شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
سیاسی

فیلترینگ و دوقطبی‌های سیاه و سفید

فیلترینگ و دوقطبی‌های سیاه و سفید
ندای لرستان - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست چه اتفاقی رخ می‌دهد که در ماجرای سیم‌کارت‌های سفید، جامعه در برابر چنین ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چه اتفاقی رخ می‌دهد که در ماجرای سیم‌کارت‌های سفید، جامعه در برابر چنین موضوعی اینگونه برآشفته می‌شود و فضا به سرعت به سمت دوقطبی شدن می‌رود.
 فرهاد فخرآبادی| بعید است زمانی که مهندسین شرکت اکس‌کورپ در حال طراحی آخرین تغییرات برای شبکه اجتماعی ایکس بودند، حتی یک درصد هم به این موضوع فکر می‌کردند که یک تغییر ساده و اضافه کردن یک امکان، منجر به این شود که فضای سیاسی و اجتماعی در ایران تحت تاثیر قرار بگیرد. 
نشان دادن یک لوکیشن ساده از کاربران این شبکه اجتماعی، در ایران ماجرایی را آغاز کرده که چند روزی است، همچنان ادامه داد. ماجرا پیرامون موضوع «سیم‌کارت سفید» است؛ تغییری روی برخی سیم‌کارت‌ها که فیلترینگ را رد کرده و امکان دسترسی آزاد به شبکه‌های اجتماعی را فراهم می‌کند. ماجرا از اینجا در ایران جنجالی شد که تغییر اعمال‌شده در شبکه ایکس منجر به این شد که استفاده‌کنندگان از سیم‌کارت‌های سفید مشخص شوند. البته آنچه الان در فضای مجازی و بحث‎ها مطرح می‎شود این است که مثلاً چرا فلان فعال حقوق بشر و حقوق مدنی یا فلان منتقد به این خط سفید دست یافته است که البته هر تبعیضی ناراحت‌کننده و قطعاً نارضایتی‌ساز است اما نکته قابل تأمل اینجاست که در بین اسامی‌ای که منتشر شد، افراد جالب توجه دیگری هم دیده می‌شدند، هم افرادی بودند که خودشان از مدافعان تمام‌عیار فیلترینگ به شمار می‌روند و هم اکانت‌هایی بودند که انواع فحاشی‌ها را سال‌ها در توئیتر به جمهوری اسلامی می‌کردند اما در این بین سیم‌کارت سفید داشتند.
حالا در این شرایط به جای آنکه انتقاد و آگاهی از این فضا سوالات را برای مردم ایجاد کند و فیلترکنندگان را مورد نقد قرار دهد، لشکر سایبری بار دیگر فضای دوقطبی را این بار علیه فعالان سیاسی و اجتماعی ایجاد کرد و باردیگر فضای امنی برای آن جمعیت مذکور که معمولا در هر دعوایی به قطبی‌سازی بیشتر و افزایش خشم مردم مشغولند فراهم ساخت. البته نگاه به همین دعواهای چند روز اخیر این را هم نشان می‌دهد که کشور دچار انباشت عصبانیت شده و عملاً هر فرصتی برای دعواها و دوقطبی شدن و هل دادن بیشتر فعالان دگراندیش در فضای سیاسی به مارپیچ سکوت را ایجاد کرده است. چنانچه از همان ساعات اولیه مطرح شدن موضوع، واکنش‌ها به ماجرا آغاز شده است.
برای مثال عمادالدین باقی می‌نویسد: «کسانی که آشکارا از حمله قدرت‌های متجاوز که منجر به شهادت 1100 تن از هم‌وطنان‌مان و بسیاری ویرانی‌های دیگر شد حمایت کردند و ننگ فاند بگیری از آنها را در کارنامه دارند و یا سکوت کردند خجالت‌آور است که از تعبیرهایی مانند رسوایی سیم‌کارت سفید حرف بزنند. هزاران کشته به دست آمریکا و اسرائیل در غزه و ایران و... از نظر آنها جنایت نبود ولی خط تلفن بدون فیلتر جنایت است.» و یا محمدجواد روح که نوشته بود: «پیشنهاد می‌کنم منتقدان «خط سفید» به جای حمله به فعالان سیاسی و رسانه‌ای آزادیخواه، اصل فیلترینگ را سوژه حملات خود قرار دهند. فراموش نکنیم که با سیاه شدن خط دیگران، خط کسی سفید نمی‌شود. مسئله اصلی، پایان دادن به اینترنت سیاه است.» 
روز گذشته نیز، محمود میرلوحی در یادداشتی در واکنش به ماجرا می‌نویسد: «رئیس‌جمهور کشور یک‌سال است مرتب می‌گوید «پیگیر رفع فیلتر هستیم» اما هیچ تغییری رخ نمی‌دهد که این خود نشانه‌ای از ضعف اختیارات رئیس‌جمهور در ساختار سیاسی کشور است. این وضعیت نشان می‌دهد که تصمیم‌های اصلی در حوزه فضای مجازی توسط مراکز دیگری گرفته می‌شود؛ مراکزی که نه تحت نظارت عمومی قرار دارند و نه به افکار عمومی پاسخ می‌دهند؛ به همین دلیل هم با وجود خواست اکثریت جامعه و حتی تاکید دولت، تغییری در سیاست فیلترینگ ایجاد نشده است.»
کامبیز نوروزی نیز اینگونه نوشته بود: «قدم اول را اگر کج بگذارید، قدم دوم را هم لاجرم کج می‌روید. فیلترینگی که از اساس و پایه غیرقانونی و غلط است، قدمی کج بوده است که به لج برداشته‌اند؛ لج با جهان جدید. اینترنت سفید که گام کج بعدی است نتیجه همان فیلترینگ لجوجانه‌ غیرقانونی است.» 
به هر صورت، ماجرایی که طی روزهای اخیر آغاز شده، همچنان ادامه دارد. اما در این میان، نکته اصلی این است که در فضایی که انواع رانت و سهمیه وجود دارد، چنین چیزی جای تعجب ندارد. برای مثال همین چند ماه پیش بود که معاون وزیر بهداشت گفته بود 60 درصد دانشجویان علوم پزشکی، سهمیه‌ای هستند. مهم این است که چه اتفاقی رخ می‌دهد که در ماجرای سیم‌کارت‌های سفید، جامعه در برابر چنین موضوعی اینگونه برآشفته می‌شود و فضا به سرعت به سمت دوقطبی شدن می‌رود. بحث جامعه‌شناسی ماجرا یک سوی قضیه قرار دارد اما در بحث سیاسی، شاید این ماجرا بتواند تلنگری برای مسعود پزشکیان باشد تا مقداری اقتدار نشان داده، زمینه برابری را فراهم کند و همینطور که در ماجرای عدم اجرای قانون عفاف و حجاب ایستادگی کرد، این‌بار هم ایستادگی کرده و تکلیف موضوع فیلترینگ را روشن کند تا حداقل بگوید در حوزه یکی از انتقاداتی که در زمان انتخابات داشتم، حرکتی را کامل و به نفع مردم انجام داده‌ام.
بازار


نظرات شما