شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
سیاسی

چگونه «ناوگان سایه» پوتین اروپا را خلع سلاح کرد؟

چگونه «ناوگان سایه» پوتین اروپا را خلع سلاح کرد؟
ندای لرستان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست آندری سولداتوف و ایرینا بوروگان-فارن افرز| در نشست اکتبر باشگاه گفت‌وگوی ...
  بزرگنمايي:

ندای لرستان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
آندری سولداتوف و ایرینا بوروگان-فارن افرز| در نشست اکتبر باشگاه گفت‌وگوی والدای سوالی غیرمنتظره از ولادیمیر پوتین پرسیده شد: «آقای رییس‌جمهور، چرا این همه پهپاد به دانمارک می‌فرستید؟» پوتین ابتدا این موضوع را رد کرد و گفت که پهپادی به «فرانسه، دانمارک یا کپنهاگ» نفرستاده‌اند، اما به همین‌جا بسنده نکرد. بلافاصله ادامه داد که «آدم‌های عجیب ‌و غریب زیادی» به ‌ویژه جوانان، می‌توانند این پهپادها را بر فراز اروپا به پرواز درآورند. او در پایان تاکید کرد که این جوانان «هر روز» این کار را خواهند کرد. در میانه سپتامبر، چند فروند پهپاد - که دست‌کم سه فروندشان مسلح بودند - وارد حریم هوایی لهستان شدند. لهستان برای نخستین‌بار از پایان جنگ جهانی دوم، جت‌های جنگنده خود را به هوا فرستاد و پهپادها را سرنگون کرد. سه روز بعد، رومانی اعلام کرد که یک پهپاد وارد حریم هوایی این کشور شده است؛ این نخستین مورد از زنجیره‌ای از حوادث مشابه در رومانی طی پاییز امسال بود. در اواخر سپتامبر، چندین فرودگاه دانمارک از جمله فرودگاه کپنهاگ به دلیل ورود پهپادها برای دقایقی تا چند ساعت تعطیل شدند. در اوایل اکتبر، تنها چند روز پس از نشست والدای، پهپادهایی در نزدیکی تاسیسات نظامی و فرودگاه‌های متعدد در سراسر آلمان مشاهده شدند. چند روز بعد، نروژ پس از رویت پهپادها در حوالی فرودگاه اسلو، پروازهای این فرودگاه را برای مدت کوتاهی متوقف کرد. در نوامبر، مقامات بلژیک پس از مشاهده چندین پهپاد در نزدیکی فرودگاه، حریم هوایی بروکسل را بستند. در هلند، پس از شناسایی پهپادها در نزدیکی پایگاه هوایی ولکل - که میزبان یک اسکادران نیروی هوایی امریکا تحت ماموریت ناتو است - ارتش هلند با سلاح‌های زمین به هوا آنها را رهگیری کرد و ترافیک هوایی در جنوب کشور برای مدتی کوتاه به حالت تعلیق درآمد.با وجود انکار کرملین، تقریبا هیچ مقام اروپایی این مواضع را باور نمی‌کند.
اما نکته‌ای که کمتر به آن پرداخته شده، زیرساخت لجستیکی است که این کارزار جدید جنگ هیبریدی را ممکن می‌سازد. در بیشتر موارد، به نظر نمی‌رسد روسیه پهپادها را مستقیما از خاک خود به پرواز درآورد. در عوض، همه شواهد نشان می‌دهد که مسکو به «ناوگان سایه» خود تکیه کرده است؛ یعنی صدها کشتی متعلق به اشخاص ثالث که تحت کنترل روسیه هستند، برای دور زدن تحریم‌ها به کار گرفته می‌شوند و اکنون مرتبا در آب‌های اطراف اروپا رفت‌وآمد می‌کنند. همزمان با مشاهده پهپادها بر فراز حریم هوایی دانمارک، نفتکش «بوراکای» - کشتی‌ای با پرچم بنین که در اوایل سپتامبر بندر پریمورسک روسیه را با محموله نفت خام ترک کرده بود - دقیقا در نزدیکی سواحل دانمارک ردیابی شد. این کشتی پیش‌تر به دلیل نقشش در دور زدن تحریم‌های نفتی روسیه، در لیست سیاه بریتانیا و اتحادیه اروپا قرار گرفته بود. بلافاصله پس از حملات پهپادی، کماندوهای نیروی دریایی فرانسه به کشتی هجوم بردند و کاپیتان چینی‌تبار آن را برای چند ساعت بازداشت کردند. امانوئل مکرون علنا اعلام کرد که فرانسه نمی‌تواند احتمال ارتباط این کشتی با عملیات پهپادی را نادیده بگیرد، هر چند هنوز مدرک قطعی علنی نشده است. کرملین در واکنش، این اتهامات را «هیستری محض» خواند.
براساس گزارش تازه مرکز تحقیقاتی دانمارکی «دن‌واچ»، ماموران دریایی دانمارک در پاییز امسال چندین بار افرادِ دارای لباس نظامی روسی را بر عرشه کشتی‌های ناوگان سایه مشاهده کرده‌اند. گزارش تاکید می‌کند که این حضور نشان‌دهنده آن است که مسکو «به احتمال بسیار زیاد در حال استقرار نیروهای خود بر روی نفتکش‌های تجاری است.» هنوز جزییات زیادی درباره چگونگی استفاده مسکو از این ناوگان سایه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما یک واقعیت روزبه‌روز آشکارتر می‌شود: آب‌های اطراف اروپا به صحنه اصلی کارزار روسیه و قاره سبز تبدیل شده‌اند. در همین زمینه، جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، روز 19 نوامبر اعلام کرد که چند هفته پیش یک کشتی نظارتی روسیه وارد آب‌های سرزمینی بریتانیا است. اگر ادعای اروپا درست باشد، باید گفت برای روسیه، استراتژی جنگ هیبریدی دریایی مزایای راهبردی متعددی دارد. استفاده از کشتی‌ها به مسکو اجازه می‌دهد بسیار نزدیک‌تر به غرب اروپا شود. پرتاب حملات هیبریدی از روی عرشه کشتی - به جای خاک یک کشور همسایه - برای ماموران روسی به‌مراتب کم‌خطرتر و از نظر عملیاتی ساده‌تر است. ناوگان سایه همچنین به‌ طور ذاتی گزاره‌ای غیرشفاف است و اثبات ارتباط مستقیم این فعالیت‌ها با کرملین را برای دولت‌های اروپایی به ‌شدت دشوار می‌کند. ازسوی دیگر، کرملین می‌تواند به تجربه‌ای طولانی و آزمایش‌شده تکیه کند: از دوران اتحاد جماهیر شوروی، مسکو همیشه از کشتی‌های تجاری و ماهیگیری به عنوان بخش کلیدی عملیات اطلاعاتی خود در اروپا و سایر نقاط جهان استفاده کرده است و سرویس‌های اطلاعاتی روسیه هنوز پیوندهای عمیق و فعالی با صنعت دریانوردی این کشور دارند. اگر رهبران اروپا می‌خواهند جلوی جنگ هیبریدی پوتین را بگیرند، چاره‌ای جز اتخاذ سیاستی به‌مراتب قاطع‌تر و هماهنگ‌تر در برابر ناوگان سایه ندارند.
پهپادها بر فراز دانمارک
تا پیش از پاییز 1404 (2025)، تمرکز غرب روی کارزار جنگ هیبریدی روسیه در اروپا عمدتا به عملیات زمینی معطوف بود. همان‌طور که ما در فارن افرز به تفصیل مستند کردیم، در اوایل سال 2024 دست‌کم در 15 کشور اروپای غربی زنجیره‌ای از آتش‌سوزی‌های مشکوک رخ داد که ادعا شد روسیه در تحققش نقش داشته است. این حملات همچنان ادامه دارند، هر چند با شدت و سرعت کمتری؛ احتمالا به دلیل تقویت تدابیر امنیتی در کشورهای غربی.با این حال، در تمام مدت جنگ اوکراین، سرویس‌های اطلاعاتی روسیه به‌صورت خاموش و پیوسته در حال توسعه توانمندی‌های دریایی خود نیز بوده‌اند. از نظر جغرافیایی این انتخاب کاملا منطقی است: بیشتر کشورهای اروپای غربی ساحل طولانی دارند و دریا همیشه نقطه‌ای آسیب‌پذیر بوده که می‌توان از آن سوءاستفاده کرد. علاوه بر این، پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022، اروپا صدها دیپلمات روس را اخراج کرد. همین امر انگیزه تازه‌ای به مسکو داد تا به سمت عملیات دریایی تغییر جهت بدهد؛ جایی که نظارت و پیگیری بسیار دشوارتر است.نخستین حوزه‌ای که فعال شد، خرابکاری زیرسطحی بود: از سال 2023 به بعد، شمار روبه‌رشدی از آسیب‌ها و قطعی‌های کابل‌های برق، فیبر نوری و خطوط لوله گاز در دریای شمال و دریای بالتیک به کشتی‌های تجاری مرتبط با روسیه نسبت داده شد. از سال 2022، مسکو منابع هنگفتی را صرف خرید صدها کشتی دست‌دوم و قدیمی - عمدتا تانکرهای نفتی - کرده است که مالکیت آنها به شرکت‌های صوری در کشورهای ثالث ثبت شده و از آنها برای دور زدن تحریم‌های غربی استفاده می‌کند. برخی از این کشتی‌ها همچنان علنا به بنادر روسیه رفت‌وآمد می‌کنند. اما چون طبق قوانین بین‌المللی همه کشتی‌ها موظفند فرستنده سیستم شناسایی خودکار (AIS) خود را روشن نگه دارند و موقعیت‌شان به‌ صورت لحظه‌ای پخش شود، روسیه به ‌تدریج روش «انتقال کشتی‌به‌کشتی» در آب‌های بین‌المللی را به اصلی‌ترین تاکتیک خود تبدیل کرده است: تانکری که تا نزدیکی بندر روسیه ردیابی شده، محموله‌اش را به تانکر دیگری که فرستنده‌اش خاموش است منتقل می‌کند. حتی حجم‌های عظیم نفت خام را می‌توان در کمتر از 12 ساعت بین دو کشتی جابه‌جا کرد. کشتی‌های فراساحلی که دیگر هیچ ردپایی تا بنادر روسیه ندارند، سپس می‌توانند با کشتی‌های قانونی که برای ماه‌ها در آب‌های بین‌المللی لنگر انداخته‌اند ترکیب شوند؛ کشتی‌هایی که طبق رویه معمول بازار، منتظر بالا رفتن قیمت جهانی نفت می‌مانند تا بارشان را بفروشند. با گسترش سریع ناوگان سایه، بازی با مقامات اروپایی شدت گرفته است. تا امروز، اتحادیه اروپا تنها در صورتی که دلایل محکمی برای نقض تحریم‌های نفتی وجود داشته باشد، دسترسی کشتی‌های دخیل در انتقال کشتی ‌به ‌کشتی را به بنادر خود ممنوع کرده است. این اقدامات شاید صادرات نفت و گاز روسیه را دشوارتر کند، اما بعید است کوچک‌ترین تاثیری بر عملیات احتمای روسیه بگذارد که اصولا نیازی به ورود به بنادر اروپایی ندارند. در حقیقت، پیشرفت فناوری پهپادهای کوچک و ارزان، ارزش استراتژیک دریا را برای روسیه چند برابر کرده است. در اینجاست که کشتی‌های ناوگان سایه به کار می‌آیند: هم پناهگاه امن و قابل‌انکاری برای ماموران حرفه‌ای روسی فراهم می‌کنند و هم به عنوان سکوی پرتاب ایده‌آل برای پهپادهای سبک و برد کوتاه عمل می‌کنند. به این ترتیب، ناوگان سایه از یک ابزار دور زدن تحریم به یکی از ستون‌های اصلی جنگ هیبریدی روسیه در اروپا تبدیل شده است. پاول گودِف، از برجسته‌ترین کارشناسان روسی در حوزه امنیت دریایی و سیاست اقیانوسی (موسسه IMEMO وابسته به آکادمی علوم روسیه در مصاحبه‌ای که اکتبر امسال توسط خبرگزاری دولتی اینترفاکس منتشر شد، با لحنی صریح و بی‌پروا به تلاش‌های غرب برای مهار ناوگان سایه پاسخ داد. پیام او روشن بود: «انتقال کشتی ‌به‌ کشتی ادامه دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد.» او با افزود که حتی اگر این کشتی‌ها در بنادر اروپا، امریکا، بریتانیا و کانادا ممنوع‌الورود شوند، «وقتی نیاز به سوخت یا آذوقه پیدا کنند، بندرهای دیگری در جهان هست که با کمال میل پذیرایشان خواهند بود.»
ماموریت شوروی در دریا
گرایش مسکو به عملیات دریایی ریشه‌ای عمیق و طولانی دارد. در تمام قرن بیستم، اتحاد جماهیر شوروی از کشتی‌های غیرنظامی هم برای فعالیت‌های مختلف بهره می‌برد. تقریبا از همان نخستین سال‌های قدرت‌گیری بلشویک‌ها، ماموران شوروی از کشتی‌های تجاری، باری و ماهیگیری برای انتقال نیروهای خود در سراسر اروپا استفاده می‌کردند. در دوران جنگ سرد نیز سرویس‌های اطلاعاتی شوروی به استفاده گسترده از ناوگان تجاری ادامه دادند. یکی از نخستین وظایف اولگ گوردیفسکی - افسر کا‌گ‌ب - هنگامی بود که در اواخر دهه 1960 در کپنهاگ مستقر شد. او در خاطراتش می‌نویسد: «وظیفه من این بود که ماموران اطلاعاتی را روی یکی از کشتی‌های بخار خط لوآور - لنینگراد جابه‌جا کنم. هر عملیات ترانزیتی با دقت فراوان برنامه‌ریزی می‌شد؛ لازم بود با کاپیتان کشتی مذاکره شود و گاهی حتی او را به عنوان مامور استخدام کنیم.» ناوگان تجاری همچنین مسیر فرار اضطراری ماموران در خطر را تامین می‌کرد. در همین دهه‌ها، شوروی زمینه را برای عملیات پیچیده دریایی نیز فراهم کرد. هنوز در سال 1938، یک زیردریایی پیشرفته در خلیجی نزدیک ولادی‌وستوک طی رزمایشی فوق‌محرمانه به آب رفت که طبق دستور رسمی، هدفش «پیاده‌سازی نیرو برای شناسایی و انجام خرابکاری در ساحل دشمن» بود. مقامات شوروی این تمرین را کاملا موفق اعلام کردند. در جنگ جهانی دوم، اطلاعات شوروی به‌ طور گسترده از زیردریایی‌ها برای نفوذ عوامل به سواحل منطقه بالتیک استفاده کرد، هر چند بهای سنگینی پرداخت: تنها در سال‌های 1941 و 1942، سه زیردریایی هنگام تلاش برای پیاده کردن نیروها در ساحل دشمن برای همیشه ناپدید شدند. شوروی خیلی زود به این نتیجه رسید که کشتی‌های غیرنظامی می‌توانند ابزار ایده‌آلی برای عملیات مورد نظر علیه اروپا باشند. در سال 1953، نیروی دریایی شوروی و اداره اطلاعات نظامی (GRU) واحدهای ویژه دریایی را در ناوگان‌های اصلی کشور تاسیس کردند. این واحدها که با نام «نقاط اطلاعات دریایی» به روسیMRP شناخته می‌شدند، در ناوگان دریای سیاه و ناوگان بالتیک مستقر شدند و یکی از ماموریت‌های اصلی‌شان، انجام عملیات خرابکارانه در سواحل دشمن بود. هر چند این واحدها در طول جنگ سرد هیچ‌گاه علیه اهداف غربی به کار گرفته نشدند، برنامه خرابکاری دریایی هیچ‌ وقت از دستور کار اطلاعات شوروی خارج نشد. مرکز اصلی آموزش این نیروها، پایگاه مخفی‌ای در جزیره‌ای مصنوعی کوچک نزدیک شهر اوچاکوف در دریای سیاه بود که در سال 1968 به ‌طور قابل‌توجهی گسترش یافت. در دهه 1970، دو رویه قدیمی و آزمایش ‌شده شوروی سرانجام با هم تلفیق شدند: استفاده از کشتی‌های تجاری برای مقاصد اطلاعاتی و برنامه‌ریزی گسترده برای عملیات دریایی.همزمان با آغاز استخراج نفت و گاز در مقیاس بزرگ در دریای شمال توسط کشورهای ناتو - از‌جمله بلژیک، دانمارک، هلند، نروژ و بریتانیا - سرویس‌های اطلاعاتی مسکو فرصت تازه‌ای دیدند. تیمی از غواصان و خرابکاران دریایی شوروی برای یک ماموریت تحقیقاتی اعزام شدند و گزارش نهایی‌شان کاملا روشن بود: از این پس می‌توان از کشتی‌های غیرنظامی، در کنار زیردریایی‌ها، به عنوان وسیله‌ای موثر برای نفوذ مخفیانه به تاسیسات ساحلی کشورهای غربی استفاده کرد. در سال‌های آخر اتحاد جماهیر شوروی، همین پایگاه جزیره‌ای مصنوعی نزدیک اوچاکوف، آموزش نیروهای واحد فوق‌محرمانه «ویمپل»ِ کا‌گ‌ب را هم برعهده گرفت؛ یگان ویژه‌ای که برای انجام عملیات مخفی و خرابکارانه در عمق خاک دشمن طراحی شده بود. در واقع، آموزش فعالیت دریایی شاید تنها حوزه‌ای بود که GRU و کا‌گ‌ب با هم رقابت نمی‌کردند و دانش و تجربه‌شان را به اشتراک می‌گذاشتند.
فناوری پایین، اضطراب بالا
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای مدتی طولانی توان عملیات دریایی مسکو را تحت تاثیر قرار داد. استقلال اوکراین در 1991 نیز ضربه‌ای سخت بود: هرچند ناوگان دریای سیاه در کریمه همچنان دراختیار روسیه ماند، اما تیپ دریایی مستقر در جزیره مصنوعی اوچاکوف به نیروهای دریایی تازه‌تأسیس اوکراین واگذار شد و عملا این ظرفیت کلیدی از دست مسکو خارج شد. با این حال، دانش، تجربه و ساختار نهادی به‌ طور کامل از بین نرفت. با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین و بازسازی سرویس‌های اطلاعاتی، گزینه خرابکاری بار دیگر به فهرست اولویت‌ها بازگشت. پس از حمله تمام‌عیار به اوکراین - که کرملین و دستگاه‌های امنیتی آن را جنگ وجودی با کل غرب می‌دانند - منابع عظیمی به احیای این راهبرد اختصاص یافت. امروزه، مرکز اصلی آموزش و عملیات دریایی روسیه، «نقطه اطلاعات دریایی» در منطقه کالینینگراد در دریای بالتیک است. این بازگشت قدرتمند احتمالا با دو انتصاب کلیدی تقویت شده است در سال 2018، ایگور کوستیوکوف، دریاسالار با تجربه نیروی دریایی، به ریاست GRU منصوب شد. در سال 2024، نیکولای پاتروشف - متحد قدیمی پوتین، رییس سابق FSB و شورای امنیت ملی - به عنوان رییس «کالج دریایی روسیه» بالاترین نهاد هماهنگ‌کننده فعالیت‌های دریایی دولت، انتخاب شد.این ترکیب نشان می‌دهد که عملیات دریایی بار دیگر به یکی از محورهای اصلی استراتژی روسیه تبدیل شده است.به‌طور سنتی، سرویس‌های اطلاعاتی روسیه از هماهنگی ضعیف میان سازمان‌های مختلف رنج می‌بردند، اما در حوزه عملیات دریایی ظاهرا این مشکل تا حد زیادی حل شده است. عملیات دریایی ذاتا مشترک و بین‌سازمانی هستند و از دوران شوروی، سرویس‌های مختلف مسکو - از GRU و نیروی دریایی گرفته تا FSB - در دریا همکاری نزدیک و موثری داشته‌اند. نشانه‌های امروز هم این هماهنگی را تایید می‌کند: حضور همزمان کشتی‌های رسمی نظامی و جاسوسی روسیه (مانند کشتی نظارتی که پاییز امسال خلبانان بریتانیایی را با لیزر هدف گرفت) در کنار تانکرهای ناوگان سایه و مهم‌تر از آن، گزارش‌های متعدد از اسکورت مستقیم کشتی‌های جنگی روسیه برای ناوگان سایه در دریای بالتیک و حتی در کانال مانش طی شش ماه گذشته. آخرین قطعه این پازل، برنامه پهپادی به سرعت در حال گسترش روسیه است. این پهپادها نیازی به فناوری پیشرفته، دقت بالا یا حتی تسلیحات سنگین ندارند؛ همین که دیده شوند، فرودگاه‌ها را برای ساعت‌ها و گاهی روزها فلج می‌کنند. در عین حال، جبهه عظیم و خونین اوکراین بهترین زمین تمرین ممکن را برای آموزش انبوه اپراتورهای پهپاد فراهم کرده است؛ اپراتورهایی که حالا تجربه واقعی نبرد دارند و می‌توانند از عرشه همان کشتی‌های سایه در آب‌های اروپا عملیات کنند.حتی در این مرحله اولیه، نتایج کمپین روسیه قابل توجه و نگران‌کننده بوده است. مسکو با به‌کارگیری تعداد محدودی پهپاد، توانسته هوانوردی غیرنظامی را در چندین کشور اروپایی فلج کند و این تهدید را مستقیما به زندگی روزمره مردم اروپا نزدیک‌تر سازد. علاوه بر این، پهپادها می‌توانند با پرواز بر فراز یا نظارت بر تاسیسات، پایگاه‌های نظامی کلیدی را مختل کنند - همان‌طور که در حادثه نوامبر در پایگاه هوایی ولکل هلند مشاهده شد.برای خنثی‌سازی این تاکتیک، دولت‌های غربی چاره‌ای جز تشدید اقدامات و گسترش عملیات ایست‌بازرسی در دریای بالتیک و شمال، و سرمایه‌گذاری کلان در حفاظت از فرودگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های حیاتی ندارند. با این حال، نشانه‌های دلگرم‌کننده‌ای هم در حال ظاهر شدن است. طبق گزارش رویترز، پس از حمله پهپادی نوامبر در نزدیکی فرودگاه بروکسل، مقامات بلژیکی فورا از تیم‌های ضدپهپاد بریتانیایی ، فرانسوی و آلمانی - از جمله حدود 20 متخصص نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا با تخصص در اختلال سیگنال - درخواست کمک کردند. در 20 نوامبر، مقامات اروپایی نیز در نشستی درباره اقدامات تازه‌ای بحث کردند؛ از جمله گسترش اختیارات برای سوار شدن بر کشتی‌های ناوگان سایه و وضع اشکال نوینی از تحریم‌ها علیه آنها. اما این کشتی‌های مرموز که این روزها در نزدیکی سواحل اروپا رفت‌وآمد می‌کنند، دیگر صرفا ابزاری برای فروش نفت زیر تحریم یا تامین مالی مجتمع نظامی-صنعتی روسیه نیستند. آنها اکنون به ‌خودی ‌خود یک تهدید مستقیم نظامی و اطلاعاتی به شمار می‌روند. برای مقابله واقعی با این خطر، اروپا باید بپذیرد که ناوگان سایه همین امروز در حال بی‌ثبات کردن کشورهایش است و ممکن است فردا به عنوان پایگاه پشتیبانی یا حتی نقطه آغاز عملیات نظامی گسترده‌تر علیه این قاره به کار گرفته شود.
ترجمه نوشین محجوب
بازار


نظرات شما