جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴
مقالات

مافیای تراستی‌ها؛ پشت پرده کاسبی از تحریم‌های ایران

مافیای تراستی‌ها؛ پشت پرده کاسبی از تحریم‌های ایران
ندای لرستان - اقتصاد نیوز /متن پیش رو در اقتصاد نیوز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران سازوکار فساد ناشی از دور زدن ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - اقتصاد نیوز /متن پیش رو در اقتصاد نیوز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران سازوکار فساد ناشی از دور زدن تحریم‌ را تشریح می‌کند و فساد جاری در سیستم «تراستی‌ها» را چنان گسترده توصیف می‌کند که پرونده‌های پیشین در برابر آن رنگ می‌بازند.
در هزارتوهای پیچیده اقتصاد ایران، واژگانی وجود دارند که شنیدنشان لرزه بر اندام شفافیت می‌اندازد؛ واژگانی که رمز عبور به دنیای زیرزمینی مبادلات مالی در عصر تحریم‌ها هستند. یکی از این کلیدواژه‌ها، «تراستی» است. مسیری که قرار بود راهگشای اقتصاد ایران و ابزاری برای دور زدن تحریم‌ها باشد، اما به روایت بسیاری از کارشناسان، اکنون به پاشنه آشیل اقتصاد ایران و مجرایی برای تولید فسادهای بزرگ تبدیل شده است.
عبدالناصر همتی، پیش از آنکه مجددا ریاست بانک مرکزی را به دست بگیرد از نشتی 20 تا 30 میلیارددلاری در اقتصاد ایران و نقش «تراستی‌ها» روایت کرده بود. غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس هم اخیرا اذعان کرده که « ۲۱ میلیارد دلار نفت فروختیم و فقط ۱۳ میلیارد دلار وصول شده است.»
وقتی بحث به میلیارد می‌رسد و سپس در این شرایط پر تلاطم ارزی پای «دلار» به میان می‌آید فهم اعداد و ارقام برای بسیاری از ما مشکل می‌شود اما این اعداد و ارقام میلیارد دلاری منعکس‌کننده وضعیت اقتصاد تحریمی ایران است. 
اقتصادنیوز با آرش نجفی رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران برای بررسی پدیده تراستی‌ها به گفتگو نشسته است. نجفی در این گفتگو سازوکار فساد ناشی از دور زدن تحریم‌ را تشریح می‌کند و فساد جاری در سیستم «تراستی‌ها» را چنان گسترده توصیف می‌کند که پرونده‌های پیشین در برابر آن رنگ می‌بازند.
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران نقد تندی نیز به عملکرد نهادهای ناظر، وارد می‌کند و معتقد است آنچه به عنوان نظارت اعمال می‌شود، تنها ایجاد «گلوگاه» است.
*آقای نجفی! اخیراً بحث تراستی‌ها بازهم داغ شده است و خبرها حکایت از آن دارد که همه ارز ناشی از فروش نفت به کشور برنمی‌گردد. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟
آن را باید از کاسبان تحریم بپرسید، چرایی آن را من نباید بگویم؛ آنهایی که به تحریم‌ها دامن می ‎زنند، آنهایی که نمی‎ گذارند شرایط پایداری در کشور فراهم شود باید جواب دهند.
چرا تحریم‌ها برای عده ای نعمت است؟
اتفاقاً عده ‎ای به این وضعیت علاقه‌مندند؛ چون تراستی‌ها به همین دلیل ذی‌نفع هستند و نمی‎ گذارند شرایط مالی و پولی کشور به یک قوام، دوام و مرحله آرامش برسد. آن‌ها اصرار می‌کنند که ما حتماً باید با همین تنش‌ها زندگی کنیم تا در نتیجه مجبور شویم با تراستی ‎ها کار را جلو ببریم. وقتی با تراستی‎ ها جلو می ‎رویم، هیچ‌گونه تسلط درست ‎و حسابی روی آن‌ها وجود ندارد. ضمن اینکه آنهایی که تراستی‌ها را از داخل ایران هدایت می‌کنند، بالاخره خودشان هم بدشان نمی ‎آید که از منافعِ وجوهی که نزد تراستی ‎هاست، حسن استفاده و بهره‌برداری را بکنند؛ تعارف که نداریم، در نتیجه نظارت نمی‌کنند.
تراستی پول را که نگه می‌دارد، در یک ماه، دو ماه یا سه ماه، آن را دوبار می ‎چرخاند و از آن درآمد کسب می‎ کند. اصلاً نیاز نیست بپرسیم چرا؛ به هر بهانه ‎ای که بتواند پول را معطل کند، از آن سرمایه‌های هنگفت در تجارت‌ها بین‌المللی استفاده می‎ کند. پول بدون بهره و بدون پاسخگویی، خیلی قشنگ در دست اوست و با آن کاسبی می ‎کند؛ چرا باید آن را به ایران برگرداند؟
وقتی شما دایره نظارتی نداشته باشید، وقتی به بهانه تحریم هر فرایندی در کشور ما مجاز شناخته شود و بهانه عدم پاسخگویی این باشد که «تحریم هستیم»، نتیجه همین می‌شود. آنهایی که می‎ گویند تحریم هیچ کاری با ما نمی‎ کند، آنهایی که می ‎گویند تحریم نعمت است، بیایند الان جواب دهند. بله، نعمتش همین تراستی‎ ها هستند که برای بعضی‌ها واقعاً نعمت است، قبول داریم؛ اما برای ملت ایران و برای اقتصاد ایران نعمت نیست، به جز اضمحلال و ضرر و زیان هیچ‌چیزی نیست.
*این تراستی ‎ها در واقع چه کسانی هستند؟ داخلی‎ اند، خارجی‎ اند یا ترکیبی از این‌ها؟
تراستی ‎ها شرکت‌هایی هستند که برای وصول پول محصولاتی که از ایران صادر می ‎شود اما وجه آن به خاطر نبودن سیستم بانکی بین‌المللی و تحریم‌ها به‌طور مستقیم قابلیت وصول ندارد، ایجاد شده‌اند. این تراستی‌ها عملاً واسطه‌ای هستند برای فرایندهایی مثل فروش پتروشیمی و امثالهم. آنچه از ایران صادر می‎ شود، توسط این شرکت‌ها پولش وصول می‎ شود و بعد با روش‌های مختلف، تحت عنوان خرید و فروش کالا، تأمین کالاهای مورد نیاز و یا واگذاری ارز، به دیگر واردکنندگانی که باید کالای‎شان را وارد کشور کنند پرداخت می‌شود.
مدل بابک زنجانی تراستی نبود زیرا...
*در واقع چیزی شبیه به بابک زنجانی است یا متفاوت از آن است؟
بابک زنجانی اتفاقاً مدلش خیلی تراستی نبود…
*نبود؟
نه به این صورتی که اینها عمل می‎ کنند، نه. او با یک مدل دیگر کار می‌کرد، اما کلاً همه اینها به واسطه اینکه ما نمی‌توانیم پول را با مکانیزم‌های بین‌المللی منتقل کنیم، با تحمیل هزینه به اقتصاد کشور کار انجام می‎ دهیم.
خواب شیرین پول نفتی در حساب تراستی‌ها
* آن‌طور که من از صحبت‌های شما برداشت کردم، تراستی‌ها نفوذ می‌کنند تا مسئله تحریم حل نشود و از این وضعیت سود می‌برند...
بله، نه فقط تراستی‌ها، بلکه خیلی‌های دیگر. خیلی از آنهایی که مدل تجارت عادی که در همه کشورها به‌طور شفاف وجود دارد را برنمی‌تابند و شرایط را در ایران کاملاً کدر و گل‌آلود می‎ کنند تا هیچ‌چیزی معلوم نباشد. تحت عنوان «دور زدن تحریم‌ها»، ما خیلی از هزینه‌ها را به جابه‌جایی پول تحمیل می‌کنیم و یک عده هم دارند منتفع می‎ شوند.
* مثلاً این‌ها چقدر از فروش نفت درصد می‌گیرند؟
بستگی دارد، من نمی‌توانم عدد دقیقی بدهم؛ این را باید از پتروشیمی‌ها، شرکت‌های مختلف نفتی و آنهایی که تأمین ارز می‌کنند بپرسید. یک روش این است که کالا صادر می‎ شود، وجه آن نزد تراستی ‎ها قرار می‌گیرد سپس بانک مرکزی روی این تراستی‎ ها نظارت می‎ کند و تراستی ‎ها پرداخت می‎ کنند. همین «خواب پول» در حساب تراستی‎ ها خودش انتفاع است. حالا این وسط بعضی مواقع برخی از تراستی‎ ها خوب عمل می ‎کنند، اما برخی هم غلط عمل می‎ کنند و پول را بیشتر می‎ خوابانند. وقتی پول بیشتر خوابیده می‎ شود و برای بازگشت به اقتصاد معطل می‎ شود خسران ایجاد می‌شود.
اخیراً می ‎بینیم در مورد این برنگشتن به‌موقع وجوه بسیار صحبت شده است. آن‌ها بهانه می‎ کنند که اگر پول را سریع به کشور برگردانیم یا همکاری کنیم لو می ‎رویم و با همین بهانه همکاری و مساعدت نمی ‎کنند؛ نتیجه این است که ما خسران می‎ بینیم و آنها کلی منفعت می‎ برند.
تلاش جاسوس‌ها برای کنار زدن فعالان اقتصادی واقعی
* خود دولت این توان دور زدن تحریم را ندارد؟ چون به نظر می‌رسد این واسطه‌ها هر روز قوی‌تر می ‎شوند…
نه دیگر؛ جاسوس‌های زیادی در کشور داریم که فعالان اقتصادی واقعی کشور را که می ‎خواهند با دولت همکاری کنند، لو می‎ دهند و در نتیجه آنها تحریم می ‎شوند. مجبوریم هر از چندگاه آدم‌های جدیدی را معرفی کنیم. همه این آدم‌های جدید هم برای اینکه این کار را بکنند، جیب خودشان را هم پر می‎ کنند.
* گفتید که به جز نفت، در پتروشیمی‌ها هم هستند. سؤال من این است که حضور اینها در فروش و صادرات چه پیامدهایی می ‎تواند برای کشور داشته باشد؟
فروش که کار خوبی است و پیامد بدی ندارد، من بحثی با آن ندارم. من دارم درباره معطلی در بازگشت پول صحبت می‎ کنم؛ درباره هزینه‌هایی که برای این کار تعریف می‌کنند صحبت می‌کنم.
* انباشت این پول‌ها یک قدرت اقتصادی هم برای‎شان ایجاد می ‎کند؟
قطعاً کرده، قطعاً این پول تراستی می‎ شود. این پول را ترید (Trade) می‌کنند. تریدرها می‌توانند روزانه دو، سه درصد سود داشته باشند. در نتیجه فرد می ‎آید ۴۵ روز، یک ماه، دو ماه، سه ماه و حتی الان که شنیده می‎ شود بعضی از این تراستی‎ ها یک سال است پول را برنگردانده‌اند، پول را نگه می‌دارد. ترید این وجوه، معادل خود پول را تولید می ‎کند. این پول باید به ساختار اقتصادی کشور برگردد، نه اینکه این همه تورم و مشکلات ایجاد کند.
* برداشتم از صحبت‌های شما این بود که با این قدرت اقتصادی در حوزه‌های سیاسی و داخلی هم تأثیرگذار هستند؟
پول فراوان همیشه قدرت ایجاد می ‎کند. قدرت در کنار پول هم همیشه برای اینکه بتواند حفظ شود، فساد ایجاد می‎ کند.
*این حجم از فساد چه خطری می‎ تواند برای اقتصاد داشته باشد؟
من دیگر چه بگویم؟ شما که دارید این وضعیت را مشاهده می‌کنید و می‌بینید که در کشور چه خبر است و چه فسادهایی وجود دارد. بروید ببینید چه کالاهایی وارد می ‎شود و چه کالاهایی صادر می‎ شود؟ کالاهای اساسی چطوری وارد و عرضه می‎ شوند؟ اینها همه همان فساد است؛ اینها همه ناشی از قدرتی است که از در اختیار داشتن ارز کشور فراهم می‎ شود.
بانک مرکزی؛ تماشاچی یا خالق گلوگاه‌های بی‌حاصل؟
*شما یک جایی در صحبت‎تان به نظارت بانک مرکزی اشاره کردید. چقدر روی تراستی‌ها نظارت است و چه ابزارهایی برای کنترل و نظارت در اختیار دارد؟
اصلاً وظیفه بانک مرکزی نظارت و تنظیم قواعد است، اما تنها کاری که کرده این است که یک «گلوگاه» درست کرده؛ نشسته و فقط گلوگاه را کنترل می‎ کند بدون آنکه نظارتی داشته باشد. بانک مرکزی اگر بر بازار نظارت داشت، نبایست این روزها اخباری در مورد گم‌شدن وجوه یا ارقام اختلاس‌ها می‌شنیدیم. کار بانک مرکزی این بوده که نگذارد این اختلاس ‎ها رخ دهد. نبایستی «چای دبش‎ها» رخ می‌داد؛ نباید تخصیص ارزی که برای واردات گندم، روغن و دانه‌های روغنی می‌دهند این‌همه دچار انحراف باشد. به خاطر همین است که تخصیص ارز غلط است، راه غلط است، شیوه غلط است. وزارت صمت باید اصلاح ساختار بکند. خیلی از صنایعی که نیاز به ارز دارند تعطیل هستند. بسیاری از واحدهای صنعتی الان در تعهدات خودشان مانده‌اند و دارند خسارت می‎دهند؛ کارخانه‌هایشان تعطیل و نیمه‌تعطیل می‎شود. اینها همه دشواری‌هایی است که نتیجه همین فرایند است. نظارت درستی نمی ‎کنند، به خیال اینکه می ‎توانند گلوگاه را کنترل کنند فقط گلوگاه درست می ‎کنند.
اگر با گلوگاه امکان کنترل سیستم ساختاری کشور بود، تا به امروز باید نتیجه‌ای حاصل می‌شد. در حالی که از اول انقلاب تا الان دائم در حال ایجاد گلوگاه هستیم و ایجاد معما هستیم؛ هیچ‌وقت نیامدیم بگوییم چه ‎کار کنیم و با چه روشی نظارت کنیم تا سلامت راه را شناسایی کنیم.
*چه راهکاری متصور هستید که بشود تراستی‌ها را کنترل کرد؟
اولین راهکار، شفاف‌سازی است. دوم، ایجاد نظارت دقیق بر چگونگی بازگشت ارز. من هم خودم تا چند ماه پیش تصور می‎ کردم که نظارت دقیقی وجود دارد؛ اما اخیراً با آماری که می‌شنویم و اینکه بسیاری از این تراستی ‎ها وجه را به کشور برنگردانده‌اند و امروز دچار این خسران شده‌ایم، متوجه می ‎شویم که بانک مرکزی به درستی نقش ایفاکننده شفافیت را نداشته است. واقعیت این است که شفافیتی ایجاد نکرده است.
بازار
کیاوش حافظی


نظرات شما