سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

وقتی زرادخانه موشکی ایران و سد پکن توهمات ترامپ را بر باد می‌دهند

وقتی زرادخانه موشکی ایران و سد پکن توهمات ترامپ را بر باد می‌دهند
ندای لرستان - کیهان / متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست واشنگتن باید بفهمد دوران دیکته کردن شروط یکجانبه گذشته است؛ دیپلماسی انقلابی ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - کیهان / متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
واشنگتن باید بفهمد دوران دیکته کردن شروط یکجانبه گذشته است؛ دیپلماسی انقلابی ما هرگز معطل پیشنهادهای صد من یک غاز دشمن نخواهد ماند. از طرفی میدان هم آماده است تا هرگونه حماقت کاخ سفید را با پاسخی پشیمان‌کننده بر سر آن‌ها آوار کند. 
بازار
گذر زمان و صخره سخت واقعیت‌های میدان، قمار جدید دونالد ترامپ علیه ایران را پس از گذشت 80 روز از آتش‌افروزی در منطقه به بن‌بست کامل کشانده است. اعترافات تکان‌دهنده مقامات نظامی آمریکا در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز مبنی بر استحکام توازن بازدارندگی ایران، شکست رسوای سفر ترامپ به پکن برای گسستن پیوند راهبردی تهران-پکن، و برآوردهای اطلاعاتی ناتو از آمادگی ۹۰ درصدی زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی، نشان می‌دهد که شروط پنج‌گانه و غیررسمی واشنگتن، تنها یک دست‌وپا زدن مذبوحانه از سوی یک دولت مستاصل است؛ دولتی که بدنه سیاسی متوهم آن برای درک واقعیت میدان، به سیلی محکم‌تری نظیر انسداد «تنگه باب المندب» و یک «افتضاح اصفهان» دیگر نیاز دارد.
فرار به «خانه امن» فاکس‌نیوز؛ وقتی ترامپ قافیه را در میدان باخته است
سیر تحولات 80 روز گذشته در منطقه غرب آسیا نشان می‌دهد که راهبرد طراحان پشت‌پرده کاخ سفید برای فشار حداکثری، «رژیم‌چنج» یا وادار کردن ایران مقتدر به تسلیم، به بن‌بست کامل رسیده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور قمارباز آمریکا، این روزها گذر زمان را هرگز به نفع خود نمی‌بیند. او که با کوهی از وعده‌های پوشالی به قدرت بازگشت، اکنون در باتلاق ایران، قیمت سرسام‌آور سوخت در داخل آمریکا و شکست مأموریت‌های منطقه‌ای خود دست‌وپا می‌زند.
نشانه بارز این استیصال راهبردی، پناه‌بردن سراسیمه او به استودیوی رسانه‌های همسو نظیر «فاکس‌نیوز» است تا سفر بی‌نتیجه خود به پکن و شکست‌هایش در زمین ایران را توجیه کند. فاکس‌نیوز همیشه برای این جرثومه دغل‌کاری، یک «خانه امن» و اتاق فرار بوده است؛ مکانی که او هر زمان با دیواره سخت واقعیت‌های میدان برخورد می‌کند، به آنجا می‌گریزد تا با ادبیاتی تند، پرخاشگرانه و بی‌معنی، شکست‌های مفتضحانه خود را در لفافه‌ای از تهدیدهای پوچ و شعارهای توخالی پنهان سازد. این رفتار فراری، بیش از آنکه نشان‌دهنده موضع قدرت باشد، حکایت از انزوا و بن‌بستی دارد که او هم در صحنه داخلی و هم در عرصه بین‌المللی با آن مواجه شده است.
مقامات دولت ترامپ در گفت‌وگو با روزنامه «نیویورک‌تایمز»، مطالبی را رسانه‌ای کرده‌اند که فارغ از عملیاتی بودن یا نبودن آن‌ها، پرده از وضعیت استیصال راهبردی واشنگتن برمی‌دارد. آن‌ها مدعی‌اند طرح‌هایی را برای «حملات نظامی گسترده»، شامل «بمباران شدید زیرساخت‌ها»، «تصرف جزیره خارک» و حتی «اعزام نیرو‌های ویژه برای هدف قرار دادن مواد هسته‌ای مدفون» آماده کرده‌اند؛ اما سؤال اساسی اینجاست که اگر این حماقت‌ها نتیجه‌بخش بود، چرا در همان هفته‌های اول که به زعم خودشان فشارها در اوج بود، انجام نشد؟
واقعیت آن است که «مقامات نظامی آمریکا» در جلسات خصوصی صراحتاً اذعان می‌کنند که «دستیابی به پیروزی قاطع مقابل ایران بسیار دشوار و نزدیک به محال است»؛ اما بدنه سیاسی متوهم کاخ سفید باور چندانی به واقعیت میدانی ندارد و گویا لازم است تا افتضاح و سیلی محکم دیگری مثل عملیات اصفهان رخ دهد تا این جماعت بزدل متوجه توهمات ذهنی خود درباره عملیات در ایران شوند.
سگ زرد غلط اضافه کرد!
اخیراً اخباری غیررسمی و آلوده به جنگ روانی از سوی رسانه‌ها منتشر شده که ادعا می‌کند آمریکا در پاسخ به پیشنهادهای ایران، شروط وقاحت‌آمیزی تعیین کرده است. اگرچه انتظار منطقی و انقلابی این است که اخبار مهم همواره از کانال‌ها و مبادی رسمی و امین اعلام شود نه صرفاً بر اساس «شنیده‌ها» و پچ‌پچ‌های «منابع آگاه»؛ اما فرض بر اینکه این اراجیف صحت هم داشته باشد، باید صراحتاً گفت:«سگ زرد غلط اضافه کرده است.»!
بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، ۵ شرط گستاخانه واشنگتن شامل موارد زیر است:
1. عدم پرداخت هرگونه غرامت و خسارت از سوی آمریکا به ملت ایران.
2.خروج و تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران به آمریکا.
3.فعال ماندن تنها یک مجموعه از تأسیسات هسته‌ای کشور.
4.عدم پرداخت حتی ۲۵ درصد از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران.
5.منوط شدن توقف جنگ در همه ساحت‌ها به انجام مذاکره.
نکته مضحک اینجاست که طبق اعتراف خود کارشناسان غربی، حتی در صورت عقب‌نشینی در این حوزه‌ها، تهدید تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان پابرجا می‌ماند! یعنی غربی‌ها به دنبال دستاوردهایی در پشت میز هستند که در طول جنگ و در میدان نفوذ خود نتوانسته‌اند به آن برسند. جمهوری اسلامی ایران اگر قرار بود با تهدید، ارعاب و شیپورهای جنگی عقب بنشیند، تا الان این اتفاق افتاده بود. ترامپ بیخود دست‌وپا می‌زند؛ هم میدان مقتدر ما آماده است تا در صورت هرگونه حماقت، پاسخی پشیمان‌کننده به دشمن بدهد و هم دیپلماسی انقلابی ما معطل پیشنهادهای صد من یک غاز آمریکا نیست، چرا که برای تهران مسجل شده که این سگ زرد، غیرقابل اعتماد و مظهر پیمان‌شکنی است.
ایران مقتدر بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت، هرگونه تفاهم را منوط به ۵ پیش‌شرط قطعی و اعتمادساز دانسته است:
- پایان فوری جنگ و تجاوز در همه جبهه‌ها به‌ویژه در لبنان قهرمان
- رفع کامل و بی‌قیدوشرط تحریم‌های ظالمانه ضدایرانی
- آزادسازی فوری و کامل پول‌های بلوکه‌شده ملت ایران
-جبران تمامی خسارات مادی و معنوی ناشی از جنگ و تروریسم آمریکایی
- پذیرش رسمی حق حاکمیت مطلق ایران بر شاهراه تنگه هرمز
گزارش آژانس‌های اطلاعاتی ناتو: ۹۰ درصد زرادخانه موشکی ایران آماده شلیک است
بوق‌های تبلیغاتی جبهه استکبار در حالی از تضعیف توان نظامی ایران سخن می‌گویند که گزارش‌های محرمانه سازمان‌های اطلاعاتی خودشان، خلاف این دروغ‌پردازی‌ها را ثابت می‌کند. رسانه‌های بریتانیایی به نقل از منابع جاسوسی ناتو فاش کردند که جمهوری اسلامی علی‌رغم حملات و شیطنت‌های اخیر دشمن، دست‌نخورده‌ترین و هولناک‌ترین بخش از قابلیت‌های موشکی خود را حفظ کرده است. بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی ناتو، تهران هنوز به اکثر موشک‌های بالستیک، کروز و تأسیسات شهرهای زیرزمینی و نفوذناپذیر خود دسترسی کامل دارد.
این ارزیابی‌های غربی صراحتاً اعتراف می‌کنند که ایران حداقل ۶۰ درصد از کل قابلیت‌های هجوم موشکی خود را در بالاترین سطح حفظ کرده است. برآوردهای دستگاه‌های اطلاعاتی ایالات متحده (سیا) فراتر رفته و تأکید دارد که ۹۰ درصد از سایت‌های پرتاب، سیلوهای زیرزمینی و تأسیسات ذخیره‌سازی موشکی ایران کاملاً عملیاتی و آماده شلیک هستند. 
این آمار دقیقاً به این معناست که تهران قادر است هرگونه درگیری نظامی مستقیم با ایالات متحده و سگ زنجیری‌اش را برای ماه‌ها تداوم بخشیده و جهنمی از آتش بر سر پایگاه‌های دشمن فرود آورد. ناظران بین‌المللی معتقدند این ارزیابی‌ها نشان‌دهنده شکست مطلق تلاش‌های واشنگتن-تل‌آویو برای تضعیف بازدارندگی ایران است. حفظ این زرادخانه عظیم، موقعیت ژئوپلیتیک ایران را به عنوان قدرت بلامنازع منطقه تثبیت کرده و در هرگونه رویارویی یا معامله احتمالی، حاشیه امن فوق‌العاده‌ای به نظام اسلامی می‌دهد تا از موضع بالا با دشمن سخن بگوید.
دیوار چین در برابر باج‌خواهی آمریکا از ایران
سفر اخیر دونالد ترامپ به پکن که با جنجال رسانه‌ای فراوان و با هدف جلب همراهی چین علیه ایران انجام شد، به یک رسوایی و شکست دیپلماتیک دیگر برای واشنگتن بدل گشت. این سفر به وضوح افول مهارناپذیر قدرت آمریکا در صحنه بین‌المللی را آشکار کرد. ترامپ تلاش کرد تا این انزوا را به گردن دولت قبلی بیندازد، اما واقعیت فراتر از اشخاص است؛ ساختار قدرت در جهان تغییر کرده و قطب‌های جدیدی ظهور کرده‌اند. ترامپ که برای کسب یک دستاورد سریع رسانه‌ای جهت مصرف داخلی به چین رفته بود، بدون هیچ پیشرفت واقعی در مسئله ایران و با دست خالی به واشنگتن بازگشت؛ چرا که پکن با عمل‌گرایی سرد و بی‌اعتنایی، به فشارهای آمریکا پاسخ داد و هیچ امتیازی درباره موضع استراتژیک خود در قبال تهران نداد.
کمپین تبلیغاتی یانکی‌ها که مدعی نزدیکی چین به موضع ایالات متحده بود، خیلی زود رنگ باخت. اگرچه حجم تجارت واشنگتن و پکن به 
۵۰۰ میلیارد دلار نزدیک می‌شود، اما این مانع از درگیری عمیق استراتژیک آن‌ها بر سر نظم جهانی نیست. آمریکا، چین را بزرگ‌ترین تهدید برای هژمونی خود می‌داند و چین نیز بر اساس اقتدار اقتصادی و فناوری خود، حق طبیعی‌اش برای شکل‌دهی به نظم نوین جهانی را مطالبه می‌کند؛ امری که در پیام‌های پروتکلی معنادار پکن در طول سفر ترامپ کاملاً مشهود بود.
روابط چین و ایران یک شراکت راهبردی، بلندمدت و بنیادین است که فراتر از حوزه انرژی و تجارت، در مخالفت صریح با یکجانبه‌گرایی آمریکا در غرب آسیا تعریف شده است. دو کشور متعهد به دور زدن تاکتیک‌های فشار آمریکا از طریق تجارت با ارزهای ملی، شبکه‌های ترانزیتی مستحکم و همکاری در بلوک‌های قدرتمندی نظیر بریکس و شانگهای هستند. رزمایش‌های نظامی مشترک و تشدید هماهنگی‌های امنیتی مکتوم، نشان‌دهنده یک اعتماد راهبردی عمیق میان تهران و پکن است.
این همگرایی در اوج بحران‌های اخیر آشکارتر شد؛ جایی که جریان صادرات نفت ایران به پالایشگاه‌های چین با سرعت بالا ادامه یافت و حتی با وجود تحریم‌های ترامپ افزایش یافت. در عرصه دیپلماتیک نیز پکن بارها از حق وتوی خود در شورای امنیت علیه پیش‌نویس قطعنامه‌های مغرضانه و تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل استفاده کرد.
شکست ترامپ در پکن آنجایی عیان شد که درست پس از سفر او، حدود ۳۰ کشتی غول‌پیکر چینی با هماهنگی مستقیم تهران برای تضمین امنیت دریانوردی، با اقتدار از تنگه هرمز عبور کردند. ترامپ پس از بازگشت به واشنگتن، در موضعی منفعلانه متعهد شد که تحریم‌های شرکت‌های چینی خریدار نفت ایران را کاهش دهد یا لغو کند که این خود اعتراف ضمنی به ناتوانی در انزوای جمهوری اسلامی است. 
ما آماده‌ایم
امروز با آمادگی حداکثری زرادخانه موشکی ایران و شکست فضاحت‌بار مأموریت ترامپ در پکن برای گسستن پیوند راهبردی ایران و چین، موازنه قدرت کاملاً تغییر کرده است. واشنگتن باید بفهمد دوران دیکته کردن شروط یکجانبه گذشته است؛ دیپلماسی انقلابی ما هرگز معطل پیشنهادهای صد من یک غاز دشمن نخواهد ماند. از طرفی میدان هم آماده است تا هرگونه حماقت کاخ سفید را با پاسخی پشیمان‌کننده بر سر آن‌ها 
آوار کند.


نظرات شما