ندای لرستان - خراسان / «بحران بیعملی در بحران آب!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم وحید تفریحی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در کشوری که سالهاست با خشکسالی دستوپنجه نرم میکند، بارندگی امسال برای بسیاری از استانها حکم یک فرصت طلایی را داشت؛ فرصتی برای ترمیم ذخایر آبی، جان گرفتن تالابها و کمی فاصله گرفتن از بحران. خبرهای امیدوارکننده هم کم نبود؛ از احیای نسبی دریاچه ارومیه گرفته تا بازگشت قایقها به دریاچه هامون پس از ۱۲ سال. اما در خراسان رضوی، ماجرا انگار مسیر دیگری را رفته است؛ استانی که هم بارش بیشتری نسبت به سال قبل داشته، هم طبیعتش پرآبتر از پارسال به نظر میرسد، اما ذخایر سدهایش وضعیت بدتری دارند. تناقضی که قطعا نیاز به شفاف سازی از سوی متولیان دارد.
آمارها روشناند. متوسط بارندگی خراسان رضوی در سال زراعی جاری بیش از ۱۹۴ میلیمتر ثبت شده؛ عددی که هم نسبت به سال گذشته با ۱۲۱ میلیمتر افزایش قابل توجهی دارد و هم از دوره آماری بلندمدت که ۱۶۹ میلیمتر بوده، بالاتر است. در مشهد هم وضعیت مشابه است؛ متوسط بارش امسال به ۱۹۲.۶ میلیمتر رسیده، در حالی که سال گذشته ۱۳۶.۶ میلیمتر بوده است. اما وضعیت ذخایر آبی ما از پارسالی که بارندگی کمتری داشتیم، بدتر است! یعنی نه با یک سال خشک، که با سالی پربارشتر نسبت به سال گذشته مواجه بودهایم. اما پرسش اصلی این جاست: اگر بارندگی بهتر بوده، چرا وضعیت ذخایر آبی ما بدتر شده است؟ این همان سوالی است که مردم پاسخ شفاف آن را میخواهند؛ نه کلیگویی، نه تکرار چندباره جملههای همیشگی درباره لزوم صرفهجویی یا موارد این شکلی.طبیعت هم گواه این مدعاست؛ کافی است این روزها سری به رودخانههای طرقبه و شاندیز بزنید. آب در بستر رودخانهها جاری است. یا همین دو قدمی مشهد در بوستان های وکیلآباد و چهلبازه، نشانههای افزایش روانآبها قابل مشاهده است. طبیعت، کمآبی مطلق را فریاد نمیزند. پس مسئله کجاست؟ اگر منابع سطحی وجود داشته، چرا نتوانستهایم آن را مدیریت و ذخیره کنیم؟ سهم ضعف در مهار و بهرهبرداری از آبهای سطحی چقدر بوده است؟ نقش متولیان آب استان در این میان چیست؟
البته هیچکس منکر پیچیدگی بحران آب نیست. مدل بارشها تغییر کرده، بارندگیها کوتاهمدت شدهاند، بخشی از حقابهها نیز آنسوی مرزها گرفتار است. اما همه اینها، پاسخ ندادن را توجیه نمیکند. اتفاقا در چنین شرایطی، مدیریت باید دقیقتر، چابکتر و پاسخگوتر باشد.
مسئله زمانی تلختر میشود که بدانیم مردم خراسان رضوی، برخلاف بسیاری از استانها، در مصرف آب جزو کممصرفترینهای کشورند. طبق آمار رسمی، هم سرانه مصرف آب در این استان از پایینترینهای کشور است و هم میزان هدررفت آب کمتر از میانگین ملی گزارش میشود. آن طور که فرماندار مشهد اعلام کرده، طبق آمار نزدیک به ۷۰ درصد مردم مشهد زیر الگوی مصرف، آب مصرف میکنند و میزان هدررفت آب در کشور ۲۰ درصد است و در مشهد ۷ درصد. یعنی مردمی که سالهاست با بحران کنار آمدهاند، صرفهجویی کردهاند و الگوی مصرفشان را اصلاح کردهاند، امروز دوباره در جایگاهی قرار گرفته اند که متولیان بازهم به جای تقویت اقدامات برای مدیریت منابع آبی ، نوک پیکان مسئولیت را سمت مردم می گیرند.
وقتی مردم میبینند بارش افزایش یافته اما ذخایر کاهش پیدا کرده، طبیعی است که سوال کنند سهم مدیریت کجاست؟ چرا در سالی که طبیعت دستکم فرصت تنفس داده، خروجی همچنان نگرانکننده است؟ آیا زیرساختهای مهار روانآبها ناکافی بوده؟ آیا بهرهبرداری از منابع سطحی درست انجام نشده؟ آیا بخشی از آبها بدون مدیریت از دست رفتهاند؟ و مهمتر از همه، چرا درباره این پرسشهای افکار عمومی شفاف پاسخ داده نمیشود؟
بحران آب، فقط بحران کاهش بارش ها نیست؛ بحران مدیریت هم هست. هرچند نمی توان منکر اقدامات انجام شده که تاثیرات میان مدت و بلندمدت خواهد داشت، شد، اما تا زمانی که همهچیز بر دوش مردم و کاهش بارش انداخته شود، هیچ اصلاح واقعی رخ نخواهد داد.
بازار ![]()