، کلید شکل‌گیری نظم جدید امنیتی در خاورمیانه است و بدون حل منازعه فلسطین نمی‌توان به چنین نظمی دست یافت؛ از همین رو، باید دید دوطرف چگونه خواهند توانست این اختلاف را مدیریت کنند، هر چند خود امریکایی‌ها نیز اذعان دارند که کار بسیار دشواری پیش رو است. او سپس به اختلافات جزیی اما مهمی اشاره می‌کند، ازجمله نقش‌آفرینی ترکیه در بازسازی غزه و حضور در چارچوب نیروهای بین‌المللی که از نظر ترامپ مطلوب است اما اسراییل آن را خط قرمز می‌داند و نیز بحث حضور یا عدم حضور تشکیلات خودگردان فلسطینی در فرآیند حکمرانی در غزه و میزان خلع سلاح حماس؛ موضوعاتی که هرچند ظاهرا فرعی به نظر می‌رسند، اما از منظر طرفین اختلاف‌برانگیز و تعیین‌کننده‌اند. قهرمانپور در بخش دیگری و در پاسخ به پرسشی درباره رویکرد اسراییل در سوریه بر پیوند پرونده‌های فلسطین، سوریه و لبنان در طرح نظم جدید منطقه‌ای امریکا تاکید کرد و گفت: از دید واشنگتن، مهار و درنهایت خلع سلاح حزب‌الله در لبنان به معنای کاهش تهدیدات علیه اسراییل است و فروپاشی نظم پیشین در سوریه نیز امکان قطع پیوند ساختاری میان دمشق و حزب‌الله را فراهم کرده و مسیر پایان حمایت رسمی سوریه از این گروه را هموار ساخته است. قهرمانپور با اشاره به تغییر رویکرد حاکمیت جدید سوریه توضیح داد که برای نخستین‌بار در شش دهه گذشته، حکومتی در دمشق مستقر است که ادعای سرزمینی نسبت به لبنان ندارد؛ درحالی که در ایدئولوژی حزب بعث، لبنان بخشی از خاک سوریه تلقی می‌شد و عدم به رسمیت شناختن استقلال این کشور، همواره مانع مهمی در تقویت حاکمیت لبنان بوده است. او بر این باور است که امریکایی‌ها اکنون احمد الشرع را در موقعیتی می‌بینند که می‌تواند لبنان را به رسمیت بشناسد و به دلیل قرار گرفتن در وضعیت ضعف، ناگزیر از همراهی با برنامه‌های واشنگتن است، اما در عین حال، رفتار نتانیاهو در سوریه را عاملی می‌دانند که این روند را مختل کرده و از نگاه امریکا به زیان امنیت و ثبات سوریه و چشم‌انداز بازسازی این کشور تمام شده است.
قهرمانپور اضافه کرد که این اقدامات ضمن تیره کردن افق بازگشت آوارگان سوری، خشم ترکیه را نیز برانگیخته و موجب شده نه آوارگان مستقر در اروپا و نه آوارگان حاضر در ترکیه تمایلی به بازگشت نداشته باشند، در حالی که واشنگتن برای تثبیت نظم جدید نیازمند بازگشت تدریجی آوارگان و تبدیل سوریه به محل مناسبی برای سرمایه‌گذاری است. او یادآور شد که اهمیت مساله سوریه برای امریکا تا آنجاست که ترامپ حتی از کردها که به ‌طور سنتی متحد واشنگتن در منطقه به شمار می‌روند، خواسته با حکومت احمد الشرع آشتی کنند، سلاح را کنار بگذارند و در ارتش سوریه ادغام شوند؛ نشانه‌ای که از نگاه قهرمانپور عمق تمرکز ایالات‌متحده بر ثبات‌سازی در سوریه را آشکار می‌کند. او در ادامه به اختلاف میان اسراییل و ترکیه در میدان سوریه اشاره کرد و گفت این شکاف در کنفرانس خبری اخیر ترامپ و نتانیاهو نیز نمود یافت، جایی که رییس‌جمهوری امریکا کوشید از تشدید تنش میان آنکارا و تل‌آویو در سوریه جلوگیری کند تا پروژه نظم‌سازی منطقه‌ای دچار اختلال نشود. این کارشناس مسائل بین‌الملل درباره نقش عراق در سناریوی رویارویی احتمالی ایران و اسراییل، خاطرنشان کرد: تا مدت‌ها نوعی فرمول همزیستی میان ایران و امریکا در عراق برقرار بود و دوطرف می‌کوشیدند از خط قرمز یکدیگر عبور نکنند، اما پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، فشار واشنگتن بر بغداد افزایش یافت و در مقابل، تهران نیز از سیاست مماشات پیشین فاصله گرفت و در پی گسترش نفوذ موثرتر در عراق برآمد. به گفته قهرمانپور، عراق برای ایران از منظر دور زدن تحریم‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؛ ازجمله در صادرات برق و پیچیدگی‌های ناشی از موانع امریکا در مسیر بازگشت وجوه این صادرات، که آن را به یکی از گره‌گاه‌های اصلی کشمکش اقتصادی میان دو کشور تبدیل کرده است. او با اشاره به انتخابات اخیر و پیروزی محمد شیاع السودانی گفت اکنون موضوع تعیین نخست‌وزیر به اصلی‌ترین میدان رقابت ایران و امریکا بدل شده و به نظر می‌رسد تهران از یک‌سو با تمدید نخست‌وزیری السودانی چندان موافق نیست، زیرا نخست‌وزیران عراق غالبا یک‌دوره‌ای بوده‌اند و آمدن چهره‌ای جدید، باتوجه به زمان لازم برای استقرار در قدرت، امکان محدود کردن نفوذ ایران را برای او کاهش می‌دهد.
قهرمانپور در عین حال هشدار داد که روی کار آمدن نخست‌وزیری تازه‌کار، می‌تواند خطر تحت فشار قرار گرفتن السودانی ازسوی امریکا و اسراییل و انجام اقداماتی خلاف منافع ایران را افزایش دهد و همین موضوع وضعیت تهران را دوگانه و پیچیده می‌کند. این کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل افزود که واشنگتن نیز مخالفت جدی با السودانی ندارد، اما مانند موارد دیگر، حمایت خود را مشروط به مقاومت او در برابر نفوذ ایران کرده و از این زاویه به فرآیند تعیین نخست‌وزیر می‌نگرد. قهرمانپور در پایان این بخش، با اشاره به برگزاری نخستین جلسه مجلس جدید عراق، تاکید می‌کند که باید منتظر ماند و دید آیا تهران و واشنگتن بر سر نخست‌وزیر جدید به نوعی مصالحه خواهند رسید یا روند انتخاب او طولانی و قفل خواهد شد، موضوعی که مستقیما بر توان امریکا برای تبدیل عراق به میدان «بی‌طرف» در هر رویارویی احتمالی ایران و اسراییل اثر خواهد گذاشت. او همچنین درباره برجسته شدن موضوع خلع سلاح حزب‌الله لبنان در دیدار نتانیاهو و ترامپ و سناریوهای محتمل، خطر حمله اسراییل به حزب‌الله را بسیار جدی ارزیابی می‌کند. او یادآور می‌شود که اسراییل اخیرا به مقر تیپ رضوان حزب‌الله حمله کرده و چند هفته پیش نیز یکی از فرماندهان ارشد این گروه را هدف قرار داده است؛ نشانه‌هایی که از نگاه او بیانگر آمادگی تل‌آویو برای آغاز عملیات گسترده است. قهرمانپور در مقابل، موضع امریکا را مبتنی بر واقع‌بینی نسبت به توان ارتش لبنان می‌داند و می‌گوید واشنگتن بر این باور است که ارتش لبنان در وضعیت فعلی توان اجرای ماموریت خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و ابتدا باید این ارتش تقویت شود، ضمن آنکه ایالات‌متحده ترجیح می‌دهد حزب‌الله بتواند بخشی از سلاح سبک خود را حفظ کند تا از لغزش اوضاع به سوی جنگ داخلی جلوگیری شود. او توضیح می‌دهد که امریکا، فرانسه و عربستان‌سعودی در مجموع طرفدار رویکردی منعطف‌تر هستند، درحالی که اسراییل اعتقاد دارد «پنجره فرصت» برای دفع تهدید حزب‌الله در حال بسته شدن است و از همین رو بر آغاز هرچه سریع‌تر حملات و تداوم حضور نظامی در لبنان تا خلع سلاح کامل این گروه اصرار می‌ورزد. به گفته قهرمانپور، هنوز موضع نهایی و رسمی واشنگتن در قبال این سناریو روشن نشده و باید منتظر روشن شدن نتیجه رایزنی‌های نتانیاهو و ترامپ ماند، اما می‌توان انتظار داشت اسراییل در این مذاکرات بر دریافت تضمین‌های قطعی برای خلع سلاح کامل حزب‌الله یا دست‌کم چراغ سبز برای آغاز حملات گسترده پافشاری کند.


نظرات شما