ندای لرستان - خراسان / «راه مقابله با نفوذ دیجیتال» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سید ناصر نعمتی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
بیرحمانه ترین درگیریها، امروز در میدانهای نظامی اتفاق نمیافتد بلکه پشت پرده الگوریتم های سایبری درحال رقم خوردن است؛ الگوریتمهایی که شناخت مخاطب را مهندسی میکند. این نبرد از تیتر رسانهها شروع میشود و تا توئیتها، نظرات و ویدئوهای رسانههای اجتماعی ادامه پیدا میکند و بهدنبال تسخیر ذهن، انتخاب و تصمیم مخاطب است. این جنگ به دنبال تامین منافع قدرتها از طریق به دستآوردن اذهان و افکار است.
اخیرا رسانه اسرائیلی هاآرتص گزارش داده «یک کارزار نفوذ دیجیتالِ گسترده به زبان فارسی در جریان بوده که از داخل اسرائیل اداره میشود. این کارزار بر “آواتارها” تکیه دارد؛ شخصیتهای آنلاین جعلی که در شبکههای اجتماعی خود را شهروندان ایرانی جا میزنند.» این شخصیتهای آنلاین جعلی تولید محتوا میکنند، مینویسند و نظر میدهند؛ آنها در یک جنگ شناختی، تغییر ادراک، برداشت و آگاهی مخاطب فارسیزبان را دنبال میکنند تا به سیاستهای مدنظر رژیم صهیونیستی در افکار عمومی برسند.
شاید یادتان باشد که ترامپ گفته بود باید خواسته مردم ایران را مدنظر قرار داد و حرفهای آنان را شنید. جالب است بدانید درست پس از همین اظهارنظر وبگاه خبری «میدل ایست آی» مطلبی را منتشر کرد که در آن خواسته ایرانیها و تنها مداخله خارجیای که آنها میخواهند را برداشتن تحریمها معرفی کرده بود. گویی این گزارش به نوعی پاسخ بازی روانی ترامپ را داده بود.
واقعیت این است که تولید روایتهای انحرافی با هدف مهندسی افکارعمومی بینالمللی یکی از تکنیکهای رایج در جنگ ترکیبی است و اگر در برابر آن منفعل عمل شود جای راست و دروغ عوض خواهد شد و نمیتوان انتظار داشت افکار عمومی در این فضا بتواند مسیر درست را بهراحتی تشخیص دهد.
بازار ![]()
سوال مهم این جا این است: چه باید کرد؟ نقشه راه مقابله با چنین کارزارهایی باید در دو سطح پیگیری شود: سطح سیاست گذاری و سطح عمومی. در سطح نخست داشتن پیوست رسانهای برای اقدامات، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی اجتماعی مهم ترین کاری است که باید انجام شود. هنوز رسانه به اندازهای که اهمیت دارد از سوی مسئولان، سیاست گذاران و دستاندرکاران جدی تلقی نمیشود و برای آن نقش واقعی، اثرگذار و اصلی در مواقع حساس قائل نیستند. در مقام حرف، صحبت بسیار است اما در عمل... . تغییر این رویکرد برای موفقیت در جنگ ترکیبی، ضروری است.
در سطح عمومی نیز توصیههایی از جنس سواد رسانه و تقویت مهارتهای آن در حوزه عمومی راهگشاست. باید حساس سازی در مخاطب تا جایی پیش رود که او همان گونه که روی تغذیه خود حساس است برای خوراک فکری خود و اطرافیانش برنامه داشته باشد. اگر در فضای رسانهای و نبردهای شناختی جدید، مخاطب فعال نباشد تبدیل به کاربر منفعل و دست بسته ای می شود که نقش او مصرف محتوای دستکاری شده، هدفدار یا جعلی است. این دقیقا نقطه هدفگذاری شده در کارزارهای نفوذ دیجیتال است.